روانشناسی کودک ۹ سالگی

آنچه باید در مورد کودک ۹ ساله خود بدانید
شما والدین کودکی ۹ ساله هستید و شاهد پیشرفت و ترقی فرزندتان از زمانی که یک نوزاد محتاج کمک بود تا حال که به وسیله ویژگی های شخصیتی خودش تبدیل به کودکی مستقل تر ازقبل شده است بوده اید، نگران نباشید او همچنان نیازمند کمک شماست تا به بزرگسالی شاد و سالم تبدیل شود.
مهارت های جسمی او تاجایی رشد کرده است که کنترل مناسبی روی بدن خود دارد و او را قادر به بازی و رقص می کند، او حالا می تواند روی استقامت، مهارت و سرعت خود تمرکز کند. او همچنان در حال رشد است و نیار به خواب به میزان ۱۰ ساعت در روز دارد. شاید دراین سن وارد دوره بلوغ شود بنابراین بهتراست در رابطه با تغییراتی که با آن روبه رو می شود بحث کنید. او با جسمش آشناتر میشود و ممکن است نیازمند کمک باشد تا عزت نفسش را پرورش دهد تا بداند چگونه با احساسی که به ظاهرش دارد، ارتباط برقرار کند. تحقیقات نشان داده است، در حدود ۹ سالگی اختلال غذاخوردن به وجود می آید. تشویق به داشتن سبک زندگی سالم، تصویر از خود مثبت، و نشان دادن اینکه شما بیشتربه جسم او بها می دهید، از این اختلال جلوگیری می کند. اگر تا به حال در مورد روابط جنسی با او صحبت نکرده اید اکنون این کار را انجام دهید. کتاب ها و سازمان هایی وجود دارند که شما را راهنمایی می کنند به روش صحیح این کا ر را انجام دهید.
ازنظر شناختی ، او می تواند منتقدانه فکر کندو نظرات و تفکراتش را به اشتراک بگذارد و نسبت به چگونگی کارکردن اشیاء مختلف کنجکاو است، بنابراین شما هنوز هم با حجم زیادی سوال از جانب او رو به رو می شوید.
او تمایل دارد در جریان تصمیم گیری های مهم مثل اینکه درتعطیلات به کجا برویم، قرار بگیرد و شاید از برنامه ریزی برای کارها لذت ببرد. او درحال درک پاداشی که با تاخیر داده میشود است و اکنون با سخت کار کردن در مدرسه برای رسیدن به جایگاهی که می خواهد داشته باشد درک وفهم بیشتری در خود ایجاد می کند. مهارت خواندن ونوشتن او تاجایی رشد کرده است که می تواند اطلاعاتی که روی آنها پژوهش کرده است در گزارش کتاب ها ومقالات و داستان ها ارائه دهد. وهمچنان از خواندن به عنوان سرگرمی لذت می برد. اگر او با خواندن و تحقیق کلنجار میرود، با او کار کنید، مثلا ارتباط دادن بین علاقه ها و کارهای تحقیقاتی او به رفع این مشکل کمک می کند.
تکالیف ریاضی او احتمالا شامل عمل ضرب و تقسیم ، کسر و هندسه می باشد و او میتواند اطلاعات را جمع آوری و سازماندهی کند و به صورت گزارشات و ارائه ها به اشتراک بگذارد. ممکن است متوجه استعداد او در جمع آوری اشیاء شده باشید که این ویژگی از جمع آوری سنگ ها و برگ هایی که چند سال قبل انجام می داد نشات می گیرد.
از نظر اجتماعی، او می تواند روابط پیچیده تر و قوی تری با گروه همسالانش داسته باشد و در هر زمان مشخص پیگیری کند چه کسی به او محبت می کند. طبیعی است که به سمت هم جنسانش گرایش داشته باشد و نباید او را از این کار منع کنید چون همچنان در حال پرورش برخی روابط سالم با هم جنسان خودش است. ممکن است دوستان و فعالیت های اجتماعی از چیزهایی که خانواده برای او درنظرگرفته مهم تر باشد. فشار همسالان تاثیر زیادی بر او دارد و داشتن عزت نفس به این علت که موجب پایبندی او به ارزش ها می شود در غلبه بر تاثیر های منفی گروه همسالان موثر است.
وجدان او در حال رشد است و او حس قوی عدالت طلبی دارد نه فقط یرای خودش یلکه برای همه. این احساسات ممکن است تبدیل به عمل شوند مثل تمایل به انجام کارهایی عملی برای کمک به کسانی که بدبخت هستند. در حالیکه او ظرفیت پذیرش شکست را دارد و به اشتباههاتش اعتراف می کند و مسئولیت آنها را می پذیرد، همچنان پذیرش اینکه اشتباه کرده برایش سخت است. وفتی به او مثال هایی ارائه دهید می تواند این موضوع را بیاموزد. ممکن است با انتقاد به راحتی خجالت زده و ناراحت شود، پس لازم است از برداشتی که او از حرف های شما می کند مطلع باشید، عینی بودن و تمرکز روی موضوع یا عمل وی، تا تمرکز روی خود او به عنوان یک فرد، می تواند کمک کننده باشد.
راه های زیادی برای حمایت از او وجود دارند. خلق او هرلحظه در حال تغییر است و اجاره دهید بداند او را دوست دارید، حتی اگر رفتارش را دوست نداشته باشید، ضمن این که وضع محدودیت های واضح و دائمی به او کمک می کند احساساتش را متعادل کند. با کارهایی مثل وظایف در خانه، صحبت در رابطه با خرج کردن و پس انداز عاقلانه و یا اجازه دادن به شرکت در برنامه ریزی برای خانواده او را تشویق کنید در باره نگرانی هایش صحبت کند، احساسش را بروز دهد و حس مسئولیت پذیری را درخود ارتقا دهد. این کارها به او اطمینان و مهارت هایی که نیاز دارد، می دهد. توجه به مباحث ایمنی که ممکن است اکنون تغییر کرده باشد، با ارزش است پس لازم است در رابطه با استفاده از اینترنت و تلفن همراه و تغییر چهره خطرهای عجیب با او صحبت کنبد.
فرزند شما در مسیر تبدیل شدن به یک جوان گام برمی دارد و نقش شما در الگو دادن به رفتار، راه و رسم اخلاقی و نظرات شخصی اش اساسی است و به رشد او به عنوان بزرگسالی شاد وسلامت کمک می کند.
بیشتر بخوانید:
منبع:مشاوره-آنلاین.com




















سلام ..
من سه ساله که با مردی ازدواج کردم که یک دختر داره و الان ۹ سالشه و همون اول ازدواج حامله شدم و دخترم الان دو نیم سالشه ..دختر شوهرم در کودکی طبق حرف شوهرم پیش فعاله البته دکتر یا مشاوره گفته ..خیلی اذیت شدم که بخاطر این انتخاب بارها گریه کردم ..شوهرم واقعا خوبه ولی دخترش رفتاراش خیلی ازار دهندس شوهرم با اینکه پدرشه میگم نکنه از دستش سکته کنه …این دختر انگار از مغزش فرمان نمیگیره …کنترلی رو رفتارش نداره اگه میخواد خوب باشه فقط واسه چند لحظه است … حرفو متوجه نمیشه یا اگه بشه سعی میکنه اهمیت نده انظباط نداره با اینکه یادش دادیم چطور مرتب باشه ..از محبت سو استفاده میکنه اتظارات بالا داره قانع به چیزی نیس طرز فکرش رفتارش و حرف زدنش مطابق سنش نیس همیشه با گریه به خواستهاش میرسه دست به کارای خطرناک میزنه چند بار اتیش تو خونه روشن کرد چند بار باباش با زبون محبت امیز یادش داد خطرناکه ولی باز کارشو انجام میداد تا پدرش با تنبیه و کتک بهش اخطار داد تا از این کار مدتی دست کشید حدس میزنم دوباره یادش میره و این کارو انجام میده بخاطر اینکه واسه انجام کاری بهش اجازه ندم چاقو میگره میگه دستمو میبرم اگه نزاری ….ولی چون درد داره جرات نمیکنه … دوستداره یجوای با حرف زدنش یا بازیش یا کاراش چه من چه باباش چه دیگران ازار بده با همسن وسالاش کنار نمیاد بیشتر با کوچک تر از خودش بازی میکنه تو مدرسه دوستی برا خودش نداره … و خیلی خیلی حرف میزنه و فراموش کاره … البته مادرش طبق حرفای دیگران بخاطر مشکل روحی روانی بستری شده بود ایا ممکنه ارثی باشه ؟ من واقعا از دستش احساس خستگی میکنم درسته مادر ناتنی هستم ولی واقعا ظلمه همیشه ما ادم بده هستیم هر کاری که براش بکنم باز من بدم … به نظر شما باید محبت من نسبت به اون بیشتر بشه یا حس بد داشته باشم
لجبازی کودکان
لجبازی در کودک کاملا طبیعی است. هر کودکی تا حدی لجبازی می کند، چون این طبیعت آنهاست که اطرافشان را آزمایش کنند و بفهمند که تا کجا می توانند پیشروی کنند.
با این حال، بچه ها حد و مرز خود را نمی شناسند و این وظیفه والدین آنهاست که محدودیت ها را برای آنها مشخص کند.
اینجاست که نقش مدیریتی پدر و مادر شروع می شود که هرچه زودتر باشد، بهتر است.
لجبازی نوعی رفتار مقابله ای در کودکان می باشد که معمولاًوالدین در مواجهه با آن رفتارهای مختلفی را نشان می دهند .
البته اکثرا هم با شکست مواجهه می شوند.درابتدا باید به نکته ظریفی اشاره کرد و ان اینکه همیشه بیاد داشته باشیم .
که از ایجاد رفتارهائی که منجر به لجبازی در کودکان می شود،تاحد ممکن اجتناب کنیم.چرا که درواقع این ماهستیم که بازنده خواهیم بود.
این بکن،نکن ها جواب نمی دهد!
به کودک چیزی می گوییم واو لجبازی می کند.بیابید این جمله را آنالیز کنیم وبرای هر یک راه حلی پیدا کنیم .
آیا آنچه که به کودک می گوییم،سلبی است یا ایجابی .(یعنی نکن است یا بکن)!
هدف از دستور ما چیست؟آیا کودک واقعاًمی تواند کاری را از او خواسته ایم را یا آن کاری که او را از انجامش منع کرده ایم برآورده کند؟
یادمان نرود که «باید از هر کسی چیزی را توقع داشت که بتوان از عهده انجامش بربیاید.
اگردرخلال دستورهای ریز ودرشتتان ،درخلال بکن ونکن های گاهی زائد وبی فایده،که گاهی اگر خود ما را روانکاوی کنند،ریشه خیلی ازآنها را در کودکی خودمان پیدا باید کرد.
مشاوره روانشناسی تلگرامی:
http://t.me/kanonmoshaveran_bot
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۸۸۴۲۲۴۹۵
سلام دختر من سالشه و کلاس چهارمه ولی از زمانی که مدرسه رفت این مشکل رو باهاش دارم که به دیگران پرخاش میکنه جواب معلماش رو میده و بی احترامی میکنه با راننده سرویسش دعوا میکنه و خلاصه باهاشون لجبازی میکنه. نمیدونم چکار کنم که توی مدرسه یکم آرومتر باشه و به حرف بزرگتراش گوش کنه و لجبازی نکنه باهاشون و جوابشون رو نده.
مسالهای که خودم دارم اینه که از وقتی پسرم دنیا آمد حدود ۵ سال پیش یکدفعه دخترم که اون زمان ۴ سال و ۷ ماهش بود به نظرم بزرگ اومد دقیقا وقتی از بیمارستان اومدیم انگار دخترم یکدفعه به چشمم بزرگ اومد و دیگه نتونستم مثل یک بچه کوچک باهش رفتار کنم و حتی دیگه دلم نمیخواست بقلش کنم چون دیگه مثل بچههای کوچیک برام جذاب نبود الان هم همینطورم
خیلی دوستش دارم و نگران آیندهاش هستم اما نمیتونم زیاد قربون صدقهاش برم و بقلش کنم مثل پسرم
سلام به شما دوست عزیز
نگرانی مشا قابل درک می باشد اما ممکن است تجربه شما از تولد فرزند دومتان و سبک رفتاری با دخترتان و توقعاتی که از او داشته اید در رفتارهای او تاثیر زیادی داشته باشد و دقت کنید که او تهنوز هم تنها یک کودک می باشد و حتی اگر بزرگسال نیز باشد نیاز به محبت و توجه شما دارد و اگر این نیازها را دریافت نکند ممکن است در مسیر نامناسبی به سمت دریافت این توجهات پیش برود و در کنار آن دقت کنید که این نیاز به توجه و محبت اگر نتواند به درستی بیان شود می تواند خشم زیادی را به همراه بیاورد که در رفتار نمایان می شود.
در این مسیر با توجه به رفتارها دخترتان بهتر است به صورت حضوری او را به یک روان درمانگر کودکان ارجاع بدهید و خودتان نیز یک دوره شناخت درمانی را تجربه کنید تا بتوانیم احساسات
و دیدگاهایتان را مورد بررسی قرار بدهیم و رد این مسیر به هردویتان کمک کنیم .
بهبود رفتارهای دخترتان در کنار طی کردن پروسه روان درمانی نیاز به تغییرات رفتاری نیز از سمت شما دارد.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۲۴۷۱۰۰
پسرم ۸سال و۴۷ روزشه دیشب بعدکلی من ومن کردن بهم گفت مامان من عاشق یه دخترشدم که توی پارک دوبار باهاش بازی کردم دخترزیباییه ومن خیلی دوسش دارم ودلم میخوادهمیشه ببینمش. نگران برخورد تندوعصبانیت من بودولی من ارامشمو حفظ کردم وکلی باهاش حرف زدم که الان موقع این حرفها نیست و اینکه تازمان اینده نظرش بارها تغییر میکنه. راستی اینم بگم سریال جوادجوادی که ماه رمضون از شبکه دوم پخش میشد روکامل دیده میتونه تاثیراون سریال باشه؟ ممنون میشم راهنماییم کنید تا بتونم منطقی باهاش رفتار کنم و صحبت کنم واگه کتاب خاصی واسه مطالعه کردن مفیده دراین زمینه ممنون میشم معرفی کنید
پسرم تک فرزند هستشرو من وپدرش خیلی مواظب روابط زناشوییمون هستم که او متوجه نشه و ازطرف دیگه اتاقشم از ما جداست. پیرو سوال قبلم خواستم این توضیحات عرض کنم خدمتتون
راستی کلی که باهاش حرف زدم اصلا از روابط زن ومرد هیچی نگفت فقط از دوستداشتن حرف میزد یعنی میخوام بگم مطمعنم که از روابط زناشویی چیزی نمیدونه ممنون میشم کمک و راهنماییم کنید
سلام به شما سمیه جان
صحبت در مورد این موضوعات طبیعی می باشد و همانطور که خودتان از صحبت با فرزندتان متوجه شده اید این علاقه برای او معنای جنسی ندارد و یک نوع گرایش و دوست داشتن می باشد که کاملا طبیعی هست و بهتر است در مورد فیلم دیدن به شرایط سنی او توجه کنید چون عادی سازی بعضی از موارد در فیلم ها می تواند برای کودک با بزرگنمایی و خیالپردازی همراه باشد و تاثیر گذار بر روند رفتاری او باشد .
سعی کنید که شنونده خوبی باشد و دوست داشتن او را مورد احترام قرار بدهید و همانطور که اشاره کردید در کنار احترام به احساسی که دارد از او بخواهید که در آینده زمانی که شاغل شد و در سن بزرگ تر قرار گرفت اگر بازهم این احساسات را تجربه کرد باهم در مورد آن صحبت کنید و نتیجه گیری داشته باشید اما در زمان فعلی او نمی خواهد با این خانم ازدواج کند و یا رابطه جنسی داشته باشد پس بهتر است ذهن او را به این سمت نبرید و تنها اجازه بدهید محیط سالمی بدن نصیحت و سرزنش برای بیان احساساتی که تجربه می کند داشته باشد و اجازه دوست داشتن و دوست داشته شدن را داشته باشد .
یه دنیا ممنونم از لطفتون و راهنمایتون خسته نباشیدوخداقوت
سلام من یک دختر ۹ ساله دارم که بتازگی دچار اظطراب شدید شده است. میگ ید چیزی در مغز من مبگو ید به کسی حرفی نزن و نمیت اند مشکلش را بگوید هر چقدر من و پدرش تلاش کردیم ا و حرف نمیزند و شبها خوابش نمیبرد و میگوید شما متوجه نمیشویدو کمی لجبازی میکند واز مدرسه استرس دارد با معلمش حرف زدیم میگوید جز دانش آموزان خوب هست
سلام وقت بخیر،مشکل من از وقتی خودشو نشون داد که فرزند دومم متولد شد، باز اوایل خیلی خوب بود,الان به قدری کم طاقت و ضعف ا عصاب گرفتم که دیگه واقعا نمیتونم مشاجره و کلکل کردن پسر۸ ساله ام را با خواهر ۳ ساله اش را تحمل کنم.پسرم از بچگی از اون بچه های سخت بود،زیاد گریه میکرد،بد غذا و خوراک بود ، ولی به حمدالله خوراکش خوب شد ولی بهانه گیری هاش وسیع تر شد و گریه ها بی دلیلش .گریه های که جیگر آدمو میسوزنه.خیلی باهاش حرف زدم .ولی زیاد تاثیر گذار نبوده،باهاش حرف میزنم ولی وسط حرف زدن اصلا به من دقت نمی کنه و حواسش به همه جا هست الا من… نسبت به بچه های هم سن و سالش که میبینم درک دیگه از مسایل داره به عبارتی یکم دیر میگیره، واینکه از اون مدل بچه هایی که دایم میخواد کسی را اذیت کنه یا مسخره کنه در حال که نه من ونه پدرش همچین رفتاری را نداریم، وبابت این رفتارش از بچه های فامیل طرد شده، وبه خاطر رفتارهایی که داره از گروه همسالانش هم کنار گذاشته میشه، واین باعث شده اعتماد به نفسش پایین بیاد و اون رفتارهایی که گروه همسالانش باهاش میکنن را روی خواهرش تکرار میکنه دقیقا با همون الفاظی که دوستانش بهش میگن.این رفتارهاش نه تنها منو عصبی کرد، بلکه دخترم که خیلی دختر خوب و آرامی بود عصبی و پرخاشگر کرده.تو را خدا کمک کنید دیگه بریدم.
سلام به شما الهه جان
دقت کنید که این سبک رفتاری و ارتباطی که شما از فرزند بزرگتان در اینجا توضیح دادید نیاز به بررسی دقیق دارد و با نصیح به تنهایی برطرف نمی شود و نیاز است که شرایط روحی ، میزان توجه و تمرکز ، میزان رفتارهای حرکتی ، ضریب هوشی و شرایط رشدی او مورد بررسی قرار گیرد تا بتوانیم در این زمینه به او کمک کنیم تا بتواند با اصلاحات رفتاری مناسب مسیر رشدی بهتری را تجربه کند .
دقت کنید فرزند بزرگتان مسیر ارتباطی لازم را نمی داند و شاید البته نمی توان بدون صحبت و بررسی دقیق رفتارهای او به صورت حضوری نظریه دقیق دارد ممکن است به دلیل مشکلاتی در توجه و تمرکز با مشکلات در این زمینه روبرو باشد به همین دلیل روابط او محدود می شود و این علایم رفتاری و توجه و تمرکز می تواند نشان از بیش فعالی باشد که با پروسه درمانی قابل بهبود می باشد .
بهتر است از هرگونه برچسب زدن ، تنبیه بدنی ، سرزنش کردن فرزندتان خوداری کنید و سعی کنید که اگر او نیز رفتار اشتباهی دارد در احترام با او برخورد کنید .
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۶۸۵۷۴۱
سلام، ممنونم از راهنمای های شما عزیزه گرامی،چند باری مشاوره رفتم ولی راهنمایی که کردن ؛ زیاد گره از مشکلم باز نکردن،بازهم تماس میگیرم ان شا الله مشکلم حل شه، همه بهم میگفتن چقدر صبوری اعتراف میکنم دیگه بریدم از رفتار های ناسازگارشون(هم دخترم البته به رفتار های پسرم نگاه میکنه و رفتار های پسرم)
سلام . من دخترم به تازگی ۹ ساله شده و از پارسال افرایش قدی چشمگیری داشته و اخیرا هم عرق میونه و میگه سینه هام درد میکنه و موهای بدنش دارن تیره میشن ، یه دختر خاله داره یکی دو بار شنیدم که با اشتیاق درباره مسائل جنسی صحبت میکنه و منم باهاش خیلی تند رفتار کردم ولی بعد دباره فهمیدم که باز شروع کرده به داستان پردازی واسه دخترم به خاطر خواهرمم نمیتونم دباره باهاش بد رفتار کنم نمیدونم باید چیکار کنم دخترم از لحاظ رفتاری خیلی کودکانه رفتار میکنه ولی با دیدن این نشانه ها و این چیزاخیلی شکه شدم نمیدونم باید باهاش چیکار کنم نمیدونم که کم کم بهش بگم قضیه از چه قراره یا…؟ باید ببرمش پیش دکتر؟؟چه دکتری باید ببرم؟؟؟میتونم بلوغشو به تاخیر بندازم ؟؟؟لطفا کمکم کنید خیلی نگرام
سلام به شما نگار جان
با توجه به افزایش قدی که باین می کنید و دردی که در اندام های جنسی مانند سینه او تجربه می کند بله امکان شروع بلوغ وجود دارد و بهتر است برای رشد بهتر قدی و جسمی در اول یک متخصص غدد او را معاینه کند اما در مورد مسائل جنسی نیاز است که شما سعی کنید در احترام و آرامش برخورد داشته باشید و سعی کنید که اطلاعات او را بشنوید و در این مسیر در صورت نیاز به بازسازی این اطلاعات اقدام کنید چون ممکن است در این سن تحت تاثیر اطلاعات همسالان قرار داشته باشد که با اغراق زیادی همراه می باشد خروج از کودکی و ورود به نوجوانی با نشانه هایی همراه است که این نشانه ها در دختران شامل برجستگی های سینه و قاعدگی می باشد .به طور طبیعی بلوغ در دختران از حدود ۱۰ سالگی شروع می شود اما گاهی دختران کوچکتر را می بینیم که نشانه های بلوغ به شکل مشهودی در آن ها دیده می شود . وقتی جوانه و برجستگی سینه در دختران، قبل از ۸ سالگی ظاهر شود یا شروع عادت ماهانه قبل از ۹ سالگی باشد در واقع بلوغ جنسی زودرس اتفاق افتاده است .
در این مسیر اگر فکر می کنید میزان خیالپردازی های جنسی او زیاد می باشد و تاثثیری بر روند رشدی و عملکرد او دارد بهتر است در این مسیر به صورت حضوری او را به روانشناس ارجاع بدهید تا بتوانیم با بررسی افکار و احساساتی که او با آن مواجهه هست کمک کنیم تا در مسیر رشدی خود حرکت کند.
در این مسیر بهتر است هرمون های او نیز مورد بررسی قرار گیرد چون گاهی ترشح زیاد بعضی از هرمون ها می تواند در روند رشدی و بلوغ کودک تاثیر داشته باشد همه این موراد بهتر است تحت نظر متخصص غدد صورت گیرد تا شما بتوانید در مسیر رشد جسمی و مخصوصا قد که برای نوجوان اهمیت زیادی دارد به کودکتان کمک کنید .
سلام.متشکرم بابت مطالب مفیدتون
پسرم ۹ سالشه و یه پسر ۴ساله دارم که با به دنیا اومدنش،کلاً رفتارها و خلق و خوی پسر بزرگم بشدت تغییر کرد.خیلی از مشکلاتی که دوستان گفتن، منم دارم. پسرم درک بالایی از مسائل داره، اما با لجبازی ها و عمداً ناراحت کردنِ ما یا آموزش های غلطی که به پسر کوچکترم میده و اذیت و آزار کردنش در قالبِ تظاهر به بازی یا دوست داشتن، و حسادتی آشکار و ابراز این موضوع- من و پدرشو اذیت میکنه.
مدت زیادیه که از تصوراتِ ذهنیش در مورد قسمت های خصوصیِ خانم ها یا آقایون برام صحبت میکنه. بشدت رو این قسمتها زوم شده. مثلاً وقتی بیرون میره و پوشش دخترها یا پسرها رو میبینه، بهم میگه من چشمم پشتِ پسری را میبینه که لباسش کوتاهه و لباسش وقتی بالا میره، پشتش مشخص میشه و یا دختری که سینه هاش مشخصه و ذهنم درگیر اینها میشه. یا حتی وقتی بدونِ من، خونه ی پدرم میره و بعضی از برنامه های کودک را از شبکه های ماهواره ای میبینه، بعدش دوباره همین صحبت ها را ازش میشنوم، مثلاً ابراز دوست داشتنِ یه آقا به خانم و تصویرِ قلبی که بعدش نشون داده میشه.میپرسه اینها چه معنی ای داره؟!
برای همین بشدت در مورد رفتن به خونه ی پدرم سختگیر شدم.
تحتِ عناوینِ دیگه- همراه با شوهر و پسر بزرگم چند جلسه مشاوره هم رفتیم، اما به غیر از من اصلاً حاضر به صحبت کردن با کسی راجع به مشکلاتش نیست. کمک مشاور هم برای ما در حدِ بررسی مشکلات باقی موند و هیچ لطفی نداشت!
سؤالم از شما اینه که در مورد ذهنیاتش راجع به اعضای خصوصیِ زن و مرد، چطور برخورد کنم. چطور یادش بدم که نگاهشو ازین مسائل دور کنه، ما در محیطِ خونه رعایت میکنیم، اما سبکِ پوشش ها الان- باعث جلبِ توجه هستند!
چطور کمکش کنم که هم خودش به آرامش برسه، هم ما!
پسر باهوشیه، نگرانم ازین رفتارها و تصوراتِ ذهنی.
لطفاً کمکم کنید.