روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی (نوجوانی)
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نکاتی اصلی رفتار با نوجوان ۱۳ ساله، ۱۴ و ۱۵ ساله بر اساس جدیدترین روش های تربیتی آورده شده است. چالش هایی که نوجوان شما با آن درگیر است و شما با روش تربیتی مناسب باید با آن روبرو شوید.
آنچه باید در مورد روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی خود بدانید:
فرزند شما اکنون رسما یک نوجوان است. دوره نوجوانی زمانی چالش برانگیز برای شما و فرزندتان است. او تا حدی بالغ شده که از آن قدم های لرزان کودکی گذشته و اکنون میتواند با اطمینان زیاد گام بردارد، نوجوانان به روش خاص خودشان عمل می کنند ولی هنوز به کمک شما نیاز دارند.
از نظر اجتماعی، بیشتر به روابط با همسالانش متکی است و کمتر وابسته شماست. می توانند روابط پایداری با بزرگسالان و همسالان خود داشته باشند و با اینکه تمایل بیشتری به دوست شدن با جنس مخالف دارند، همچنان دوستی با هم جنسان در آنها رایج تر است.
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی بیان می کند که تأثیرپذیری از همسالان بسیار شدید است، از نحوه پوشش گرفته تا رفتار و علاقه مندی ها. حد و مرز ها را می سنجد و زمانیکه بزرگتر می شوند و شروع به تجربه استقلال بیشتری می کنند هدفمند شده و بنابراین احتمالا از دخالت شما بسیار ناراحت می شوند.
ممکن است مکالمات چالش برانگیزی در مورد امتیازات و اصول اخلاقی داشته باشید مخصوصا وقتی نوجوان درک می کند بزرگسالان نیز کامل نیستند. آنها مستعد رفتار های عجیب و غریب بچه گانه هستند به ویژه وقتی تحت فشار باشند.
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی
چالش هایی جدی در پیش روی فرزند شما قرار دارد. حس نیرومند هویت در آنها به وجود آمده و بیشتر از قبل روی خودشان تمرکز می کنند. تمایل شان به داشتن حریم شخصی شدید تر شده است و همین طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ را دشوار می کند زیرا دوست ندارند که با شما حرف بزنند.
آن ها نیازمند شناخت و بازخورد های مثبتی هستند که در حفظ خودباوری و اعتماد به نفسی که برای مواجهه با چالش های پیچیده تحصیلی، احساسی و اجتماعی نیاز دارند، کمک می کند.
آن ها ممکن است درگیر روابط عاطفی کوتاه مدت و زود گذر شوند. علاقه مند به آزادی هستند ولی کاملا آماده برای آزاد بودن نیستند و این موضوع نگرانی های جدی برای آنها ایجاد می کند مخصوصا وقتی در رویارویی با مراحل مهم و کلیدی زندگی مثل ترک مدرسه یا خانه باشند.
این دوره سنی زمانی است است که بیشترین تفاوت بین دختران و پسران دیده می شود. پسرها به سوی بلوغ می روند و با تغییرات در اندامشان روبه رو می شوند که شامل افزایش رشد موهای زائد و صدای ناهنجار است و ممکن است توجه و دلواپسی زیادی روی ظاهرخود داشته باشند.
دخترها بلوغ را تجربه کرده اند و چرخه قاعدگی آنها به خوبی برقرار شده و از نظر اندام جنسی بیشتر از پسرها تکامل یافته اند، دختران نیز در این سنین و سنین بالاتر عشق در ۱۳ سالگی را تجربه می کنند.
پیشنهاد مشاور: سکس نوجوان
هم دختر و هم پسر نگرانی زیادی درمورد میزان جذاب بودن از نظر دیگران دارند و میل جنسی در آنها افزایش می یابد، پس بهتر است درمورد این وضعیت با او صحبت کنید (اگرتا بحال این کار را انجام نداده اید) و به آن ها توضیح دهید که عشق در ۱۳ سالگی می تواند چه فواید و ضررهایی را به دنبال داشته باشد.
رشد پسرها و دخترها همچنان ادامه می یابد و سرعت رشد زمانی که به ۱۶ سالگی می رسند کمتر می شود. شما متوجه بهبود زیادی در مهارت های حرکتی آن ها می شوید طوری که برای انجام فعالیت های فیزیکی سخت، کمتر دچار سختی می شوند.

روانشناسی نوجوان ۱۳ تا ۱۵ ساله |عشق در ۱۳ سالگی
متوجه می شوید که فرزند تان برای انتقال تفکرات و احساساتش بهتر عمل می کند. ارزش ها و ایده هایی مترقی دارند و علاقه مندی هایشان به شکل هوشمندی توسعه یافته است. در فرایند حل مساله بهتر شده و در حدود ۱۵ سالگی می توانند درباره مفاهیم انتزاعی فکر کنند و از مهارت تصمیم گیری در وضعیت های اجتماعی تر و تحصیلی استفاده کنند.
وقتی نگرانی و دلواپسی دارند بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرند. این سنی است که آنها بیشتر خطر می کنند مخصوصا اگر تحت تاثیرات منفی از گروه همسالان باشد مثل نوشیدن الکل، مصرف مواد و یا رابطه جنسی.
ممکن است فکر کنید فرزند تان در حال دور شدن از شماست ولی او بیش از هر زمانی به حمایت شما نیاز دارد. او را تشویق کنید با شما صحبت کند، بی طرف بودن و ارزش نهادن به نظرات و نگرانی های آنها موجب می شوند بفهمند شما در کنارش هستید.
مهم است در باره هر چیزی صادق و رو راست باشید از تغییرات شکل ظاهری گرفته تا چالش ها و خطراتی که برای فرزند تان به وجود می آید. اگر فرزند تان به شما اعتماد داشته باشد، میل بیشتری به گفتگو با شما در مورد هر چیز مهمی دارد.
دخالت دادن آنها در تصمیم گیری های خانوادگی به آنها کمک می کند چگونه با مشکلاتی که برایشان پیش می آید دست و پنجه نرم کنند و به آنها اطمینان میدهد انتخاب های مستقلی در آینده داشته باشند. سنجش حد و مرز ها کاملا طبیعی است، تداوم و واضح بودن این حد مرزها بسیار مهم است.
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نشان می دهد که تعادل استقلال فرزند شما در حال تغییر است و همراه با این تغییر رابطه شما نیز دچار تحول می شود. ممکن است وسوسه شود با دوستانش بماند با این حال فراموش نکنید که شما در جایگاه پدر و مادر در بهترین موقعیت برای حمایت و راهنمایی فرزند تان قرار دارید، ترفند این کار این است که تا حدی او را راهنمایی کنید که به او فضای کافی برای بال و پر گرفتن داشته باشد.

رفتار با نوجوان ۱۳ ساله | نقاط عطف فیزیکی ۱۳ ساله
روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی با تغییرات عاطفی و جسمی همراه با بلوغ سر و کار دارند، بنابراین طبیعی است که نوجوان شما گاهی اوقات احساس عدم اطمینان، بد خلقی، حساس بودن و خودآگاهی داشته باشد. در این مدت، هماهنگی با همسالان بیش از هر زمان دیگری مهم می شود.
در ۱۳ سالگی، نوجوان شما شروع به رشد قد، افزایش وزن و بالغ شدن از نظر جسمی می کند. دختران در اواسط نوجوانی از نظر جسمی کاملاً رشد می کنند و پسران در اواخر نوجوانی به بلوغ جسمانی می رسند.
رشد جسمانی بسته به نوجوان متفاوت است. «معمولاً دختران بین ۹ تا ۱۴ سالگی و پسران بین ۱۰ تا ۱۵ سالگی رشد می کنند. از طرف دیگر، کسانی هستند که هنوز رشد نکرده اند.»
احتمالاً در این سن طیف وسیعی از تغییرات فیزیکی را مشاهده خواهید کرد. دختران ممکن است رشد سینه و شروع چرخه قاعدگی خود را تجربه کنند، در حالی که پسرها ممکن است در صدای خود، رشد بیضه ها و افزایش توده عضلانی تغییراتی داشته باشند.
بعلاوه، هم در مردان و هم زنان رشد موهای بدن شروع شده و غدد عرقی آن ها فعال تر می شود، حتی برخی از کودکان در این سن به دلیل تغییرات هورمونی شروع به ایجاد آکنه می کنند.
جالب است بدانید که پسرانی که زودتر به بلوغ فیزیکی می رسند اعتماد به نفس بیشتری دارند. اما دخترانی که زودتر به بلوغ می رسند اغلب نسبت به بدن خود حساس تر هستند.
این ظاهر فیزیکی که به سرعت در حال تغییر است می تواند باعث نگرانی آن ها شود. گاهی اوقات نوجوانان با مسائل مربوط به ظاهر، مانند آکنه یا اضافه وزن دست و پنجه نرم می کنند. مشکلات جسمانی، مانند اختلالات خوردن، ممکن است در طول سالهای نوجوانی ایجاد شود.
«اختلالات خوردن ممکن است در پسران یا دختران رخ دهد.» اگر متوجه شدید که نوجوان شما قصد محدود کردن غذا، پر خوری، کاهش وزن یا مخفی کردن غذا دارد، باید با دکتر متخصص در مورد آنچه که مشاهده می کنید صحبت کنید.
تغییرات فیزیکی در ۱۳ سالگی | طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ
- در این سن تغییرات سریع در ظاهر فیزیکی ایجاد می شود.
- طیف گسترده ای از الگوهای رشد متفاوت بین دختر و پسر مشاده می شود.
نقاط عطف عاطفی و اجتماعی ۱۳ ساله
نوجوانان سیزده ساله با تغییرات هورمونی دست و پنجه نرم می کنند که می تواند به نوسانات خلقی آن ها کمک کند. استرس مدرسه یا مشکلات همسالان را نیز می توان به آن اضافه کرد، به نظر می رسد که خلق و خوی آن ها مدام تغییر می کند. به یاد داشته باشید، نوجوان شما در مسیر تبدیل شدن به یک فرد مستقل است که میخواهد درباره بدن، فعالیت ها و دوستانش تصمیم بگیرد.
در این سن، بیشتر نوجوانان احساس می کنند که دنیا حول آن ها می چرخد. آن ها ممکن است تصور کنند همه به آن ها خیره شده اند یا ممکن است تصور کنند رفتار دیگران به نوعی به خاطر آن هاست.
به عنوان مثال، وقتی دوستی به او پیامک نمیدهد، ممکن است به جای اینکه فرض کند دوستش مشغول است، فکر کند که دیوانه است.
روانشناسی پسر ۱۳ ساله نشان می دهد که نوجوان نوسانات زیادی در عزت نفس خود تجربه می کنند. ممکن است یک روز نسبت به خودشان احساس خوبی داشته باشند و روزی دیگر احساس بیکفایتی کنند.
در حالی که بیشتر نوجوانان ۱۳ ساله اسباب بازی های دوران کودکی خود را رها کرده اند، هنوز هم به روش های مختلف با دوستان خود بازی می کنند.
از مهمانی های خواب گرفته تا بازی های رومیزی و فعالیت های ورزشی، در حقیقت بیشتر نوجوانان ۱۳ ساله می خواهند با دوستان خود در ارتباط باشند و باهم بازی کنند.
رفتار با نوجوان ۱۳ ساله | عشق در ۱۳ سالگی
نوجوانان سیزده ساله تمایل دارند زمان بیشتری را با دوستان خود بگذرانند تا با اعضای خانواده. آن ها همچنین در این سن شروع به شکلدهی هویت میکنند و سرگرمی ها، فعالیت ها، لباس ها، مدل مو و موسیقی های مختلف را امتحان میکنند.
نوجوان شما ممکن است شخصیت های متفاوتی پیدا کند یا مراحل مختلفی را طی کند، مثلا انتخاب کند که موهای خود را به روش جدیدی شکل دهد. همچنین ممکن است متوجه دور شدن و فاصله گرفتن نوجوان خود از خانواده شوید.
شاید تماشای اینکه فرزندتان زمان کمتری را با شما سپری می کند سخت باشد اما تفریح با همسالانش می تواند یک خروجی اجتماعی مهم بوده و بخشی جدایی ناپذیر از رشد او باشد. همچنین می تواند در مدیریت استرس به آن ها کمک کند.
رفتار با نوجوان ۱۳ ساله بسیار مهم است و اگر اشتباه کنید ممکن است اغلب به جای شما به دوستانش اعتماد می کند. به همین دلیل، مطمئن شوید که به طور منظم با فرزندتان ارتباط برقرار می کنید نه تنها برای اینکه بفهمید اوضاع در زندگی او چگونه پیش می رود و در مورد چیزهای مختلف چه فکر می کند،
بلکه برای این که در مورد موضوعات مهمی مانند جنسیت، مواد مخدر، استعمال دخانیات، قلدری و موارد دیگر اطلاع کسب کنید.
این مکالمات اهمیت زیادی دارند زیرا فشار همسالان میتواند به یک عامل اساسی در زندگی نوجوان شما تبدیل شود، به ویژه به این دلیل که اکثر نوجوانان در این سن نگران تنهایی هستند.
جای تعجب نیست که نوجوانان اغلب با تغییر علایق، گروه همسالان خود را تغییر می دهند، بنابراین شناخت دوستان فرزند تان اهمیت بیشتری پیدا می کند. همچنین ایجاد علایق جنسی در این سن امری طبیعی است بنابراین در مورد عشق در ۱۳ سالگی اطلاعات بیش تری جمع آوری کنید.
در این هنگام باید در مورد روابط سالم و رضایت صحبت کنید. همچنین، اگر فرزند شما در حال بررسی هویت جنسی یا گرایش جنسی خود است، مهم است که با ذهنی باز با آن ها صحبت کنید.
حمایت کردن و گوش دادن حرف های آن ها مهم است و اگر سوالی دارید یا نمی دانید کودک شما چه چیزی را تجربه می کند و چگونه باید از آن ها حمایت کنید، با پزشک صحبت کنید.
تحولات اجتماعی و عاطفی |طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ
- نگرانی از رشد جسمانی و ظاهر نوجوان ۱۳ ساله
- خود را همیشه مرکز همه چیز ببینید
- به دنبال اعتماد و پذیرش همسالان می باشد
- برای استقلال تلاش می کند و در عین حالنیاز به تایید بزرگسالان دارد.

روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی |نکات روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی
در این سن، بسیاری از نوجوانان از طریق شبکه های اجتماعی می توانند به صورت خصوصی با دوستان خود ارتباط برقرار کنند. برای برخی از نوجوانان، این کار باعث ایجاد احساس آرامش می شود، زیرا آن ها اغلب با دوستان خود راحت تر ارتباط برقرار می کنند.
برای سایر نوجوانان ۱۳ ساله، ارتباطات الکترونیکی به معنای فشار و استرس بیشتر است. آن ها ممکن است احساس کنند مجبور هستند در گفتگوها شرکت کنند تا توسط همسالان خود پذیرفته شوند.
علاوه بر این منتظر تغییرات خلقی در این سن باشید. باید سعی کنید طوفان را پشت سر بگذارید و آن را جدی نگیرید، علاوه بر این عشق در ۱۳ سالگی امری رایج می باشد و ممکن است برای تمام نوجوان ها رخ دهد، سعی کنید برای رفتار با نوجوان ۱۳ ساله از مشاور کمک بگیرید تا بهترین برخورد را داشته باشید.
رفتار با نوجوان ۱۳ ساله
در حالی که نوسانات خلقی معمولا طبیعی است، مهم است که مراقب مشکلات سلامت روان باشید و طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ و برخورد با افسردگی، اضطراب و سایر مسائل مربوط به سلامت روان را یاد بگیرید. همچنین مهم است که با نوجوان خود در مورد تصویر بدن و احساس او نسبت به تغییراتی که تجربه می کند صحبت کنید.
به خاطر داشته باشید که نوجوانان در این سن فقط صحبت کردن را دوست ندارند. زمانی که شما کارهای دیگری مانند پیاده روی، سوار شدن در ماشین یا تیراندازی بسکتبال انجام می دهید، به احتمال زیاد شروع به صحبت می کند.
اگر نوجوان شما چالشهایی را تجربه میکند، با او در مورد راههایی که ممکن است یک مشکل را حل کنند، فکر کنید. فرزندتان را تشویق کنید تا قبل از اقدام، به چند راه حل فکر کند. این گام ساده می تواند به بهبود قضاوت فرزند شما کمک کند و به او فرصتی بدهد تا مهارت های تفکر انتقادی خود را تمرین کند.
رفتار با نوجوان پسر ۱۳ ساله
همچنین، هنگام صحبت در مورد مسائل حساس مانند مشروبات الکلی، سیگار کشیدن، مواد مخدر در نوجوانی و رابطه جنسی، مطمئن شوید که با کودک خود مستقیم صحبت می کنید . برای اینکه نوجوانتان شما را قابل اعتماد ببیند، مثبت اندکی را که نوجوانان را وسوسه می کند تا این چیزها را امتحان کنند، بپذیرید. چیزی شبیه این بگویید: «کودکان معمولاً فکر میکنند وقتی الکل مینوشند سرگرمکنندهتر هستند» و سپس عواقب آن را توضیح دهید.
روانشناسی پسر ۱۳ ساله
وقتی صحبت از ایمنی در این سن به میان میآید، والدین باید چند نکته را در نظر بگیرند. برای مثال، باید به بچههای این سن یادآوری شود که در ماشین از کمربند ایمنی و هنگام استفاده از اسکوتر، دوچرخه یا اسکیت بورد، کلاه ایمنی ببندند.
این سنی است که بچه ها ممکن است رسانه های اجتماعی یا تلفن های همراه خود را داشته باشند، بنابراین مهم است که با آن ها در مورد نحوه ایمن ماندن آنلاین نیز صحبت کنید. در مورد اینکه چه چیزی را به اشتراک بگذارید و چه چیزی را به اشتراک نگذارید صحبت کنید و همچنین قوانین اساسی در مورد استفاده از رسانه های اجتماعی را تعیین کنید.
گفتگوهای سازندهای در مورد نحوه انجام کارها به صورت آنلاین وجود دارد. درباره آسیب نرساندن به مردم به صورت آنلاین و همچنین نحوه برخورد با احساسات دیگران در دنیای مجازی صحبت کنید.
در نهایت، به خاطر داشته باشید که نوجوان شما می خواهد بال های خود را باز کند و مستقل تر شود. پس به دنبال راه های ایمن برای انجام این کار باشید. هنگام تصمیم گیری در مورد آنچه که به آن ها اجازه می دهید به تنهایی انجام دهند، به جامعه خود و سطح بلوغ نوجوان خود فکر کنید.
سعی کنید بین تنظیم قوانین و آزادی به شیوهای ایمن و سازنده تعادل ایجاد کنید. او میگوید، سرسختبودن گاهی اوقات میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. مطمئن شوید که در مورد نوشیدن، استعمال سیگار، و رابطه جنسی نیز صحبتهای سازندهای دارید.

روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی نوجوانی |طرز رفتار با نوجوان پسر در سن بلوغ
در حالی که همه کودکان با سرعت های کمی متفاوت رشد می کنند، مهم است که مراقب نحوه پیشرفت کودک خود باشید. برخی از مسائل عاطفی یا مشکلات سلامت روان که در سالهای اولیه نوجوانی ظاهر می شوند علامتی هستند که باید از دکتر متخصص کمک بگیرید
اختلالات خلقی ممکن است در این سن ایجاد شود و تجربه افسردگی و اضطراب برای روانشناسی پسر ۱۳ ساله غیرعادی نیست. اگر نوجوان شما دائماً خلق و خوی متفاوتی دارد، به چیزها بی علاقه است، بی انگیزه است، بیشتر می خوابد یا حتی به نظر می رسد که حملات پانیک را تجربه می کند، با دکتر او صحبت کنید.
حتی امتناع از دوش گرفتن یا عدم اهمیت مسائل بهداشتی می تواند دلیلی برای نگرانی باشد. در این سن، نوجوانان باید بتوانند از بدن خود بدون نیاز به اصرار زیاد مراقبت کنند.
در همین حال، مشکل تحصیلی فرزند شما ممکن است باعث نگرانی شما شود. گاهی اوقات، ناتوانی های یادگیری یا ADHD تا سال های نوجوانی آشکار نمی شود. اگر نگران این مورد هستید با معلمان فرزندتان صحبت کنید یا موضوع را با روان شناس در میان بگذارید.
مهم است که به نوجوان خود نشان دهید که با کمک روانشناسی ۱۳ تا ۱۵ سالگی، به مدرسه و موفقیت او اهمیت می دهید.
نویسنده: “کودکانه” سایت کودک و نوجوان
منبع: Moving Onwards: Your 13 to 15-Year-Old




















اون آقا پسر شهر دیگه هستن انگار و این مدت ک گوشیش هک شده و پیامهاشون رو میبینم متوجه شدم حرف خاصی هم بینشون نیست و این یک مقدار از نگرانی هام کمتر کرده،یعنی من دیگه پیامهاشون رو نخونم؟من خودم با پدر دخترم متارکه کردم و تقربیا دخترم از۲ سالگی ب بعد فقط یک بار پدرشو دیده و پدرش هیچ تمایلی نداره برای این دختر وخبری ازش نیست درحال حاظر رابطش با همسر دومم(ناپدری) خوب نیست و کاری واقعا از دستم برنمیاد
سلام معذرت وارد جمع این دو بزرگوار میشم
اما دارم دیوونه میشم
مامانم با اینکه ۱۳ سالمه و دقیق همین فردا ۱۴ سالم میشه همش عین بچه کوچولو ها باهام رفتار میکنه ۵ تا مثال میزنم
اول یهه روز رفتم نون بخرم اومده تعقیب میکنه که ببینه من چجوریم رفت نون بگیرم همیشه گفتن خانم ها مقدم ترن منم نون که گرفتم دادم دختره دوباره وایستادم صف دلیل نمیشه چون این کارو کردم یعنی (عاشقش شدم ،دوسش دارم ، دوست دختترمه ، و خیلی فکر های اشتباه دیگه)
دوم من بازی با موبایل دوست دارم اما کم بازی میکنم مثلا حداکثر ۳۰ دقیقه ، ولی مادرم به بهونه میوه ، برو حموم ، و… گوشیمو چک میکنه فکر میکنه من نمیفهمم
سوم هی فضولی میکنه(حریم خصوصی برام نذاشته )
چهارم همش کامپیوترم چک میکنه
پنجم همش بهم شک میکنه و تحت هر شرایطی منو مقصر میدونه حتی اگر اون مقصر باشه
من از دست این رفتارا چه کنم
برم بمیررم؟؟
یک مدت احساس داشتم نسبت بهه یه بنده خدا (شما خودت میدانی چی میگم) اما بخاطر این رفتار ها سرکوبش کردم
وای خدا من چه کنم omg
تازه به بدبختی هم تحدید میکنه من چه کنم خدا داند omg
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که این شرایط برای شما با فشار روحی همراه هست اما دقت کنید که شما در سن حساسی هستید و در این سنین نگرانی والدین برای شما بیشتر می شود و به همین دلیل ممکن است که نگرانی های خود را به صورت درستی بیان نکنید اما دقت کنید که در این مسیر بهتر است که سعی کنید در احترام و درک نگرانی های والدین با انها صحبت کنید و بیان کنید که این سبک رفتاری برای شما با چه احساساتی همراه می شود .
در این مسیر نیاز است که در یک مسیر تعاملی این مشکلات بررسی و برطرف شود تا بتوانید نتیجه گیری بهتری داشته باشید .
سلام ببخشید میخواستم بپرسم خیلی غیر عادیه که تو این سن کسیو دوست داشته باشم که هم جنس خودم باشه و خیلیییییییییییییییی از من بزرگ تر باشه ( مثلا به حالتی که دختر کوچیکش همسن من باشه )
خب من خیلی وقته ایشون رو دوست دارم خیلی هم سعی میکنم که فراموشش کنم همش به خودم میگم که تو با این حس افتضاحت داری گناه میکنی و حتی یه مدت هم خیلی سعی کردم که اصلا بهش فکر نکنم اما واقعا نمیدونم چیکار کنم که فراموش بکنمش ، مثلا از وقتی مادرم و خواهرم فهمیدند که اون رو دوستش دارم یه جوری رفتار میکردند که انگار من مریض باشم و یه مشکل جدی دارم برای همین از اون موقع همش حس میکنم که من واقعا مشکلی دارم که همچین کسی رو دوست دارم ، نمیدونم زیاد هم در موردش تحقیق کردم بیشتر میگن برای اینه که کمبود محبت داری و اینجور چیزا اما به هر حال من باید اون رو از ذهنم پاکش کنم قرار نیست هیچ اتفاقی بیوفته و همچنین هم قرار نیست که ارتباط من باهاش ادامه پیدا کنه البته مدت خیلی زیادی هم هست که به دلیل شرایط کرونا ندیدمش اما همچنان خیلی دوسش دارم و اینکه خیلی دلتنگش میشم واقعا نمیدونم ناراحت باشم که دلم براش تنگ شده و حتی ممکنه دیگه هیچ وقت تو عمرم نبینمش یا برای این ناراحت باشم که من یه آدم طبیعی نیستم که همچین فردی رو دوست دارم میشه لطفاً راهنماییم کنید دیگه واقعا دارم کم میارم ، من از بچگی خیلی مشکلات داشتم حتی مشکلاتی که تابه حال به هیچ کسی نگفتم و مشکلاتی که حتی در بعضی جاها خوندم که افراد میگن من اگه این مشکل رو داشتم دیگه هیچ امیدی به زندگی نداشتم و خودکشی میکردم ، اما نمیدونم من خودم با این مشکلات بزرگ شدم و باهاشون کمی کنار اومدم که اونم فقط بخاطر خدا بود یعنی اگه اون کنارم نبود تا حالا نابود شده بودم ، بیشتر وقتا تنها راه حلی که به فکرم میرسه اینه که احساساتمو بکشم میدونم ممکنه برام خطرناک باشه اما شاید من هیچ وقت نتونم مثل بقیه زندگی کنم و خوشبخت بشم واقعا خیلی احساس گناه میکنم حتی با این که تو بیشتر مشکلاتم من مقصر نیستم حس میکنم که خوشبختی خودم رو از خودم گرفتم ، به هیچ کسی هم تو این دنیا اعتماد ندارم و میترسم همشون من رو یک جوری آزار بدن ،واقعا نمیدونم چیکار کنم ممنون میشم جواب من رو بدید ، چندین روز پیش هم بهتون گفتم مشکلم چیه اما شما هیچ وقت به من جواب نمیدید :/ راستی من ۱۵ سالمه
سلام من ۱۵ سالمه کلاس دهمم رشته تجربی حدود ۳ ساله هیچ احساسی (هیجان_عشق_غم و…) از خودم نشان نمیدم و همیشه چهره ام طبیعیه حتی پدربزرگمم فوت کرد گریه نکردم ولی ناراحت بودم (اصلا معلوم نبود) عادیه؟
سلام به شما آقا متین
در این مورد اگر شما احساسات خود را پنهان می کنید خب موضوع یک چیز می باشد که باید بدانیم که چه چیزی باعث می شود که شما دوست نداشته باشید احساسات خود را نشان بدهید و نشان دادن احساسات برای شما با چه افکار همراه هست اما اگر شادی ، غم و… را تجربه نکنید و تفاوتی بین این موراد وجود نداشته باشید حالتی شدید تر هست که به نظر برای شما وجود ندارد زمانی که می آید و در اینجا سوال خود را بیان می کنید نشان می دهد که بینش لازم را دارید و این مورد برای شما وجود ندارد و این موراد بیشتر در افرادی رخ می دهد که در حالت های شدید بیماری روحی هستند اما در مورد شما بیشتر به نظر می رسد که بیان احساسات و هیجانات برای شما با دیدگاه خاصی همراه هست که نیاز داریم این افکار و دیدگاها را بررسی کنیم تا بتوانیم به شما کمک کنیم تا بتواند در بیان کردن آنها پیش بروید .
شما در سن نوجوانی قرار دارید و در این سن ممکن است که با دقت بیشتری به رفتارهای خود پیش بروید اما به صورت کلی اگر شما بدانید که از دادن پدربزرگ برای شما در زمان فعلی چه احساسی دارد می توانید انتخاب کنید که کدام روند را برای نشان دادن احساسات خود انتخاب کنید .
سلام من ۱۶ سالمه .مادرم خیلی بهم شک داره تا الان نگزاشته حتی یک بار با دوستام برم بیرون حتی برای روز تولدم اینقدر بهم شک داشت که گوشیم را حک کرده .اول فکر کردم دروغ میگه بعد از اینکه جند تا از چت هایی را که با دوستام کرده بودم بهم گفت خیلی شوکه شدم البته من پیام ها را پاک کرده بودم
الان دیگ حتی نمیتونم به دوستام پیام بدم .میگه اگه به یه پسری پیام بدی تا ۱۰ سال هم که کلاس ها انلاین باشه گوشی بهت نمیدم .کلا اخلاقیاتش با مادر دوستام خیلی تفاوت داره .مثلا اگه دوستم بگه چه پسر خوشگلی مادرش میگه ن کجاش خوشگله اما اگه من بگم خونم پای خودمه .هر روز گوشیمو میگیره تک تک فایل هاشو میگرده و تمام چت هام را میخونه . شب که میشه گوشی را قایم میکنه فردا صبح برای کلاس هام میده
دیگه خودم خسته شدم از بس چک مینه
قبلا هر اتفاقی میفتاد بهش میگفتم ولی الان اگه بگم میخواد هزار تا سوال بپرسه
خودم دیگه واقعا بریدممم .کمکم کنید
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک هست که شما می خواهید مادرتان به حریم خصوصی شما احترام بگذارید و استقلال بیشتری را به شما بدهد اما با توجه به شرایط نوجوانی نگرانی های خانواده ها بیشتر می شود و گاهی این نگرانی ها را از مسیرهای نادرستی بیان می کنند در این مسیر بهتر است که در احترام و بیان درک نگرانی های مادرتان به ایشان بیان کنید که وارد شدن بدون اجازه ایشان به حریم خصوصایتان به شما چه احساسی می دهند و از ایشان بخواهید که در این مورد از خود شما سوال کنند و شما حتما جواب ایشان را می دهید و رد صورت مواجهه شدن با مشکلی از ایشان کمک خواهید گرفت .
در صورت امکان با مادرتان باهم به روانشناس مراجعه کنید چون نیاز است که با هردوی شما در این مسیر صحبت شود و کمک شود تا با شناخت بهتر و تعامل موثر در این مسیر پیش بروید .
سلام
خیلی سریع میرم سر اصل مطلب بنده ۱۳ سال دارم و همین ماه بعد ۱۴ سالم میشه
مشکلات من اینه که :
۱.مامانم همش غر غر غر اذیت میکنه فضولی میکنه
۲.بابام تا یادم میاد باهام با خشونت برخورد کرده
۳.وای نگم براتون خدا این عضو خانواده رو چی کار کنه اعصاب خورد کن ترین ، بدترین ، خواهر دنیا به نام مهزاد همش رو مخمه
۴.احساساتم دفن شده هیچی احساس ندارم
۵.علاقه به جنس مخالفم خیلی شدید شده
۶.دیگه خستم
۷ . افکار خودکشی دارم
۸.خلق متفاوت داررم و جدیدا خییلی پرخاشگر شدم
۹.منظورم از خلق متفاوت خیلی فرق میکنه خلقم یه زمانی عصبانی یه جایی اروم یه جایی افسرده
۱۰.دستام مثل پیرمرد ۹۰ ساله میلرزه اما اونقدر نیست که تو چشم بزنه
۱۱.از خودم بدم میاد مخصوصا قیافم
۱۲.از جنسم بدم میاد
۱۳.همش با خودم حرف میزنم اکثر راجع به این چه قیافه ایهه تو داری
۱۴.از خودم متنفرمممممممممممممممممممممم
متنفررررررررررررررر
به نظرتون من چیکار کنم لطفا طبق شماره جواب بدید مرطب تره و اگر نکته ای لازمه بگید
با سلام پسر هستم در فضای مجازی طی یه اتفاقی با یه دختری آشنا شدم که متاسفانه داستانی که میگم باعث شده احساسات من به خطر بیفته.
حالا ما یجوری با هم آشنا شدیم و شروع کردیم به چت کردن منم با اینکه اطلاعات کافی از مشکلات روابط در نوجوانی داشتم، بدون در نظر گرفتن اونا شروع کردم به دوستی… فکر نمیکردم انقدر بد باشه که این اتفاقا برام بیفته.
رابطه فقط جهت صحبت کردن و خنده بود ولی یواش یواش وابستگی حاکم شد و هردو متاسفانه وابسته همدیگه شدیم، حتی از همدیگه بار ها جدا شدیم ولی سر یه اتفاق دوباره به هم رسیدیم و … کشف کردیم جدایی غیر ممکن شده… ولی من بارها دارم به آخر این رابطه فکر میکنم و استرس شدیدی منو فرا گرفته و طی مدت زمان آشنایی تا الان این اتفاقات برا من افتاده: استرس شدید درسی و احساسی، خواب نامنظم، افت تحصیلی شدید، فراموشی درس ها و کار ها به دلیل فشار شدید استرس، آینده نگری بد، عدم توجه به کار های مهم و درس و… . همینطور وقتی من ناراحت هستم یا استرس دارم با خوابیدن و ویدیو کوتاه دیدن از یوتیوبر های مورد علاقم به شدت به آرامش میرسم که تعداد این کارام در روز متاسفانه افزایش یافته. دوست ندارم این رابطه منجر به شکست من بشه. جداییم که تهش مشخصه تا چند ماه درگیری ذهنی. فقط یه چیز میتونم بگم که **غلط کردم وارد رابطه شدم** لطفا راهنماییم کنید با تشکر.
سلام به شما دوست عزیز
شما در سن نوجوانی قرار دارید و عموما در این زمان نوجوان با نادیده گرفتن عوارض این روابط پیش می رود و فکر می کند رابطه ای که او تجربه می کند متفاوت از دیگران هست و یا اینکه می تواند آن را کنترل کند در صورتی که حدود مشخصی برای این روابط وجود ندارد و به مرورد این روابط باعث ایجاد وابستگی می شود مخصوصا در شرایط سنی شماها که گرایش به جنس مخالف نیز بیشتر هست پس بهتر هست که در این مسیر بجای اینکه بیان کنید جدایی امکان پذیر نیست در کنار احترام به احساسات خودتان با توجه به آسیب هایی که این روابط برای شما داشته است در احترام از این رابطه خارج شوید و مسیرهای ارتباط گیری مجدد را قطع کنید و سعی کنید که برای زندگی روازنه خود برنامه ریزی داشته باشید .
احساس دلتنگی ، بی حوصلگی ، تمایل به بازگشت ، چک کردن و… همه از رفتارهای طبیعی بعد از ترک یک رابطه می باشد اما به مرور و در طی زمان می توانید شرایط بهتری را تجربه کنید .
سلام من یلدا ام ۱۳سالمه من از یکی خوشم اومده و خیلی دوسش دارم اونم دوسم داره خانواده اونم راضین که باهم باشیم ولی پدر مادر من نمیزارن و بعضی وقتها گوشیمو میگیرن وقتی باهاش حرف نمیزنم خیلی ناراحت میشم و میخوام مادرم و پدرمو راضی کنم
سلام اسم من یوسف هست. ۱۴ سالم هست.مشکل من خانوادم و خودم هستن یعنی خودم چون مشکلاتی قبیل: گریه کردن الکی بیش از حد ، ناراحت شدن سر یک چیز کوچیک ، عصبی شدن خیلی زود ، تیک عصبی دارم، از قیافه خودم بدم میاد ، از خودم متنفرم ، بعضی اوقات ارزوم مرگه
خانوادم : خاهرم هی اذیت میکنه ، مامانم همش تو کارام سرک میکشه ، همش اذیت میکنه ، پدرم هم سرک میکشه ، از رفتاراشون خسته شدم ،
خواهر دیوونه ام سیگار میکشه فکر میکنه من نمیفهمم
سلام من ۱۴ سالمه و دختر منطقی هستم و همچنین از خودشناسی بالایی برخورد دارم به مادرهم بسیار نزدیکم ولی الان دارم حس می کنم رفتارم داره بد میشه ومن قبلا روزی ۸ ساعت می تونستم درس بخونم ولی الان تنبلیم میاد و همچنین رابطه ام با بابام کمی به مشکل داره برمیخوره میشه کمی راهنمایی کنید و راستی من علاقه به جنس مخالف ندارم پس نمی تواند دلیل این رفتارم کسی یا چیزی باشد., و همچنین یه سوال من جاهای زیادی خوندم که میگن برای اینکه عاشق کسی باشی باید اصلا بدونی علاقه یعنی چی و همچنین اطلاعات زیادی درباره اش داشت و به نظر من عاشق بودن تو این سن فقط یک نوع هوس زودگره و البته قابل توجه کسانی که این رو می خونند باید بگم این نظر منه و هیچ هدفی برای قانع شما ندارم و برای نظر همه شما احترام قائلم