تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

نویسنده: wpadmin

داستان گربه ی تنها
داستان گربه ی تنها

تولد اعجاب انگیز

یکی بود. یکی نبود. روزی و روزگاری در خانواده ی گربه های ذغالی، گربه کوچولویی به دنیا آمد که مامانش اسمشو گذاشت ذغالک.

زغالک یه گربه کوچولوی خیلی ریز و با مزه بود. اون که چند روزی زودتر از وقتش به دنیا اومده بود، ریزتر از بقیه ی بچه گربه ها بود و البته از بقیه خواهر و برادرهاش هم خیلی سیاه تر.

ماجراهای کوچولوی تازه کار

روزها گذشتن و گذشتن تا اینکه نوبت به یاددادن غذا پیدا کردن به  زغالک و خواهر و برادراش رسید.

مامان چشم شیشه ای بچه هاشو برداشت و بردشون به گوشه ای از شهر که یه عالمه موش زندگی می کردن.

و تصمیم گرفت به اون ها یاد بده که باید چطور موشا رو شکار کنن.

بنچی، خاکستری، مموش و نرمک که خواهر و برادرای زالک بودن، مثل یه گربه ی بالغ و کار بلد، توی یه گوشه کمین می کردن تا دقیقا وقتی که باید، با پنجه های کوچولوشون بچه موشای زبل و شیطون رو شکار کنن.

زغالک اما، همش یه گوشه ای کز می کرد و  هیچ تلاشی برای شکار نمی کرد.

اون با خواهر و برادراش بازی نمی کرد، بچه موشا رو دنبال نمی کرد و مدام خودشو پشت سر مامان چشم شیشه ای قایم می کرد.

حتی وقتایی که مامانی اخماشو تو هم می کشید و می گفت “زغالک! چرا نمی دوی؟ چرا نمی ری دنبال موشا؟ اینجوری همیشه گرسنه میمونی!”، زغالک کوچولوی قصه ی ما بغض می کرد و می زد زیر گریه.

اینجوری مامانی هم دلش می سوخت و مجبور بود خودش برای زالی موش بگیره و بهش غذا بده، آخه اون خیلی ریز و کوچولو بود.


زغالک به مدرسه می رود

روزها گذشتن و گذشتن و وقت این رسید که زغالک بره مدرسه.

اما انگار اون اصلا مدرسه هم دوست نداشت.

از چند روز قبل از رفتن به مدرسه، زغالک شروع کردن به گریه کردن و مریض شدن.

گاهی دلش درد می گرفت، گاهی بالا می آورد و گاهی هم اونقد جیغ می زد تا مامانشو از این کار منصرف کنه.

مامان چشم شیشه ای که دلش پر غصه شده بود یه گوشه نشست و با خودش گفت: ” آخه اینجوری که نمیشه! زغالک من اینجوری هیچ چیز یاد نمی گیره و اگه من پیشش نباشم نمیتونه زنده بمونه”.

پیش به سوی راه حل تازه

وسط همین فکرا بود که فکری تو ذهن مامان چشم شیشه ای جرقه زد.

خیلی زود اشکاشو پاک کرد و  یه راه چاره پیدا کرد.

کمی اون طرف تر از شهر گربه ها، یعنی دقیقا توی شهرعروسکی، مدرسه ای بود که توش به بچه ها  خیلی خوش می گذشت.

اونا توی مدرسه کلی بازی می کردن، خوراکی می خوردن، به جاهای هیجان انگیز شهر عروسکی می رفتن و اینقدر بهشون خوش می گذشت که دیگه دوس نداشتن از مدرسه بیرون بیان.

مامان چشم شیشه ای تصمیم گرفت هر طور شده، زغالک کوچولوشو توی مدرسه ی عروسکی ثبت نام کنه.

وقتی عکسای مدرسه عروسکی رو به زغالک نشون داد و گربه ی قصه ی ما فهمید که چقدر تو مدرسه ممکنه خوش بگذره قبول کرد که چند روزی اونجا رو امتحان کنه.

البته زغالک خجالتی گفته بود که حتما باید مامانشم باهاش بیاد مدرسه!


مدرسه ی عروسکی آغاز می شود

خلاصه اینکه روز اول مدرسه عروسکی شروع شد و دانش آموزای مدرسه عروسکی که حیوونای مختلفی بودن همه وارد مدرسه شدن.

مدرسه ی عروسکی جای خیلی با مزه ای بود. هیچ بچه ای اونجا کتاب و دفتر نداشت. هیچ معلمی هم درسی نمی داد.

توی مدرسه عروسکی همه ی حیوونا فقط بازی می کردن و ازهم دیگه چیز یاد می گرفتن.

با اینکه دوروز از رفتن زغالک به مدرسه می گذشت، اما او هنوز یک کلمه حرف هم نزده بود. مثل همیشه یه گوشه کز می کرد و بچه ها رو نگاه می کرد.

بعد از یک هفته، زغالک حتی با یک نفر هم حرف نزده بود و وقتی به خونه برگشت حسابی زد زیر گریه.

 اون برای مامان چشم شیشه ای داستانشو تعریف کرد و گفت ” هیچ کدوم از حیوونا دوس ندارن با من بازی کنن.

فک میکنم اونا دارن منو مسخره می کنن. حتما با خودشون میگن که این بچه گربه چقد زشت و بدقیافه ست. یه کوچولوی به درد نخورکه هیچ کاری بلد نیست”.

زغالک اینا رو گفت و ساعت ها تو بغل مامان چشم شیشه ای گریه کرد. اینقدر گریه کرد تا اینکه خوابش برد.

زغالک و کوچولوهای مخترع

وقتی بیدار شد دید بنجی و مموش و نرمک دورش حلقه زدن و خیلی خیلی ناراحتن.

نرمک گفت: اخه چرا در مورد ودت اینجوری فک میکنی زغالک. تو گربه ی خیلی با مزه ای هستی.  یه کوچولوی ریز و دوست داشتنی”.

بنجی گفت ” بچه های مدرسه تون حتی اگر کل شهر عروسکی رو بگردن بچه ای به با مزگی تو پیدا نمی کنن. تو فقط یه دونه ای زغالک”.

زغالک که حسابی رفته بود توی فکر، گفت ” اووم.. اخه.. آخه همه حوصله شون از بودن با من سر میره. من هیچ بازی ای بلد نیستم.

چرا بچه ها باید با من بازی کنن. گربه های کلاس مون کلی بازی های جالب بلدن. ولی من چی؟”

اشک تو چشای زغالک حلقه زد و میخواست بزنه زیر گریه که مموش گفت: این که  ناراحتی نداره. من بهت چند تا بازی یاد می دم. تو خیلی زود یاد می گیری چون کوچولوی شیطونی هستی”.

مموش گفت” خیالت راحت باشه که این بازیا رو هیچ بچه ای توی شهر عروسکی بلد نیست. چون خودم اختراعشون کردم و حتی تو شهر گربه ای هم رو دست ندارن!

برق خوشحالی تو چشمای زغالک جرقه زده و گفت: تا الان فکر می کردم حتی توهم از من بدت میاد. فک نمی رکدم بخوای بهم چیزی یاد بدی”.

مموش گفت ” تو خیلی دوس داشتنی هستی داداشی. کافیه در مورد مشکلات حرف بزنی تا ببینی همه چقد دوست دارن و کمکت می کنن.”

مامان چشم شیشه ای که کم مونده بود از خوشحالی بال درباره، با یه عالمه وراکی اومد پیش بچه ها و گفت.

می تونی از اینام استفاده کنی؟ وقتی به دوستات خوراکی تعارف کنی، کم کم با هم دوست میشید و مدرسه دوس داشتنی تر میشه.

بچه گربه ها و مامان مهربون،  با هم خوراکی خوردن و کلی بازی کردن.

پیش به سوی نقشه ی گنج

اونا با هم یه نقشه ی جدید کشیدن. قرار شد فردا زغالک به همکلاسی هاش خوراکی تعارف کنه و وقتی باهاشون یه خرده راحت تر شد پیشنهاد یه بازی جدید و هیجان انگیز بده که حتما همه خوششون میاد.

زغالک سری توی اینه کشید، با خودش گفت ” نه اونقدرایی که فکر می کردم هم بدقیافه نیستم.

من یه گربه کوچولوی زبلم با کلی بازی های جدید. هیچ کسی حتی اگه بخواد هم شبیه من نیست. من واقعا منحصر به فردم”.

باید بگم نقشه کشیدن برای پیدا کردن دوستای خوب چیزی از کشیدن نقشه ی یه گنج بزرگ کم نداره.

هورا، پس پیش به سوی دوستای جدید و یه عالمه بازی و شادی..

نکته ای برای بزرگ تر ها

می توانید از این داستان برای افزایش اعتماد به نفس، خود پذیری و آگاهی از توانایی های منحصر به فرد خود در کودکانی که دچار مشکلات ارتباط اجتماعی و یا رفتن به مدرسه و مهد هستند استفاده کنید.

 به هنگام طرح داستان، کودک را نیز درگیر کنید، از او سوال بپرسید و داستان را با پایین و بالا بردن صدا و ایجاد هیجان، جذاب و شنیدنی کنید.

کودکان با آگاهی از روش های دوست یابی، ویژگی های مثبت خود و درک این نکته که منحصر به فرد هستند می توانند بهتر عمل کنند و مدرسه و اطرافیان شان را بیشتر دوست داشته باشند.

نویسنده : کودک و نوجوان

چگونه باردار شوم
چگونه باردار شوم

تلاش برای بارداری: 10 توصیه برای زنان

یک سری روش هایی وجود دارند که زنان با استفاده از آنها می توانند شانس حامله شدن یک نوزاد را افزایش دهند.

به منظور بهینه سازی بارداری زنان، مراقبت مناسب اولین مرحله می باشد. روش های دیگر مربوط به مراقبت از نوزاد چه روش هایی می باشند؟

دکتر ماری الن پاون[1]، یک متخصص زایمان و بارداری و سرپرست بخش پزشکی در برنامه بارداری آزمایشگاهی در بارداری بالینی و بخش بالینی تناسلی در شیکاگو معتقد است که مهمترین توصیه برای زنی که می خواهد باردار شود، شناخت بدن خودش و به خصوص سیکل قاعدگی خودش می باشد.

پاون بیان کرده است که “شناخت طول مدت سیکل ها اهمیت زیادی دارد، چرا که وی در نتیجه آن می تواند زمان آمیزش را برای باردار شدن مشخص کند.”

در ادامه 10 اصل مربوط به افزایش شانس باردار شدن زنان بیان شده است.

تعداد سیکل بارداری را ثبت کنید

زنی که می خواهد بچه دار شود، باید مشخص کند که آیا روزهای اول پریود وی در روزهای مشابه هر ماه صورت می گیرد و در این شرایط پریود وی به صورت منظم در نظر گرفته می شود.

به طور معکوس، ممکن است که پریود وی نامنظم باشد، به این معنا که طول سیکل وی در هر ماه متغیر می باشد.

یک زن با مشخص کردن این اطلاعات در یک تاریخ، به صورت بهتری می تواند زمان احتمالی تخمک گذاری خودش را مشخص کند که مربوط به زمانی است که تخمدان وی در هر ماه یک تخمک را انتشار می دهد.

بر اساس بیانیه انجمن بارداری آمریکا، تخمک یک زن 12 تا 24 ساعت بعد از انتشار باردار می شود. با این وجود، اسپرم مرد تا پنج روز می تواند در بدن زن زنده بماند.

مطلع بودن نسبت به تخمک گذاری

پاون بیان کرده است که زنان دارای  سیکل های منظم، دو هفته قبل از شروع پریودشان شروع به تخمک گذاری می کنند.

پیشبینی تخمک گذاری در زنان دارای سیکل های نامنظم سخت تر می باشد، ولی معمولا 12 تا 16 ساعت قبل از شروع پریود بعدی صورت می گیرد.

یک سری روش هایی برای مشخص شدن روزهایی از ماه که احتمال بارداری در آن زیاد می باشد، وجود دارد.

کیت های پیشبینی تخمک گذاری خانگی می توانند به صورت حدسی زمان تخمک گذاری یک زن را مشخص کنند.

کیت های آزمایش ادراری برای هورمون های لوتینایزینگ[2]، یک ماده ای که سطح آن در طول دوره تخمک گذاری در هر ماه افزایش می یابد و منجر به انتشار یک تخمک می شود، در داروخانه ها فروخته می شود.

بر اساس گزارش انجمن بارداری آمریکا، دقیقا سه روز بعد از یک آزمایش مثبت، بهترین زمان برای زوجین است تا رابطه جنسی داشته باشند و احتمال باردار شدن در این زمان در بالاترین سطح قرار دارد.

یک روش دیگر برای پیشبینی تخمک گذاری عبارت از در نظر گرفتن ماده لزجی موجود در دهانه رحم زنان می باشد، که شامل بررسی منظم مقدار و وجود داشتن ماده لزجی در واژن زن می باشد.

بر اساس بیانیه مارچ آف دایمز[3]، دقیقا بعد از تخمک گذاری، که احتمال باردار شدن زن در بالاترین سطح ممکن می باشد، مقدار ماده لزجی افزایش پیدا می کند و همچنین ضخیم تر، تمیز تر و لغزنده تر می شود.

زمانی که ماده لزجی دهانه رحمی لغزنده تر می شود، می تواند به اسپرم کمک کند تا به سمت تخمک حرکت کند.

یک مطالعه صورت گرفته در مجله بارداری و نازایی[4] نتیجه گیری کرده است زنانی که به صورت مستمر ماده لزجی دهانه رحمی خودشان را بررسی می کنند، احتمال باردار شدن آنها بعد از گذشت شش ماه از پریود، 2.3 برابر بیشتر از سایر افراد خواهد بود.


[1] Dr. Mary Ellen Pavone

[2] Luteinizing hormone

[3] March Of Dimes

[4] The journal Fertility and Sterility


داشتن رابطه جنسی در طول روزهایی غیر از بازه بارداری

بر اساس انجمن پزشکی تولید مثل آمریکا،”بازه بارداری” شامل فاصله زمانی شش روزه می باشد که پنج روز آن قبل از تخمک گذاری می باشد و یک روز آن مربوط به روز تخمک گذاری است.

این روزها عبارت از روزهایی در طول هر ماه هستند که احتمال باردار شدن زن زیاد می باشد.

برخی از زنان از ابزارهای تکنیکی جدید، همانند برنامه ها و وب سایت های ردیابی بارداری استفاده می کنند تا در شناسایی روزهای که احتمال بارداری زیاد می باشد، به آنها کمک کند؛

ولی یکی از مطالعات صورت گرفته در سال 2016 نشان داد که ممکن است این برنامه ها دقیق نباشند.

پاون بیان کرده است که تحقیقات صورت گرفته نشان داده است تفاوت قابل توجهی در نرخهای بارداری ما بین زوجین دارای رابطه جنسی در طول روزهای مربوط به “بازه بارداری” (37 درصد) .

زوج هایی وجود دارد که هر روزه دارای رابطه جنسی هستند (33 درصد). وی اضافه کرده است “داشتن رابطه جنسی در طول هر روز به منظور باردار شدن، برای زوجین راحت تر می باشد.”

تصورات اشتباه رایج و افسانه های زیادی در مورد بارداری وجود دارد که توسط زنان مسن بیان می شوند.

برای مثال پاون بیان کرده است که هیچ مدرکی دال بر تاثیر پوزیشن رابطه جنسی بر روی شانس زوجین برای داشتن نوزاد وجود ندارد؛

همچنین هیچ مدرکی نشان نمی دهد که خوابیدن یک زن به پشت بعد از یک رابطه آمیزشی و به مدت طولانی، شانس بارداری را افزایش می دهد.

ولی وی بیان کرده است که یک سری مواد لزج واژنی مبتنی بر آب وجود دارند که می توانند حرکت اسپرم را تسهیل کنند.

به همین دلیل پاون توصیه کرده است که در زمان نیاز داشتن به مواد لزجی،  به جای آستروجلاید یا برند K-Y جلی[1] باید از مواد قبل از تخم ریزی[2] استفاده کرد.

تلاش برای داشتن وزن بدنی سالم

  1. سنگین بودن بیش از حد می تواند شانس زنان را برای بارداری کاهش بدهد، ولی بیش از حد لاغر بودن منجر به سخت تر شدن نگهداری یک نوزاد می شود.

پاون بیان کرده است که تحقیقات صورت گرفته نشان می دهد یک زن دارای وزن زیاد، نسبت به یک زنی که BMI او به صورت نرمال در نظر گرفته می شود.

دو برابر بیشتر طول می کشد تا باردار شود. همچنین وی بیان کرده است یک زنی که وزن کمتری دارد، 4 برابر بیشتر طول می کشد تا باردار شود.

داشتن بدن چاق منجر به تولید استروژن اضافی می شود و این ماده می تواند یک سری موانعی را در تخمک گذاری ایجاد کند.

بر اساس بیانیه انجمن پزشکی تولید مثل آمریکا، کاهش 5 تا 10 درصد از وزن بدن قبل از تلاش زن برای بارداری می تواند شانس بارداری وی را افزایش دهد.

یک مطالعه صورت گرفته در سال 2017 نشان داد زوجینی که هر دو آنها چاق هستند، در مقایسه با زوجینی که چاق نیستند، 55 تا 59 درصد بیشتر طول می کشد تا باردار شوند.

زنانی که بیش از حد لاغر هستند، ممکن است که پریود منظمی نداشته باشند یا ممکن است که تخمک گذاری آنها متوقف شود.

مصرف ویتامین پیش از تولد

پاون توصیه کرده است زنانی که تلاش می کنند تا باردار شوند، حتی قبل از باردار شدن شروع به مصرف ویتامین پیش از تولد می کنند.

وی بیان کرده است که زنان نسبت به این روش تمایل بیشتری دارند و در طول دوره بارداری مصرف خودشان را ادامه می دهند.

براساس نظر پاون، یک احتمال دیگر عبارت از مصرف مالتی ویتامین روزانه می باشد؛

این مصرف حداقل شامل 400 میکروگرم (mcg)  از اسید فولیک، نوعی ویتامین B، در هر روز می باشد که برای پیشگیری از معایب تولدی در مغز و ستون فقرات نوزاد مهم می باشد.

شروع زودتر مصرف مکمل های اسید فولیک یک ایده مناسبی می باشد، چرا که منجر به افزایش مسیرهای عصبی در مغز و رشد ستون فقرات در طول 3 تا 4 هفته قبل از بارداری می شود، که مربوط به قبل از زمانی است که زنان انتظار باردار شدن دارند.


[1] Astoglide or K – Y Brad Jelly

[2] Pre – Shed


مصرف غذاهای سالم

هر چند که ممکن است رژیم غذایی خاصی برای افزایش احتمال بارداری وجود نداشته باشد.

ولی مصرف یک سری از غذاهای سالم از طریق انباشت مناسب مواد مغذی مهم همانند کلسیوم، پروتئین و آهن، می تواند بدن زن را آماده بارداری بکند.

این به معنای مصرف انواع مختلفی از میوه ها و سبزیجات، پروتئین رقیق، حبوبات سالم، لبنیات و منابع سالم چربی می باشد.

یک زن علاوه بر مصرف مکمل های دارای اسید فولیک، همچنین می تواند این ویتامین B را از غذاهایی همانند سبزیجات برگ دار دارای رنگ سبز تیره، بروکلی، نان و غله های قوی، حبوبات، میوه های مرکبات و آب میوه ها تامین کند.

اداره غذا و دارو توصیه کرده است در زمانی که می خواهید باردار شوید، مقادیر کمی از ماهی های دارای جیوه پایین، همانند ماهی شمشیری، کوسه ماهی، ماهی خال مخالی پادشاه و ماهی سافی را مصرف کنید.

همچنین مصرف ماهی تونایاتون آلباکور (سفی) را به شش اونس در طول هر هفته محدود کنید تا احتمال قرار گرفتن در معرض فلزهای سمی را کاهش بدهید.

همچنین مصرف کافئین را محدود کنید: مصرف بیش از 500 میلی گر کافئین در طول هر روز منجر به کاهش احتمال بارداری در زنان می شود.

بر اساس بیانیه انجمن پزشکی تولید مثل آمریکا، مصرف 1 تا 2 لیوان قهوه، یا کمتر از 250 میلی گرم از قهوه در طول هر روز و قبل از باداری، هیچ تاثیری بر روی احتمال بارداری ندارد.

کارهای شدید و سخت را متوقف کنید

فعال بودن فیزیکی در اکثر روزهای هفته می تواند به بدن یک زن کمک کند تا آماده بارداری و زایمان شود.

ولی انجام دادن ورزش بیش از حد یا انجام دادن کارهای شدید می تواند منجر به پیشگیری از تخمک گذاری شود.

پاون به مجله علوم زنده[1] گفته است در زنانی که ورزش های سنگینی انجام می دهند، پزشکان اختلال های قاعدگی زیادی را مشاهده می کنند .

این زنان در صورتی که بخواهند باردار شوند، در اکثر مواقع باید کارهای خودشان را متوقف کنند.

نسبت به کاهش احتمال بارداری در نتیجه افزایش سن مطلع باشید

با مسن تر شدن یک زن، احتمال بارداری وی کاهش می یابد؛ دلیل این امر عبارت از تغییرات مربوط به سن در تخمدان است که می تواند منجر به کاهش کیفیت و مقدار تخمک ها شود.

همراه با افزایش سن، همچنین ریسک مشکلات سلامتی، همانند ریشه های رحمی، بیماری های رحمی و انسداد لوله های فالوپینی کاهش می یابد و در نهایت منجر به کاهش احتمال بارداری می شود.

این کاهش تدریجی مربوط به احتمال بارداری زنان در 30 تا 40 سالگی شروع می شود، بعد از سن 37 سالگی کاهش بیشتری پیدا می کند و بعد از 40 سالگی، کاهش شدیدتری پیدا می کند.


[1] Live Science

رفتارهای مربوط به سیگار کشیدن و مصرف مشروب را متوقف کنید

براساس بیانیه انجمن پزشکی تولید مثل آمریکا، سیگار کشیدن در زنان و مردان می تواند منجر به بروز مشکلات بارداری شود.

مواد شیمیایی موجود در مغز، همانند نیکوتین و کربن مونوکسید، منجر به تسریع در کاهش تخمک زنان می شوند.

بر اساس بیانیه کلینیک مایو، سیگار کشیدن منجر به مسن شدن تخمدان های زنان می شود و تخمک های نابالغ موجود را تخلیه می کند.

دور ماندن از سیگار دسته دوم اهمیت زیادی دارد، چرا که این مورد بر روی شانس باردار شدن تاثیر می گذارد.

در طول دوره هایی که زنان تلاش می کند باردار شوند، باید از مصرف ماری جوانا و سایر داروهای تفریحی اجتناب کنند.

زمانی که زن تلاش می کند باردار شود، اجتناب از مصرف الکل اهمیت زیادی پیدا می کند.

همچنین در صورتی که یک زن به دلیل اینکه می خواهد باردار شود، مصرف داروی کنترل تولد را متوقف می کند، باید مصرف الکل خودش را هم متوقف کند.

با این وجود، یک مطالعه صورت گرفته در سال 2017 نشان داد که نیمی از زنان باردار در ایالات متحده، در طول دوره های اولیه بارداری خودشان و قبل از زمانی که متوجه بارداری خودشان شوند، الکل مصرف می کنند.

بر اساس بیانیه کالج آمریکایی مربوط به مامایی و امراض زنانه، مصرف الکل در سطوح متوسط (یک یا دو بار نوشیدن در طول هر روز) یا سنگین (بیش از دو بار نوشیدن در طول هر روز) می تواند منجر به مشکل تر شدن بارداری زن شود.

پاون بیان کرده است زمانی که یک زن باردار می شود، مصرف هر مقداری از الکل مضر می باشد.

باید نسبت به زمانیکه به کمک نیاز دارید، مطلع باشید

پاون بیان کرده است در صورتی که زن 35 ساله یا مسن تر باشد، و بعد از داشتن رابطه های جنسی منظم و بدون استفاده از ابزارهای کنترل تولد در طول شش ماه باردار نشوند، حتما باید یک ارزیابی ناباروری را داشته باشند.

همچنین پاون بیان کرده است زنی که زیر 35 ساله است و همسر وی بعد از داشتن یک سال رابطه آمیزشی محافظت نشده به صورت مرتب باردار نشود، حتما باید با یک پزشک مشورت کند.

نویسنده: کری نیرنبرگ[1] – 23 اکتبر 2018، 12 بعد از ظهر-مترجم :کودک و نوجوان


[1] Cai Nierenberg, Live Science Contributor

داستان جوجه کوچولوی خجالتی
داستان جوجه کوچولوی خجالتی

روزی بود و روزگاری. در دهکده ای کوچیک جوجه کوچولویی زندگی می کرد که خیلی خیلی خجالتی بود.

جوجه کوچولوی خوش آب و رنگ، از جوجه مرغ بودن متنفر بود. اون همیشه دوست داشت از اول جوجه قو یا اردک بود.

وقتی جوجه قوهای سفید و یک دست رو می دید که روی کمر مادشون سوارن و آب تنی می کنن از خودش  بیشتر بدش می اومد و با مادرش بد رفتاری می کرد که چرا منو به دنیا آوردی.

جوجه کوچولو خودشو دوس نداشت و به خاطر همین  از خودش بودن خجالت می کشید.

وقتی تو مهمونی های بقیه ی جوجه ها شرکت می کرد از اینکه خودشو با صدای بلند معرفی کنه و بگه که یه جوجه مرغ طلایی و قشنگه بدش می اومد .

برای همین ترجیح می داد گوشه ی لونه بمونه و با دیدن شادی و خوشحالی بقیه جوجه ها، فقط غصه بخوره.

کار جوجه کوچولو شده بود غصه خوردن و غصه خوردن. اونقدر که قشنگیای حیوونای دیگه رو دیده بود، خودشو هر روز زشت تر و زشت تر می دید.

 تا اینکه یه روزی خسته شد و تصمیم گرفت از دهکده ی قشنگ شون فرار کنه.

جوجه کوچولو تنها می شود

صبح یکی از روزایی که مامان مرغه هنوز خواب بود، جوجه کوچولوی طلایی رنگ، چشماشو باز کرد و تصمیم گرفت نقشه شو عملی کنه.

دور و برشو حسابی نگاه کرد و وقتی مطمین شد کسی دور و برش نیست، جستی زد و پرید توی کوچه.

تو دل جوجه کوچولو آشوب بود. اون خیلی کوچیک بود  و فکر اینکه طعمه ی پنجه ی کلاغا و گربه ها بشه، تنشو می لرزند.

تازه یاد گرفته بود بدون کمک مامانش دونه از زمین برداره و راه زیادی داشت تا از دهکده ی اقاقیا وارد دهکده ی اسرار آمیز بشه.

جوجه کوچولو قبلا از مامانش شنیده بود که دهکده ی اسرار آمیز جای خیلی عجیبیه.

اون می گفت توی دهکده ی اسرار آمیز، دارویی وجود داره که اگه کسی از اون بخوره، برای همیشه شاد و خوشحال میشه و هیچ غمی سراغش نمیاد.

فکر معجون شادی یه لحظه جوجه طلایی رو رها نمی کرد.

تا جایی که تصمیم گرفت برای رسیدن به معجون شادی، دلشو به دریا بزنه و با قدمای کوچیک کوچیک رفت به سمت خروجی دهکده.


چه راه پر پیچ و خمی!

جوجه ی ریزه میزه رفت و رفت تا جایی که حس کرد چشماش داره سیاهی میره.

حسابی گرسنه شده بود  و از ترس کلاغا و گربه ها، آسایش نداشت.

بالاخره گوشه ی یه درخت ایستاد و دید که پیرمردی داره برای پرنده ها دونه می ریزه.

خودشو پشت درخت قایم کرد و وقتی مطمین شد کسی قصد گرفتنشو نداره، پرید روی دونه ها و شروع کرد به غذا خوردن.

اما هنوز خوب خوب سیر نشده بود که حس کرد هوا تاریک تر شده و یه سایه ی بزرگ داره بهش نزدیک میشه.

از ترس شروع کرد به جیک جیک کردن و دید یه کلاغ سیاه بزرگ با سرعت برق و باد داره بهش نزدیک میشه.

جوجه کوچولو که زندگی رو تموم شده می دید، تو دلش گفت” خدایا خواهش می کنم بهم کمک کن.

من خیلی تنهاام” و اشک از چشمام سرازیر شده بود که دید پیرمرد در حیاطو بازکرد و با یه طرف دونه به سمتش اومد.

پیرمرد که جیک و جیک کردن پر التماس جوجه را می شنید، دوان دوان به سمتش اومد و اونو تو دستای خودش گرفت.

کم کم قلب جوجه طلایی آروم شد و خودشو تو دستای پیرمرد رها کرد تا مطمین شه که هنوز زنده ست.

انگاری خدا واقعا جوجه رو دوست داشت و ازش به موقع مراقبت کرده بود.

زندانی که خیلی هم بد نیست!

جوجه از اینکه زنده مونده خیلی خوشحال بود، اما دوست داشت زبان داشت و به پیرمرد می گفت که قصدش رفتن به دهکده ی اسرارا آمیز است.

حالا او در حیاط خونه ی پیرمرد با چندتا جوجه ی دیگه گیر افتاده بود و راه پس و پیش نداشت.

جوجه ها اردک ها وقتی جوجه ی طلایی رو دیدن، خیلی ذوق زده شدن. اونا شورع کردن به تعریف کردن از پر و بال قشنگ جوجه و گفتن که آرزو دارن جوجه مرغ بودن.

جوجه طلایی که داشت از تعجب شاخ در می اورد گفت ” آخه چطور ممکنه؟ شما جوجه اردک اید. خیلی زیبایین و همه عمرم آرزو داشتم جای شما باشم”.

جوجه اردک ها با حسرت گفتن ” حیف که اینجا زندانی شدیم و نمی توانیم اینهمه راه رو پیاده بریم.

اخه ما باید بیشت شنا کنیم وگرنه به دهکده ی اسرار آمیز می رفتیم و معجون شادی رو می خریدیدم تا کمی از اردک بودن خوشحال باشیم”.

جوجه طلایی بیشتر و بیشتر تعجب کرد و گفت ” آه منم دارم برای معجون شادی به اون دهکده میرم. شما راه ساده تری بلدین؟”

جوجه اردک گفت “اره برای شماها یه راه نزدیک تر بلدم. اگر از کنار جاده درختای بلوط پیر بری خیلی زودتر می رسی ولی باید مراقب ماشین ها و حیوونای درنده باشی. تو برای اونا یه لقمه ی چرب و نرمی”.

جوجه کوچولو با خوشحالی آدرس جدید رو گرفت و پا به فرار گذاشت.


به دهکده خوش اومدی کوچولو

صبح زود، جوجه کوچولو راهشو کج کرد و از کنار درختای بلوط عظیم به سمت دهکده ی اسرار امیز رفت.

نزدیکای ظهر بود که با خستگی زیاد وارد دهکده شد. پرو بالش کثیف شده بود و پاهای کوچیکش رمقی نداشتن.

یه گوشه نشست و خروس کوچولویی رو دید که خندان و شادان به سمتش می اومد.

خروس گفت به دهکده ی ما خوش اومدی. حتما تو هم به دنبال معجون شادی اینهمه راه رو اومدی که اینطور خاکی و خسته ای.

جوجه طلایی اشکش در اومد و گفت ” اره دقیقا. الان چند ورزه که تو راهم. مامانمو ندیدم و از پنجه ی کلاغ، به سختی جون سالم به در بردم. حالا بگو معجون شادی کجاست؟”

خروس گفت دنبال من بیا کوچولو. تو رو به خونه ی جغد جادوگر می برم. اون بهت میگه که معجون شادی چطور درست میشه.

جوجه طلایی و خروس رفتن و رفتن تا وارد خونه ی جغد جادوگر شدن.

جغد با دیدن جوجه ی خسته اما امیدوار، تعجب زده شده و گفت: ” واقعا اینهمه راه رو تنها اومدی؟ چطور ممکنه؟

تو اولین و قوی ترین جوجه ای هستی که دهکده ی اسرار آمیز به چشم می بینه. تو خیلی قوی هستی کوچولو”.

جوجه که انتظار تعریف و تمجیدهای جغد رو نداشت، از صمیم قلبش خوشحال شد و گفت ” ولی.. ولی من اصلا خودمو دوست ندارم. دوست دارم معجون شادی رو بخورم و از غصه آزاد بشم”.

جغد جادوگر گفت ” نگران نباش. چند روزی رو مهمون من هستی تا یاد بگیری معجون شادی رو چطور درست کنی”.

این دیگه چه جور معجونیه!

صبح روز بعد جغد جادوگر، معجون شفاف و خوشرنگی رو به جوجه داد و گفت : باید به مدت یک هفته، هر روز صبح راس ساعت 8 خودت را خوب خوب در آینه نگاه کنی. بعد چندتا از زیبایی هایت را پیدا کنی.

اما این کافی نیست. بعد از اون باید در دهکده ی اسرار آمیز بچرخی و با حیوانات مختلف حرف بزنی تا اون ها هم تایید کنند که آن زیبایی را داری.

بعد از اون به تو دانه ای اسرار آمیز می دهم که اون را داخل معجون می اندازی.

بعد از 7 روز باید 7 دانه ی شادی آور داشته باشی تا در پایان روز هفتم دانه ها رو بخوری و برای همیشه شاد شوی.

جوجه گفت ” اگر بااین کار شاد می شوم، چرا که نه. از همین الان شروع می کنم.”

او بارها و بارها در آینه نگاه کرد. هر بار چیزای قشنگ زیادی را در آینه می دید که انگار قبل از اون اصلا ندیده بود.

 پرهای لطیف، سینه ای زیبا، کرک های طلایی، نوک حنایی، صدای دلنشین جیک و جیک و هزاران قشنگی دیگه.

هرشب قبل از خواب، توی دل جوجه کوچولو قند آب می شد وقتی می دید بقیه ی حیوونا هم زیبایی های اونو دیدن و موفق شده یه دونه ی اسرار آمیز جدید بگیره.

حالا وقتشه که معجون اسرار آمیز کار خودشو بکنه

بعد از 7 روز جوجه طلایی به پیش جغد رفت و به دستور جغد دانا، دونه ها را در معجون سرخ رنگ ریخت و خورد.

جوجه شادی عجیبی رو احساس کرد. اون احساس می کرد یه آدم جدید شده، چشمام دنیا رو جور دیگه ای می دید و خودش را زیباترین جوجه ی دهکده می دید.

 اون از جوجه مرغ بودن خوشحال بود و حاضر نبود جوجه ی هیچ حیوون دیگه ای بشه.

در همین مدت کم، جوجه تونست دوستای زیادی پیدا کنه و ازشون چیزای زیادی یاد بگیره.

وقت خداحافظی

صبح روز هشتم جوجه برای تشکر و خداحافظی پیش جغد جادوگر رفت و به اون گفت “جغد عزیز از اینکه شادی رو به من هدیه کردی ازت ممنونم.

تو جغد دانایی هستی چون به من یاد دادی قشنگیای خودمو ببینم وفکر می کنم چیزی که منو شادتر از همیشه کرده، دیدن خوبی های خودمه”.

” این راه طولانی ارزش خوشحالی الانمو داره و میخوام به دهکده اقاقیا برگردم تا به جوجه های دیگه هم طرز تهیه ی معجون شادی رو یاد بدم”.

جغد که از درایت و هوش جوجه کوچولو شگفت زده شده بود، اون رو در آغوش گرفت و گفت ” تو بهترین جوجه ای هستی که در عمرم دیدم.

خوشحالم که می تونی حیوونای زیادی رو به شادی برسونی و تا رسیدن به دهکده ی اقاییا تنهات نمیذارم”.

جوجه مرغ طلایی خوشحال تر از همیشه به دهکده ی اقاقیا رسید و درست کردن معجون شادی رو به همه حیوونای شهر آموزش داد.

حالا دیگه هیچ حیوونی از خودش بودن متنفر نبود و دهکده ی اقاقیا تبدیل به یه دهکده ی اسرارآمیز جدید شده بود.

نویسنده : کودک و نوجوان

چرا تغذیه یک عامل مهمی برای بهبود یافتن می باشد
چرا تغذیه یک عامل مهمی برای بهبود یافتن می باشد

آیا غذا می تواند عامل ایجاد تغییرات در شخصی باشد که دوستش دارید؟

سناریوی اول:

آیا (یکی از گزینه های “پسر”، “دختر” ، “همسر” ، “شوهر” ، “همراه” و غیره را وارد کنید) شما ناراحت می باشد؟

بی احساس می باشد؟ تحریک پذیر می باشد؟ از نظر اجتماعی منزوی می باشد؟ شما در مورد افسردگی وی نگران شده اید.

سناریوی دوم:

آیا (یکی از گزینه های “پسر”، “دختر” ، “همسر” ، “شوهر” ، “همراه” و غیره را وارد کنید) شما تحریک پذیر به نظر می رسد؟

شما متوجه شده اید که وی وضعیت های روانی بالا و پایین، گسترده و سریع را تجربه می کند.

در صورتی که اختلال دو قطبی یا سایر تشخیص ها در مورد وضعیت روانی غیرمتعادل در مورد شخصی که دوستش دارید صورت بگیرد، شما نگران خواهید شد.

سناریوی سوم:

شما متوجه شدید که (یکی از گزینه های “پسر”، “دختر” ، “همسر” ، “شوهر” ، “همراه” و غیره را وارد کنید)

شما، یک فرد متفاوتی به نظر می رسد یا در مودر غذا، کیفیت غذا، برنامه های غذایی، کتاب های آشپزی و آشپزی کردن برای دیگران، بیش از حد نگران است.

در صورتی که یک اختلال تغذیه ای یا یک تشخیص از نوع وسواسی در مورد شخصی که دوستش دارید به وجود بیاید، شما نگران خواهید شد.

پاسخ های مربوط به هر یک از این سناریوها تقریبا مشابه هم می باشند.

شما به عنوان مراقب یا شخصی که دوست داشته می شوید، ممکن است که شخص آشنای خودتان را تشویق کنید تا یک ارزیابی روانشناختی و فیزیکی انجام دهد (و در صورتی که شما یک سرپرست باشید، خودتان می توانید شخص را ملزم کنید).

به صورت عمومی توصیه می شود که عوامل بیولوژیکی مربوط به شرایط سلامت روانی محتمل مشخص شود.

بنابراین شخصی که دوست دارید می تواند به پزشک مراجعه کند تا یک ارزیابی و آزمایشی را انجام بدهد و مطمئن شود که وضعیت روانی موجود یا تغییرات شخصیتی وی به دلیل شرایط بالینی وی نمی باشد.

همچنین یک ارزیابی بالینی روانی توسط یک روان پزشک می تواند برای شخص مورد علاقه صورت بگیرد.

سوالی که در اینجا مطرح است عبارت از کارهایی است که باید در مورد غذا صورت بگیرند.

در برخی مواقع یک فرد متهم به دلیل تغییر شخصیتی و / یا روانی، می تواند به دلیل مصرف غذا متهم شود.

تقریبا همه ما این جمله معروف را شنیده ایم که “شما آن چیزی هستید که می خورید”. بنابراین باید پرسید که “شخصیت شما چه چیزی نمی خورد؟”

این مقاله روش های محدود کردن غذا و رژیم غذایی را بررسی می کند که می توانند بر روی وضعیت روان شناختی و فیزیکی فرد تاثیرگذار باشند .

اطلاعاتی را از مطالعه آنسل کیز[1]، با عنوان تجربه مینسوتا[2] (Frankin, Schiele, Brozek & Keys, 1948) مورد استفاده قرار داده است.

آزمایش معیار دهه 1940 به افراد کمک کرد تا تاثیرات مربوط به حالت نیمه گرسنگی را بشناسند که در اغلب موارد مشابه وضعیت های روانی متفاوت و حتی بیماری های فیزیکی مزمن باشد.


[1] Ancel Keys

[2] Minnesota Experiment


این مطالعه شامل 36 مرد 20 تا 33 ساله بود. آزمایش فعال تقریبا به مدت یک سال به طول کشید.

این مطالعه شامل 3 ماه  دوره کنترلی بود که بعد از شش ماه مرحله نیمه گرسنگی شروع می شد؛

مرحله نیمه گرسنگی به معنای این بود که میزان انرژی دریافتی روزمره شرکت کنندگان نسبت به مقدار مصرف معمولی آنها در طول دوره کنترل (3492 کالری)، تقریبا تا نصف کاهش یافت (1570 کالری).

به طور قابل توجهی، مصرف انرژی (کالری های AKA) که منجر به تجربه نیمه گرسنگی در این افراد شد، در واقعیت می تواند مربوط به مصرف انرژی در رژیم های غذایی محبوب امروزی باشد.

در نهایت، شرکت کنندگان به میزان مصرف کالری در طول دوره سه ماه کنترل شده توانبخشی برگشتند.

محققان در طول دوره نیمه گرسنگی – یا موردی که می تواند به عنوان یک دوره “رژیم” معمولی برای برخی افراد در نظر گرفته شود – به نتایج مختلفی دست پیدا کردند.

در صورتی که شما در مورد مصرف غذای شخص مطلع نیستید، توجه کنید که تاثیرات تغذیه ای مستند شده زیر به چه نحوی می توانند شبیه به بیماری های روانی یا فیزیکی مزمن باشند.

در دوره مربوط به نیمه گرسنگی مطالعه، تغییرات روان شناختی و دیدگاهی، همانند “از دست دادن بلند پروازی، محدود شدن علایق، افسردگی، تحریک پذیری، و از دست دادن شهوت جنسی” (Frnklin, Schile, Brozek, & Keys, 1948, 0.30) می توانند صورت بگیرند.

پیامدهای اضافی شامل افزایش انزوای اجتماعی، افزایش احساس عدم کارایی و بیهوده بودن، و عدم توانایی برای تمرکز می باشد.

تغییرات اتفاقی مابین دوره های وضعیت روانی بالا و پایین تجربه شده است. یک تمایل به همدردی در گروه مردان ایجاد می شود.


حالت هایی که این افراد از نظر فیزیکی در دوره های نیمه گرسنگی تحت تاثیر قرار گرفتند، بیشتر از روش های کاهش وزن یا روش های ایجاد شده برای لاغری می باشد.

در این روش، گزارش هایی در مورد رشد کُند ناخن و ریزش مو و شکالت های مداوم در مورد گرفتگی عضلانی و حالت های حدی مربوط به تغییر در وضعیت خواب گزارش شده است.

معمولا افراد احساس سردی می کنند. به نظر می رسد که بدن آنها تلاش می کند انرژی بدست بیاورد و از آن محافظت کند (برای مثال، کاهش ضربان قلب).

معمولا قدرت هماهنگی تحت تاثیر قرار می گیرد و حرکات فیزیکی کُندتر می شود، به جز در دوره هایی که میزان مصرف انرژی نرمال می باشد.

این مطالعه با سه ماه کاهش مصرف کالری بیان کرده است که اکثر افراد ورم را تجربه کرده بودند (برای مثال، ایجاد ورم در زانوها، قوزک پا و صورت).

به طور قابل توجهی، افراد شرکت کننده گزارش کردند که تجربه گرسنگی آنها در طول این مدت منحصر به فرد بوده است؛

وضعیت های مربوط به شرکت کنندگان به صورت گزارش های مربوط به احساسات دردناک بخش شکمی تا ناراحتی های قابل تحمل متغیر بوده است.

همچنین در موارد متعددی از دست دادن قدرت فیزیکی گزارش شده بود.

توجه داشته باشید که این علائم چه شباهت هایی با علائم فیزیکی و روان شناختی مزمن گزارش شده رایج دارند؟

مطالعه کیز مشخص کرد که حالت نیمه گرسنگی همچنین منجر به ایجاد وسواس نسبت به غذا می شود.

مکالمات بیشتر متمرکز به غذا می شوند. در نتیجه مشاهده غذا خوردن افراد، یک نوع احساس لذت ایجاد می شود.

کتاب های آشپزی و صحنه های فیلم دارای تصاویر غذا، بیشتر مورد توجه قرار می گیرند. برخی از مردها گزارش کردند که خواب غذا می بینند.

همچنین به نظر می رسد که حالت نیمه گرسنگی بر روی دیدگا ها و رفتارهای مربوط به غذا هم تاثیر دارد.

افراد تمایل بیشتر به تحریک شدن در مورد خدمات و تهیه غذا پیدا می کنند و در اغلب مواقع نسبت به غذاهای خودشان حالت تملکی و تدافعی دارند.

آنها شروع به مصرف ترکیبات عجیب و غریب از عناصر مختلف و همچنین چاشنی ها و نمک زیاد می کنند. 

تشریفات مربوط به غذا افزایش پیدا می کند، و مردان تلاش می کنند که زمان های غذا خوردن و مقدار مشغول شدن به رفتار های تشریفاتی مربوط به غذا را افزایش دهند.

خوراکی ها و مایعات داغ بیشتر ترجیح داده می شوند؛ افراد تحمل بیشتری را در برابر دماهای گرم پیدا می کنند.

جویدن آدامس بیشتر و همچنین مصرف بیشتر قهوه، چای و آب به عنوان جایگزین غذا یا برای سیری صورت می گیرد.

توجه داشته باشید که ترکیب این علائم به چه نحوی می تواند نشان دهنده یا شبیه به یک اختلال تغذیه ای و یا حتی یک مشکل بالینی یا روانی دیگری باشد؟

با تمرکز بر روی نتایج بدست آمده از این آزمایش، توجه به این نکته ضرورت دارد که افراد موجود در این مطالعه، از افراد عمومی انتخاب شدند

(و مورد بررسی قرار گرفتند تا مشخص شود که می توانند در دوره محدودیت غذا، سلامت فیزیکی و روانی خودشان را حفظ کنند) و به طور خاص از بین افراد دارای اختلالات تغذیه ای انتخاب نشده اند.

در صورتی که شخصی که دوستش را دارید، یکی از علائم بیان شده در این مقاله را داشته باشد، و / یا دارای تغییرات شخصیتی یا دیدگاهی باشد، این شخص می تواند – یا نمی تواند – علائم مربوط به حالت نیمه گرسنگی بالقوه را نشان بدهد.

برچسب تشخیص سلامت روانی یا بالینی که شما در نظر می گیرید، می تواند درست و یا نادرست باشد.

علاوه بر این، این نوع از علائم می توانند به شما هشدار دهند که شخص محبوب شما می تواند – یا نمی تواند – دچار اختلالات تغذیه ای یا یک اختلال تغذیه ای باشد.

اختلالات تغذیه ای نرخ مرگ و میر بالایی را در مقایسه با بیماری های روانی دیگر دارد، بنابراین در صورتی که بر این باور باشید که شخص مورد علاقه شما تحت تاثیر یک اختلال تغذیه ای قرار دارد.

لطفا در سریع ترین زمان ممکن برای کمک گرفتن از یک متخصص سلامتی و راهنمایی مراجعه کنید.

این مقاله به شما پیشنهاد نمی دهد که ملاحظات تغذیه ای بالا را در نظر بگیرید یا بیشتر به عوامل سلامت روانی و بالینی اهمیت بدهید؛

بررسی سلامتی اولیه و ارزیابی بالینی می تواند یک مورد مهمی برای سلامت فیزیکی و روانی باشد این بررسی به عنوان اولین اقدام مناسب و ضروری می باشد.

در مقابل، این مقاله شما را تشویق می کند که در صورت متوجه شدن تغییرات در رفتار شخص مورد علاقه خودتان، همچنین تاثیر مصرف غذا را هم در نظر بگیرید.

برای مثال، شما با یک اصطلاح محاوره ای “گرسنه” آشنا هستید.

این یک مثال مناسبی است که نشان می دهد عدم مصرف غذا می تواند از نظر شخصیتی، حالت روانی، دیدگاه و رفتاری، تاثیر قابل توجهی بر روی یک شخص محبوب، یا حتی خود شما داشته باشد.

نکته مهمی که باید به آن توجه کرد عبارت از این است که به نظر می رسد تغذیه بر روی ترکیب شیمایی مغز و سلامت روانی عمومی تاثیر می گذارد (Sarris et al., 2015).

بقراط، به عنوان پدر علم پزشکی یک جمله معروفی را در این زمینه بیان کرده است: “اجازه بدهید که غذا داروی شما باشد و داروی شما غذا باشد.

” در موقعیت های مختلف، در نظر گرفتن ملاحظات تغذیه ای همراه با توجه کردن نسبت به نگرانی های سلامت روانی و پزشکی بالقوه، برای همه افراد مفید خواهد بود.

این مقاله جایگزین توسعه سلامت روانی یا پزشکی تخصصی نمی باشد. این مسولیت خود شما است که باید برای درمان وضعیت خودتان به یک پزشک متخصص و مناسبی مراجعه کنید.

نویسنده: الی اسپاتز – دی لازر[1] – ویرایش شده توسط: استون گنز[2]-مترجم : کودک و نوجوان

آخرین به روز رسانی: 29 می 2017


[1] Alli Spotts – De Lazzer, M.A., LMFT, LPCC, CEDS

[2] Steven Gans, MD

تکنیک های افزایش اعتماد به نفس کودکان
تکنیک های افزایش اعتماد به نفس کودکان

صحبت با والدین در مورد یک فرزند ایده آل نشان می دهد که اثر آن ها دوست دارند فرزندی شاد، موفق و با اعتماد به نفس بالا داشته باشند.

هیچ پدر و مادری از داشتن فرزندی خجالتی و با اعتماد به نفس پایین خوشحال نیست و پدر و مادرها برای داشتن کودکی با ویژگی های ذکر شده هزینه های زیادی را متقبل می شوند.

اگر به عنوان والد و یا فردی که در حال آماده شدن برای نقش پدری یا مادری است این مطلب را مطالعه می کنید، پاسخ تان به این سوال چیست؟

آیا کودکان خود به خود با سطوح متفاوتی از اعتماد به نفس متولد می شوند و یا این ما هستیم که سطوح متفاوتی از اعتماد به نفس را در آن ها شکل می دهیم؟

به عنوان مشاور کودک و فرزندپروری باید بگویم هیچ کودکی با ویژگی هایی مانند خجالتی بودن و یا کمبود اعتماد به نفس متولد نمی شود.

بنظر می سد باور “ما خانوادتا افراد خجالتی ای هستیم و یا پدرش هم اصلا اعتماد به نفس نداره” کاملا نخ نما شده اند و پژوهش های حاضر از وراثتی بودن مولفه های مذکور حمایت نمی کند.

باتوجه به این مساله با ادامه ی مطلب همراه باشید تا کلیدهای اساسی پرورش کودکی توانمند و با اعتماد به نفس را بیاموزید.


چگونه کودک مان را بدبخت کنیم؟

بدبخت کردن کودک در تمامی طول زندگی اش از فرمول بسیار ساده ای پیروی می کند. بر اساس این فرمول باید گفت ” احساس  ارزشمندی را از فرزندت بگیر تا بدبخت شود”.

بر اساس پژوهش ها مهم ترین عامل موفقیت فردی، عزت نفس است کودکی که از احساس ارزشمندی برخوردار باشد در موقعیت های مختلف به خوبی عمل می کند و به موفقیت می رسد.

اعتماد به نفس نیز از ارتباط تنگاتنگی با عزت نفس برخوردار است. با این تفاوت که اگر عزت نفس را برچسب کلی قیمت فرد به خود در نظر بگیریم، اعتماد به نفس احساس توانمندی در انجام امور جزیی تر است.

به عنوان مثال ممکن است فرزندتان از اعتماد به نفس کافی برای صحبت در جمع برخوردار نباشد اما در ورزش های رزمی اعتماد به نفس بالایی داشته باشد.


تکنیک های طلایی رشد اعتماد به نفس

  1. نقاط ضعف را بشناسید: همانطور که گفته شد، اعتماد به نفس نسبت به عزت نفس، جزیی تر  است. برای رشد اعتماد به نفس، در ابتدا لازم است از خود سوال کنید، اعتماد به نفس فرزندم در کدام بخش ضعیف است؟ و دلسل ان چیست؟ آیا مورد سرزنش، تمسخر، تحقیر، تحسین بی جا قرار گرفته؟ آیا بیش از حد از او حمایت کرده ام و به توانمندی خود در انجام کار باور ندارد؟

با شناختن حیطه مشکل و ریشه یابی آن می توانید به خوبی مساله را برطرف کنید.

  • تحسین مداوم ممنوع: اگر شما نیز از جمله والدینی هستید که وقتی موفقیت کودک در امتحانات مدرسه، مسابقات و .. را می بینید جمله ای شبیه ” آفرین به تو افتخار می کنم، تو بهترینی” را نثارش می کنید، بهتر است بدانید که در حال انجام یک اشتباه تربیتی اساسی هستید.

پس از شنیدن این جمله کودک احساس می کند “فقط در صورت باعث افتخار هستم که موفق شوم” و آن باور سرآغاز اضطراب، کمال گرایی منفی و مشکلات روانی در او خواهدشد.

چنینی کودکی نمی تواند در شرایط شکست، احساس ارزش کند و ارزشمندی خود را مشروط به موفقیت می داند.

 این در حالی است که زندگی عرصه ی شکست، آزمون و خطا و حرکت در سنگلاخ هایی است که تضمینی در موفق شدن برای عبور از آن ها وجود ندارد.

بهتر است به جای دیدگاه نتیجه گرا، به فرایند تلاش فرزندتان دقت کنید.

مثلا در حین مطالعه برای یک امتحان به او بگویید ” می بینم که برای موفق شدن سخت در تلاشی” و در صورتی که به موفیت کامل نرسید به او بگویید ” تلاشت در طول دوره ی امتحانات عالی بود. مهم اینه که تلاشت رو کردی و بقیه ش خیلی اهمیتی نداره”.

واقعیت آن است که بااین شیوه فرزندی “تلاش گر” تربیت خواهید کرد در حالیکه شیوه ی نتیجه گرا، فرزندی مضطرب، اهمال کار، رقابت جو و تایید طلب پرورش می دهد.

  • سرزنش، تحقیر و تمسخر ممنوع: اگر به دنبال پرورش فرزندی منحصر به فرد  و یگانه هستید، از سرزنش، تحقیر و یا مقایسه ی کودک با دیگران چه بهره ای خواهید برد؟

کودکان دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که در سایه ی تشویق، توجه و پذیرش بی قید و شرط، رشد می کنند.

اگر جملاتی مانند ” دوستت بازم بهتر شد، هچ وقت توی بازی ها برنده نمی شی، تو به درد این کار نمی خوری، حیف! چقد برات هزینه کردم و..” هستید، مطمین باشید به راحتی می توانید اعتماد به نفس کودک تان را بخشکانید.

  • نظرخواهی از کودک: فرقی نمی کند شمادر حال بیرون رفتن برای یک خرید هستید، یا قصد دارید چیدمان وسایل منزل را عوض کنید و یا جلسه ای برای رعایت نظم در خانه دارید.

در تمامی موارد فوق، می توانید نظر فرزندتان را جویا شوید.

می توانید گاهی اوقات طبق سلیقه ی کودک تان لباس بخرید، وسایل را بچینید و یا در مورد راه حل بهتر شدن نظم خانه از او نظرسنجی کنید.

با این شیوه او احساس مهم بودن و ارزشمندی کرده و می تواند به خودش اعتماد کند.

به همین طریق از مسئولیت دهی به کودک متناسب با سنش نیز به منظور ارتقا اعتماد به نفسش استفاده کنید.

  • واقعی باشید و عذرخواهی کنید: در صورت اشتباه، عذر خواهی کنید. از این طریق فرزندتان می فهمد که اشتباه کردن امری طبیعی است و در صورت اشتباه از شما نیز عذر خواهی می کند.

البته یادتان باشد که مجبور کردن کودک به  عذر خواهی در حضور جمع امری بی فایده و کاملا مخرب است

بازی هایی برای رشد اعتماد به نفس

بازی های رشد دهنده ی مهارت های کلامی

با استفاده از این بازی ها، کودک مهارت کلامی بیشتری خواهد داشت و به واسطه ی آن در جمع های دوستانه، کلاسی، خانوادگی و.. به خوبی می درخشد.

  • با سه کلمه ی بی ربط، جمله بساز.
  • قصه خوانی در جمع
  • اجرای نمایش به ویژه در جمع
  • پنج ویژگی مثبت کودک تان را به او بگویید. سپس ، دست او را بگیرید و هر یک از صفات را با ماژیک روی یکی از انگشتانش بنویسید. کودک از این کار لذت زیادی خواهد برد و ضمن احساس دیده شدن، باورش نسبت به توامندی شخصی اش افزایش می یابد.
  • بازی بیا امتحان کنیم: برای این بازی، نقطه ی ضعف اعتماد به نفس در فرزندتان را شناسایی کنید. مثلا ممکن است فرزندتان از صحبت کردن در مقابل جمع ناتوان باشد و یا خجالت بکشد.

سپس برای او داستانی تعریف کنید که شخصیت قصه، مشکل فرزند تان را دارد و با آن مقابله می کند.

در موقعیتی مانند مهمانی یا جمع همسالان با ایجاد هیجان مثبت از کودک بخواهید تا مانند هرمان قصه شجاع باشد و  شعر یا لطیفه ای را با صدای بلند تعریف کند.

در این هنگام لازم است تا حتی کوچک ترین موفقیت او را تشویق کنید و خواهید دید که به مرور زمان او خواهد توانست بر ضعف موجود غلبه کند.

نویسنده : کودک و نوجوان

پسرم برای رفتن به دستشویی مقاومت می کند
پسرم برای رفتن به دستشویی مقاومت می کند

یکی از مشکلات شایع در طی مراحل مختلف آموزش توالت رفتن به کودکان، مقاومت آن ها در برابر دفع است.

این حالت که جزء اختلالات دفعی دوران کودکی محسوب می شود، ممکن است از حدود 2 سالگی آغاز شود و حتی تا سنین دبستان نیز ادامه یابد.

لازم است بدانید هرچه مشکل در سنین پایین تری رخ دهد، درمان آن راحت تر است درحالیکه مشکلات دفعی در کودکان دوران دبستان نیاز به ریشه یابی مسایل روانی بیشتری از جمله اضطراب، خشم و مشکلات خانوداگی خواهند داشت.

دلیل مقاومت کودک چیست؟

داشتن کودکی که به صورت مداوم مدفوع خود را نگه می دارد، می تواند برای شما به عنوان والد بسیار نگران کننده باشد و حتی شما را سردرگم گند.

کودکان به دلایل مختلفی تصمیم می گیرند مدفوع خود را نگه دارند.

بر اساس رویکرد روانکاوی فروید، نگه داشتن مدفوع به دلیل داشتن حس مالکیت کودک نسبت به آن است و کودکان دارای این رفتار، در بزرگسالی نیز شخصیتی محتکر، نگه دارنده، صرفه جو و گاها خسیس خواهند داشت.

اما در رویکرد رفتاری اعتقاد بر این است که کودک مدفوعش را نگه می دارد، چون برای تخلیه ی آن آموزش صحیحی ندیده است.

بر اساس این دیدگاه ممکن است کودک از رفتن به دستشویی ترسیده باشد، ممکن است محیط دستشویی برایش ناخوشایند باشد.

یا از این طریق موفق به جلب توجه والدین حتی به صورت منفی (تهدید و عصبانیت و…) شده باشد.

در رویکرد سیستمی خانواده اعتقاد بر این است که احتمالا در خانواده ی کودک نگه دارنده ی مدفوع، ارتباطات به گونه ای پیش می رود که کودک دچار اضطراب، خشم و کمبود توجه است.

او از این طریق سعی می کند خشم خود را تخلیه کند، نظر دیگران را به خود جلب کند و به والدین نشان دهد که علی رغم کوچکی اش، می تواند در جنگ قدرت مخفیانه برنده باشد


بهترین راهکار حل مشکل چیست؟

تا به اینجا با مهم ترن دیدگاه های روانشناسانه ی مربوط به اختلالات دفعی کودک آشنا شدید.

اما از این نکته نیز غافل نشوید که ممکن است مشکلات کودک تان منشا عضوی یا بدنی نیز داشته باشند.

به عنوان مثال ممکن است استفاده از رژیم غذایی نامناسب و فاقد فیبر، منجر به ایجاد یبوست مزمن در او شده باشد.

در این حالت دیواره ی روده دچار اتساع شده و عصب های روده ای، حساسیت خود را در برابر احساس دفع از دست می دهند.

در ادامه ی این وضعیت، کودک با تاخیر بیشتری نیاز به دفع را احساس می کند و مشکل در چرخه ای بی پایان ادامه می یابد.

بنابراین در گام اول لازم است مشخص کنید که مشکلات فرزندتان ناشی از مساله ای عضوی، بدنی، تغذیه ای است یا منشا روانی دارد؟

در صورتی که منشا مساله، غیر روانی باشد، می توانید از طریق تغییر در عادات غذایی، اضافه کردن مواد حاوی فیبر و سوپ های ملین مشکل را رفع کنید. اما در صورتی که مشکل دارای منشا روانی است چه باید کرد؟


ساده ترین تکنیک های درمانی برای اختلالات دفعی با منشا روانی

در اینجا ساده ترین و کاربردی ترین روش های درمان بر اساس رویکرد رفتاری معرفی خواهند شد.

در آموزش های مربوط به توالت رفتن تجدید نظر کنید.

در صورتی که آموزش های شما توام با خشونت، ایجاد ترس، تنبیه و یا وسواس نسبت به پاگیزگی باشد، کودک می تواند در برابر رفتن به دستشویی مقاومت کند.

در اولین گام آموزش ها را مورد بازبینی قرار دهید.

علاوه بر رفتار خود، بررسی کنید که آیا کودک نحوه ی صحیح دفع را آموخته، محل قرار گرفتن ادرار و مدفوع را می داند؟ و از نحوه ی استفاده از سیفون آگاه است؟

سیستم بدن را به زبان ساده تشریح کنید.

ممکن است دلیل مقاومت فرزندتان، احساس مالکیت نسبت به مدفوع باشد.

برای اصلاح  این باور، بدن و کارکد آن را به زبان ساده و داستان گونه برای کودک توضیح دهید.

می توانید از انواع فیلم ها مانند فیلم کاربردی ” بدن من چگونه کار می کند؟ ” و یا پارک هایی که به تشریح کارکرد بدن می پردازند نیز استفاده کنید.

محیط دستشویی را به جایی مطلوب تبدیل کنید.

برای این کار می توانید در دستشویی، عروسک یا وسیله ای جالب قرار دهید تا کودک برای رفتن به دستشویی ترغیب شود.

  • در صورت مقاومت کودک، بی توجهی کنید.

ممکن است کودک قصد داشته باشد از طریق این رفتار شما را کنترل کند.

واکنش هایی مانند تنبیه، دعوا، نگرانی و اصرار بیش از حد از جانب شما می توانید برای کودک جالب و تقویت کننده باشد و منجر به ادامه ی رفتار شود.

بنابراین بهتر است رفتار دستشویی نرفتن کودک را نادیده بگیرید و در صورتی که خودبه خود به دستشویی رفت او را تشویق کنید.

مشکلات ارتباطی خانواده را شناسایی و رفع کنید.

در بسیاری از موارد، اختلالات دفعی کودکان ریشه در وجود یک مشکل خانوادگی دارد.

در صورتی که مسایلی از قبیل مقایسه فرزندان با هم، بی توجهی به کودک، تنبیه، سرزنش، بدرفتاری والدین با یکدیگر و مسایلی از این قبیل وجود داشته باشد، کودک سطح زیادی از اضطراب و خشم را تجربه خواهد کرد.

این حالت خود را به شکل اختلالات دفعی نشان می دهد.

برای رفع مشکل لازم است سیستم ارتباطی حاکم بر خانواده را تغییر دهید. در برخی موارد نیز لازم است به روانشناس یا مشاور مراجعه کنید تا در تغییر این سیستم به شما کمک کند.

ارتباط خود با کودک را بهبود دهید.

در پس رفتار لجبازانه ی کودک شما، نیاز زیادی به توجه و نوازش نهفته  است.

بهتر است برای رفع مشکل در ارتباط تان تجدید نظر کنید. به فرزندتان توجه کنید، او را تشویق کنید، ویژگی های مثبتش را بازخورد دهید و از تغییرات رفتاری او شگفت زده شوید.

کودک تان برای دریافت نوازش و پذیرش بی قید و شرط از جانب شما، در حال بروز رفتار نشانه دار (مشکلات دفعی) است.

در صورتی که نیاز او به نوازش و تایید را برطرف کنید، نشانه ی بیماری (مقاومت در برابر دست شویی رفتن) نیز خود به خود حذف خواهد شد.

در کودکان پیش دبستان و دبستان، محیط مدرسه را بررسی کنید.

در صورتی که تمامی موارد گفته شده را بررسی کردید و در کودکان سنین دبستان، مشکل همچنان ادامه داشت، محیط مدرسه را بررسی کنید.

تجربه ی شرایط تنش زا در محیط مدرسه به ویژه در سال های اولیه ی دبستان می تواند منجر به اختلالات دفعی شود.

در این زمینه لازم است با مشاور مدرسه نیز مشورت کنید.

آیا کودک لجباز مستحق سرزنش است؟

بر اساس آنچه در این مطلب مطالعه کردید، رفتاری مانند مقاومت در برابر دفع، می تواند علل متعدد و پیچیده ای از دلایل جسمی تا روانی داشته باشد.

در هیچ یک از این موارد کودک، مقصر نخواهد بود.

در حقیقت فرزند شما در حال نشان دادن واکنشی است که برآمده از سیستم خانواده است.

بنابراین تحت هیچ شرایطی، فرزندتان را به خاطر این رفتار، سرزنش، تنبیه کلامی و یا بدنی نکنید.

لازم است بدانید، رفتارهای از این قبیل می تواند مشکل را بسیار وخیم تر کند و درمان را سخت تر و طولانی تر نماید.

بهترین راهکار آن است که عوامل ایجاد کننده ی مشکل را بررسی کنید و در جهت رفع آن ها اقدام کنید تا مشکل در کوتاه ترین زمان ممکن برطرف شود.

نویسنده : کودک و نوجوان

کودک دو ساله ی پرخاشگر را بیشتر بشناسید.
کودک دو ساله ی پرخاشگر را بیشتر بشناسید.

پرخاشگری انواع مختلفی دارد؛ مثلا می تواند از نوع بدنی باشد مثل زدن و گاز گرفتن یا پرخاشگری لفظی باشد مثل فریاد زدن و تحقیرکردن

همچنین ممکن است پرخاشگری به صورت تجاوز به حقوق دیگران و زورگویی خود را نشان دهد.

 گاهی والدین رفتارهای پرخاشگرانه را اصولا پرخاشگری تلقی نمی کنند یا حتی تشویق می کنند.

به عنوان مثال وقتی کودک به زور و با کتک اسباب بازی را از کودک دیگری می گیرد، این رفتار را باعرضه بودن تلقی و تشویق می کنند!

اگر نمونه ای از رفتارهای فوق را در کودک تان مشاهده کردید که به صورت مداوم انجام می شود، لازم است به دنبال ریشه یابی و درمان پرخاشگری او باشید.


مهم ترین علل پرخاشگری کودک را در اینجا بخوانید

آیا کودک تان پرخاش را یادگرفته است؟

مسلما یکی از دلایل بسیار مهم پرخاشگری در کودکان یادگیری است.

کودکانی که در زندگی خود الگوهای رفتاری پرخاشگرانه مانند پدر یا مادری عصبانی و پرخاشگر دارند، پرخاشگری را یاد خواهند گرفت و این یادگیری در بازی های آنها نمود خواهد داشت.

 این کودکان اسباب بازی ها را پرتاب می کنند. از آن ها درست استفاده نمی کنند و به آن ها آسیب می رسانند یا هنگام بازی کردن به عروسک ها و شخصیت های بازی ناسزا می گویند و آن ها را کتک می زنند یا تمسخر و تحقیر می کنند.

بنابراین در گام اول لازم است از خودتان سوال کنید “نمره ی پرخاشگری کلامی و غیر کلامی من چند است؟”

آیا مهارت های ارتباطی کودک ضعیف است؟

  • کودکانی که رفتار پرخاشگرانه دارند معمولا خودانگیخته، بی‌قرار و زودرنج‌اند. این مسئله می تواند ریشه در کمبود مهارت‌های ارتباطی نیز داشته باشد.

کودکی که شیوه ی صحیحی برآورده کردن خواسته هایش را یاد نگرفته است، به روش هایی مانند پرخاشگری بیشتر متوسل می شود.

به فرزندتان یاد دهید تا برای تحقق خواسته هایش، گفت و گو کند. به او بگوییدکه وقتی فریاد می زند، گریه می کند و زور می گوید.

نمی توانید متوجه خواسته اش شوید و برای رسیدن به درخواستش، لازم است آن را بدون تهدید و پرخاش بیان کند.

سبک تربیتی شما، دلیل پرخاشگری کودک.

والدینی که در فرزندپروی خود از شیوه ای مقتدرانه برخوردار نیستند، راه را برای رفتارهای تند کلامی و غیر کلامی کودک باز می کنند.

کودک در مواجه با مادر و یا پدری منفعل و مردد، شروع به جیغ زدن، گریه کردن و زورگویی می کند. زیرا می داند از این راه خواهد توانست به اهداف خود برسد.

بنابراین لازم است شیوه ی برخوردی خود با کودک را اصلاح کنید و مقتدر باشید.

اقتدار به معنای زورگویی نیست. در این شیوه لازم است قوانین و خواسته های منطقی خود را به شکل واضح و شفاف مطرح کنید و آن ها را بدون دلیل تغییر ندهید تا کودک دریبابد که حرف شما یک کلمه است!

والدین زورگو، کودک پرخاشگر

به طور معمول از ۲سالگی و حتی کمی قبل از این سن، نشانه‌های استقلال طلبی و خروج از تابعیت رفتار مادر در کودکان با غذا نخوردن بروز می‌کند.

در صورتیکه این حس استقلال طلبی، به درستی درک نشود و مادر برای غذاخوردن کودک دو ساله به زور متوسل شود، پرخاشگری کودک امری طبیعی خواهد بود.

زور و تهدید در برابر غذا خوردن کودک باعث عدم رشد شخصیت، پرخاشگری و عدم اعتماد به نفس وی در بزرگسالی می‌شود که عوارض روانی متعددی را به همراه دارد.

در حقیقت کودک با غذانخوردن و پرخاشگری می خواهد به شما بفهماند که من بزرگ شده ام و حق انتخاب دارم.

بنابراین در صورتی که علت پرخاشگری کودک تان، مجبور شدن به غذا خوردن است، باز هم لازم است شما به عنوان والد، شیوه ی رفتاری خود را تغییر دهید.

به کودک حق انتخاب دهید و اجازه دهید تا در مورد غذا خوردنش تصمیم بگیرد.

کودک تان حق دارد در این زمینه تصمیم بگیرد و تبعات به موقع غذانخوردن مانند گرسنه ماندن را نیز تجربه کند.

آیا والدی مقایسه گر هستید؟

مقایسه مداوم فرزندان آن هم ازکودکی با بچه‌های فامیل، دوستان و حتی همبازی‌های شان باعث می‌شود که آن ها با توجه به سرخوردگی ناشی از مقایسه و رقابت دائم، بیش ازحد معمول حساس و خشمگین باشند.

خوب است بدانید بچه‌ها وقتی نمی‌توانند فاصله خودشان را با کسانی که پدرو مادر با آن ها مورد مقایسه قرار می‌دهند، پرکنند،  احساس شکست و طردشدگی خواهند کرد.

احساس تلخی که مقدمه صدمات روانی زیادی است. بنابراین به جای مقایسه فرزندتان با بقیه، به استعدادها و علایقش توجه کرده و به او احترام بگذارید.

 با این کار اعتماد به نفس فرزندتان رشد می کند و با توجه به توانایی‌ها و مهارت‌هایش احساس برتری و سرآمد بودن کرده و خشم کمتری را تجربه می‌کنند.

همه این مسائل باعث می‌شود که فرزند شما دیگر پرخاشگر نباشد.


موتور تولید خشم را شناسایی و متوقف کنید.

علاوه بر موارد ذکر شده، لازم است موتور تولید خشم در خانواده ی تان را نیز شناسایی و متوقف کنید.

ممکن است پرخاشگری کودک تان منجر به ایجاد چرخه ای معیوب شده باشد. به این صورت که فرزندتان، فریاد می زند، شما از کوره در می روید، فرزندتان بیشتر داد می زند و احتمالا شما نیز عصبانی تر می شوید.

به منظور پیشگیری از گیر کردن در این دور معیوب، مهم ترین ابزاری که نیاز دارید، “حفظ آرامش” است.

اگر کودک تان متوجه شود که می تواند با پرخاشگری و داد زدن، شما را آشفته کند، این کار را خواهد کرد.

بنابراین آرام باشید تا کودک تان دریابد که با داد زدن و توهین به جایی نمی رسد.

سپس در کمال آرامش از فرزندتان بخواهید تا خواسته اش را به صورت شفاف بیان کند.

راهکارهای ساده ی درمان پرخاشگری

حالا که متوجه مهم ترین علل پرخاشگری در فرزندتان شده اید، با اصلاح علل، می توانید پرخاشگری را به حداقل برسانید.

لازم است مقایسه، زورگویی و رفتارهای پرخاشگرانه ی خودتان را کنار بگذارید.

در مواجه با پرخاشگری فرزندتان مقابله به مثل نکنید و به او یاد دهید تا نیازهای خود را به روشی صحیح بیان کند.

مقتدر باشید و الگوی خوبی برای همانندسازی کودک تان باشید.

شاید لازم باشد برای تغییر رویه ی خود، کتاب هایی در زمینه ی نحوه ی ارتباط با کودک و والدگری موثر نیز مطالعه کنید که کتاب “فرهنگ تفاهم با فرزندان، نوشته ی توماس گوردون” یکی از بهترین آن هاست.

در مسیر خاموش کردن پرخاشگری کودک، دو راهکار طلایی زیر را نیز فراموش نکنید.

  1. رفتارهای خلاف پرخاشگری را تشویق کنید.

متمرکز شدن بر پرخاشگری، همیشه هم مفید نیست. در مواردی لازم است طوری برخورد کنید که گویا پرخاشگری کودک را ندیده اید.

اما چشم تان مجهز به ذره بینی است که حتی کوچک ترین رفتارهای مسالمت آمیز و دوستانه را نیز می بیند و تشویق می کند.

  • به رفتارهای پرخاشگرانه بی توجهی کنید.

لازم است به این نکته تاکید کنم که بی توجهی به رفتارهای پرخاشگرانه در صورتی تجویز می شود که شما در حال زورگویی به کودک و یا پافشاری بر خواسته ای نامعقول نباشید.

مثلا اگر کودک تان یاد گرفته است تا با کتک زدن دوستانش از شما تایید بگیرد، لازم است به رفتار پرخاشگرانه اش بی توجه باشید و اگر توانست برای حل مشکل با همسالانش از روشی غیر از زور استفاده کند، او را تشویق کنید.

بازی درمانی چیست؟
بازی درمانی چیست؟

اگراز جمله افرادی هستید که کودک یا فرزندتان را نزد متخصص یا روانشناس برده اید و به دلیل مشکلاتی از جمله افسردگی، پرخاشگری، لجاجت، درخودماندگی، بددهنی، اضطراب، ترس از تاریکی و..

او را نیازمند مراجعه به بازی درمانگر دانسته اند، مطالعه ی این متن می تواند برای تان مفید باشد.

آیا کودک من نیازمند بازی درمانی است؟

همان طور که از کلمه ی “بازی درمانی” مشخص است، این شیوه برای درمان مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین در مواردی مطرح است که پای نوعی از اختلالات روانی در میان است.

در این موارد لازم است تا کودک از طریق دریافت مداخلات درمانی بازی محور که ماهیتی استعاری دارند، به سمت حل مشکل حرکت کند.

چرا بازی درمانی؟

همان طور که می دانید، “بازی” زبان ارتباطی کودک با دنیای پیرامونش است. اگر چه یک کودک افسره نمی تواند در مورد یاس و ناامیدی اش صحبت کند.

اما می تواند آن را در بازی هایش به خوبی به نمایش بگذارد و از طریق بازی، درمان شود. به عنوان والد یا مراقب کودک، این مطلب می تواند برای تان در بردارنده ی یک نکته ی اساسی باشد.

شما می توانید بادقت در نحوه ی بازی های فرزندتان، نسبت به حالات روانی او اطلاعاتی کسب کرده و در صورت لزوم هرچه سریع تر جهت استفاده از مداخلات روانشناختی لازم اقدام کنید.

به عنوان مثال والدین یک کودک پرخاشگر این گونه گزارش می کنند که او دراکثر بازی هایش نیز در حال آسیب ردن به عروسک هایش و تنبیه آن هاست.

یک کودک وسواسی ممکن است در بازی هایش نیز حالاتی از وسواس تمیزی بیش از حد، سخت گیری درمورد تمیزی نسبت به عروسک هایش و یا سرزنش کردن آن ها را نشان دهد.


در ذهن کودک مساله دار چه می گذرد؟

شاید به عنوان والد با خود فکر کنید اگر بازی می تواند درمان بخش باشد، بهتر است خودم بازی کردن با کودک را آغاز کنم.

واقعیت آن است که فرایند بازی درمانی، امری کاملا تخصصی، علمی و نیازمند مداخله ی بازی درمانگر است.

به زبان ساده می توان گفت، اگر کودکی، مشکلات رفتاری از جمله وسواس، افسرگی، اضطراب، تنبلی، پرخاشگری، پرخوری و یا بی اشتهایی را نشان می دهد.

در حقیقت با وضعیت های روانی ناتمامی مواجه است که لازم است در طی فرایند بازی درمانی، کامل شوند تا کودک بتواند آن هارا کنار بگذارد.

به عنوان مثال کودکی که خشم فروخورده ی عمیقی نسبت به پدرش دارد، ممکن است آن را در قالب افسردگی و یا پرخاشگری نشان دهد.

آنچه در جریان بازی درمانی اتفاق می افتدآن است که کودک در فضایی کاملا ایمن، مورد پذیرش قرار گرفته و شروع به تجربه ی کامل احساس خشم فروخورده می کند.

در نتیجه ی این امر، او می تواند به این احساس پایان بدهد و رفتارهای پرخاشگرانه ی کمتری بروز دهد.


نکات اساسی در بازی با کودکان

اگر قصد دارید به عنوان پدر و یا مادر، کودکان را به مسیر تربیتی صحیح رهنمود کنید، بهترین ابزاری که در دست دارید “بازی” است.

کودکان در خلال بازی، چیزهای زیادی می آموزند. این در حالی است که گفته ها، توصیه ها و نصیحت های بزرگتر ها در اکثر موارد فاقد تاثیر رفتاری معنادار بر آن هاست.

7 کلید اساسی بازی

  1. برای بازی با کودک، زمانی خاص اختصاص دهید. منظور از زمان خاص آن است که کودک احساس کند برای شما اهمیت دارد و بخشی از زمان شما به بازی کردن با او اختصاص داده شده است.

با اجرای این گام ساده، تاثیر معناداری بر احساس ارزشمندی و عزت نفس او خواهید داشت.

  •  اگر کودک تان مضطرب است می توانید از بازی های جسمی، نوازش کردن و در آغوش گرفتن به منظور کاهش اضطراب او استفاده کنید.
  • اگر کودک تان پرخاشگر و عصبی است، لازم است بدانید او در بخشی از زندگی اش احساس ناکامی را تجربه کرده است.

 بنابراین وقت آن است که در بازی، فضایی را فراهم کنید تا بتواند از طریق غلبه بر محیط، احساس پیروزی کند.

در این شرایط بهتر است از بازی های رهایشی و توام با تخریب و کثیف کاری استفاده کنید. شن بازی، گل بازی، هفت سن، چیدن هرمی شکل لیوان ها و تخریب آن ها نمونه ای از این بازی هاست.

  • بجای سخنرانی به منظور رعایت قوانین در منزل، از موقعیت بازی برای ایجاد فرهنگ قانون پذیری در کودک استفاده کنید.

به عنوان مثال در حالی که همبازی فرزندتان هستید، محدودیت هایی را به صورت مقتدانه و عاری از خشونت وضع کتید و برای تخلف از آن ها، پیامدی طبیعی در نظر بگیرید.

به عنوان مثال ” تا ساعت 5 بازی می کنیم ولی اگر کسی جیغ زد، چون گوش بقیه درد می گیره و صداشو نمی شنوند، از بازی حذف میشه”.

  • بازی کردن می تواند برای شما نیز آرامبخش و مفید باشد. بهتر است در حین بازی از نقش همیشگی “والد” بیرون بیایید. کودک درون تان ر افعال کنید و صرفا بر رابطه ی خوب خود با کودک تان تمرکز کنید.
  • 6)      دوستان خیالی کودک را بپذیرید و با آن ها همراهی کنید. این مساله می تواند به احساسات کودک رسمیت داده و در تقویت خلاقیت او نیز موثر باشد.
  • قبل از اینکه درخواست کودک مبنی بر ادامه ی بازی، شما را خسته و بی حوصله کند، برای بازی، زمانی تعیین کنید و نسبت به آن پای بند باشید.

پرخاشگری و بی حوصلگی شما می تواند زحماتی را که در طی یک ساعت بازی با کودک، متحمل شدید از بین ببرد و هر دوی شما را عصبی و ناراضی کند.

هر آنچه لازم است قبل از مراجعه به بازی درمانگر بدانید

  • بازی درمانی فرایندی تخصصی و یاری کننده است. بنابراین آن را هرگز به تعویق نیندازید.
  • به هنگام مراجعه، اجازه دهید تا فرد متخصص در اتاق درمان با کودک تان تنها باشد و مداخلات لازم را پیش ببرد.
  • اگر نگران تنها ماندن فرزندتان با فرد دیگری هستید، بهتر است نسبت به امنیت مرکزی که به آن مراجعه کرده اید اطمینان حاصل کنید و پس از آن، تا زمانی که درمانگر از شما درخواست نکرده در امر درمان مداخله نکنید.
  • توقع معجزه نداشته باشید: اختلالات فتاری کودکان غالبا مشکلاتی مزمن و زمان بر هستند. بنابراین انتظار تغییر رفتار کودک پس از چند جلسه بازی درمانی، معقول نیست.

پیشنهاد می شود تا زمان تجویز شده توسط متخصص، درمان را ادامه دهید و از قطع خودسرانه ی جلسات خودداری کنید.

چه بسا قطع خودسرانه ی درمان، تاثیراتی به مراتب بدتر از عدم مراجعه داشته باشد. همانند زخمی که باز شده و بدون درمان، به حال خود رهاشود.

  • در 99 درصد موارد، لازم است همزمان با مشارکت کودک در جلسات بازی درمانی، خود شما نیز به یک خانواده درمانگر رجوع کنید.

در غیر این صورت، عوامل خانوادگی جاری، ممکن است مانع از تغییرات رفتاری مثبت در کودک شود و یا رفتار منفی او را به دلایل مختلف حفظ کند.

  • برخی از والدین پس از جلسات بازی درمانی، ممکن است به کودک این گونه بازخورد دهند که ” مشاورت هم گفت که خیلی کله شقی، تو درست بشو نیستی و…”.

این گونه برچسب ها نه تنها منجر به حل مشکل نخواهد شد بلکه می تواند مشکل را تا حد زیادی تشدید کند.

لازم است بدانید که کودک مساله دار، بیش از سرزنش و تحقیر نیازمند حمایت صحیح شما به منظور تغییر رفتار است.

بیش فعالی در نوجوانان (بخش دوم)
بیش فعالی در نوجوانان (بخش دوم)

برای تشخیص اینکه نوجوان تان مبتلا به اختلال بیش فعالی هست یا خیر، می بایست علایم متعددی از بیش فعالی و تکانشی بودن و یا بی توجهی و یا هر دو به مدت 6 ماه یا بیشتر مشاهده شود.

علاوه بر این، لازم است علایم در دو یا بیشتر از دو موقعیت (مثلا خانه و مدرسه) اتفاق بیفتد.

نکته ی جالب توجه آن است که ممکن است نوجوان شما در اولین برخورد در مطب روانشناس، هیچ یک از علایم را نشان ندهد و به همین دلیل مشاهدات دقیق شما به عنوان والدین و یا معلم بسیار تعیین کننده است.

در ادامه با پاسخ های بله یا خیر، چک لیست بیش فعالی را تکمیل نمایید و هنگام مراجعه به روانشناس آن را همراه داشته باشید.

تکانشی بدون

  1. اغلب قبل ازاینکه سوال کامل پرسیده شود پاسخ می دهد.                                   بلی        خیر
  2. اغلب حرف دیگران را قطع می کند.                                                              بلی        خیر
  3. اغلب به سختی نوبت را رعایت می کند یا در صف می ایستد.                               بلی        خیر

بیش فعالی

  • اغلب بیش از حد حرف می زند.                                                                   بلی          خیر
  • اغلب وقتی که نشسته دست و پایش را تکان می دهد و در جایش آرام نمی گیرد.      بلی           خیر
  • اغلب در آرام بازی کردن مشکل دارد.                                                            بلی           خیر
  • اغلب در موقعیت هایی که لازم است آرام بنشیند، جای خود را ترک می کند.           بلی            خیر
  • اغلب بیش از حد بالا و پایین می پرد و یا می دود.                                            بلی           خیر
  • اغلب به نظر می رسد در حال حرکت است.                                                     بلی           خیر

بی توجهی

  1. اغلب قادر به توجه کردن به جزییات نیست و بخاطر بی دقتی اشتباه می کند.           بلی           خیر
  2. اغلب در کام کردن ک تکلیف و تمرکز برآن مشکل دارد.                                     بلی           خیر
  3. اغلب در موقعیت های روزمره فراموشکار است.                                                 بلی           خیر
  4. اغلب به آسانی حواسش پرت می شود.                                                          بلی            خیر
  5. اغلب به نظر می رسد که به حرف ها یا دستورات دیگان گوش نمی دهد.                بلی            خیر
  6. 15)    اغلب در سازمان دهی تکالیف  وفعالیت ها مشکل دارد.                                   بلی           خیر
  7. فعالیت هایی که نیازمند تمرکز ذهنی طولانی هستند را دوست ندارد یا از آن ها اجتناب می کند.

                                                                                                        بلی            خیر

  1. اغلب وسایلش را گم می کند.                                                                   بلی           خیر
  2. 18)    اغلب نمی تواند بر اساس دستورالعمل پیش رود.                                         بلی            خیر
  • آیا علایم فوق به مدت 6 ماه یا بیشتر وجود دارند؟
  • آیا این رفتارها باعث ایجاد مشکل یا اختلال شده است؟
  • آیا این رفتارها در بیش از یک موقعیت وجود دارند؟
  • آیا این علایم قبل از سن 7 سالگی وجود داشته اند؟

اگر پاسخ تان در 6 مورد و یا بیشتر از موارد بالا بله است و به هر چهار سوال بالا جواب بله داده اید، توصیه می شود با یک متخصص مشورت کنید تا بیش فعالی نوجوان تان دقیق تر بررسی شود.


جدیدترین روش های درمان بیش فعالی

بیش فعالی در اغلب موارد یک اختلال طولانی مدت است که تا پایان عمر ادامه پیدا می کند و دلایل زیستی زیادی در پیدایش آن دخیل اند.

فرد بیش فعال، نشانگان بیش فعالی را در دوران کودکی و تا قبل از سن 7 سالگی نیز داشته است.

 با ورود به دوران بلوغ و تجربه نشانگان بلوغ، برخی از نوجوانان ممکن است علایم بیش فعالی را به طور کلی ترک کنند.

اما در اکثر موارد این اختلال در دوران بلوغ، وخیم تر می شود و نیاز به درمان را ضروری تر می کند.

به دلیل تنوع مشکلات مروبط به این این اختلال، مسلما امکان آن که یک نوع درمان به تنهایی بتواند تمامی الزامات درمانی را برآورده کند، وجود ندارد.

به همین دلیل متخصصان، اغلب راهبردهای درمانی متععدی را ترکیب می کنند تا هریک جنبه ی متفاوتی از مشکلات روانی- اجتماعی نوجوان را مدنظر قرار دهند.

هیچ یک از این مداخلات نباید به عنوان شفادهنده در نظر گرفته شوند بلکه ارزش آن ها در کاهش سطح علایم اختلال و مشکلات رفتاری و هیجانی مرتبط با آن است.

وقتی هر یک از این درمان ها متوقف شوند، اغلب علایم اختلال به سطح پیش از درمان بر می گیرند و باید گفت رمز اثربخشی هر مداخله، در تداوم آن به صورت طولانی مدت است.

1. دارو درمانی

در صورتی که بیش فعالی به صورت قطعی تشخیص داده شود، پزشک به منظور کنترل علایم، دارو تجویز خواهد کرد.

در فراتحلیل انجام شده توسط عابدی و همکاران (1391)، محققان به مقایسه میزان تاثیر درمان های دارویی، روانشناختی و آموزشی بر کاهش علایم اختلال بیش فعالی- نقص توجه پرداختند.

یافته های پژوهش نشان دهنده ی آن بود که میزان اثرگذاری مداخلات روانشناختی برکاهش نشانه های کلی اختلال نقص توجه .

بیش فعالی 54/0، بر علایم نقص توجه 48/0، بر بیش فعالی 59/0 و همچنین میزان اندازه اثر درمان های دارویی نسبت به مداخلات روانشناختی بسیار بیشتر و برابر با عدد 76/0 می باشد.

2.درمان های رفتاری

به عنوان یک نوجوان بیش فعال، والد و یا مربی ای که با نوجوانان بیش فعال سر وکار دارید، لازم است بدانید، مدیریت نشانگان بیش فعالی، نیازمند “برنامه ریزی ویژه” است.

به عبارت دیگر فرزند شما به برنامه های رایج مدرسه و خانه پاسخ خوبی نخواهد داد و لازم است برای او برنامه ی ویژه ای داشته باشید.

  • به منظور کاهش نقص توجه در این افراد، لازم است محرک های محیطی به حداقل برسد.

نوجوان بیش فعال نیازمند آن است که محیط یادگیری، کلاس درس، اتاق و نیمکتش تاحد ممکن خلوت و عاری از شلوغی باشد

  • در کنار کنترل محرک های محیطی، لازم است برخی مهارت های پایه مانند برنامه ریزی و سازمان دهی کارهایی مانند انجام تکالیف کلاسی را به طور حساب شده به او آموزش دهید.
  • باتوجه به پایین بودن دامنه ی توجه در این افراد، لازم است معلم، با در نظر گرفتن تفاوت های فردی، زمان بندی های خاصی را برای نوجوان بیش فعال در نظر بگیرد.

               به عنوان مثال، او می تواند بعد از 15 دقیقه فعالیت کلاسی، جایزه ای مثل رفتن در حیات مدرسه               و دویدن دریافت کند و یا در فعالیت های حرکتی مانند نماینده کلاس شدن، دخالت داده شود تا بی قراری اش در جهت مثبت سوق داده شود.

  • از چک لیست رفتاری روزانه استفاده کنید. برای مدیریت رفتار فرد بیش فعال لازم است انتظارات خود را به طور واضح و شفاف بیان کنید و برای عینی کردن نتایج، از یک چک لیست استفاده کنید.

مثلا می توانید به نوجوان آموزش دهید تا اهداف امروز خود را روی کاغذ بنویسد، برای هر کدام جایزه ای در نظر بگیرد و گام های لازم برای انجام ان را یادداشت کند.

سپس در پایان روز، در صورت موفقیت به خود جایزه دهد.

فراموش نکنید تشویق های کلامی و غیر کلامی شما نیز در موفقیت او نقش به سزایی خواهد داشت.

  • باتوجه به بحران های دوره ی بلوغ، بی قراری درونی و تشویش ذهنی نوجوان بیشتر خواهد شد و این مساله خطر عود نشانگان نقص توجه و بیش فعالی را به دنبال دارد.

بنابراین با فرزندتان گفت و گو کنید تا از حمایت های یک مشاور یا روانشناس در مدرسه بهره ببرد.


آیا نوجوان من بیش فعال است؟
آیا نوجوان من بیش فعال است؟

از میان اختلالات رایج در سنین نوجوانی، بیش فعالی یکی از مشکلات قابل توجه و دردسر ساز است که نه تنها عملکرد تحصیلی و ارتباطی نوجوان بلکه شرایط خانواده را نیز با بحران های زیادی مواجه می کند.

ممکن است شما به عنوان والدین و یا سرپرست نوجوان، هرگونه رفتار حاکی از عدم توجه و یا پرانرژی بودن فرزندتان را بیش فعالی تلقی کنید.

 این در حالی است که یافته های علمی، وجود چند معیار را برای تشخیص بیش فعالی در نوجوان ضروری می دانند.

باتوجه به اینکه تشخیص به هنگام و درمان به موقع می تواند تا حدزیادی به کنترل علایم کمک کند، برای آشنایی بیشتر با ویژگی های این اختلال با ادامه ی متن همراه باشید.


بیش فعالی چیست؟

اختلال بیش فعالی- نقص توجه (ADHD) به معنای مشکل قابل توجه و پایدار در مولفه ی تمرکز، حفظ توجه و بی قراری است که فعالیت در حوزه های مختلف زندگی را با مشکل مواجه می کند و دارای ریشه ی زیستی است.

علایم اساسی بیش فعالی

به منظور تشخیص بیش فعالی در نوجوانان وجود مجموعه ای از علایم (حداقل 5 علامت) به مدت 6 ماه مکرر ضروری است.

همچنین لازم است بدانید برای آنکه نوجوان تان، بیش فعال تشخیص داده شود، حتما در دوران کودکی نیز علایمی از نقص توجه و یا تکانش گری را به صورت ممتد داشته است .

چراکه این اختلال، ماهیتی زیستی دارد و از دوران کودکی آغاز می شود. بنابراین در صورتی که نوجوان تان مجموعه ای از علایم کمبود توجه و یا بیش فعالی را در مدت حداقل 6 ماه به صورت مداوم نشان داد.

این علایم منجر به ایجاد اختلال در عملکرد ارتباطی یا تحصیلی او شدند، لازم است برای تشخیص دقیق تر و مدیریت شرایط به روانشناس مراجعه کنید


محور یک: علایم نقص توجه را بررسی کنید.

1) اغلب در برقراری توجه و تمرکز و آغاز یک فعالیت و یا تکلیف مشکل دارد.

به عنوان مثال برای شروع تکالیف، مقدمه چینی زیادی می کند، بهانه می آورد و یا ساعت ها وقت تلف می کند تا سر تکالیفش بنشیند.

2) اغلب در حفظ توجه و تمرکزش مشکل دارد. به این معنی که محرک های محیطی به راحتی می تواند توجهش را منحرف کند و همین مساله یادگیری را با مشکل مواجه می کند.

همچنین در هنگام تدریس معلم، به زودی خسته می شود و نمی تواند تا پایان گوش دهد.

3)  اغلب نمی تواند به جزئیات توجه دقیق کند و با دقت کار نمی کند.

4) حتی در غیاب عوامل پرت کننده ی حواس، باز هم به نظر می رسد به صحبت های طرف مقابل گوش نمی دهد.

5) معمولا در عمل به دستورالعامل ها مشکل دارد و تکالیف یا فعالیت هایش را کامل نمی کند.

6) در زمینه ی سازمان دهی ضعیف عمل می کند. به این معنا که معمولا نمی تواند فعالیت ها یا تکالیف پشت سرهم را مدیریت کند و به خوبی انجام دهد، در مدیریت زمان مشکل دارد و آشفته و نامنظم کار می کند.

7) فراموشکار است. ممکن است تکالیفش را فراموش کند، قرارش با دوستش را به راحتی از یاد ببرد و یا قولی که به شما داده است را به صورت مکرر از یاد ببرد.

8) بسیاری از وسایلش را گم می کند.

محور دو: علایم تکانش گری _بیش فعالی را بررسی کنید.

نکته: منظور از تکانش گری فعالیت هایی است که نوجوان بدون دور اندیشی و به صورت عجولانه انجام می دهد. مثلا ممکن است به وسط خیابان بپرد در حالیکه به حرکت ماشین ها بی توجه است. 

  1. بی قرار است و در نشستن مشکل دارد. در کلاس درس معمولا راه می رود، در بین نیمکت ها حرکت می کند و مانع توجه سایر همکلاسی هایش می شود.
  2. غالبا پر حرف است و در گوش دادن مشکل دارد.
  3. منتظر ماندن برای پاسخ دادن به سوالات برایش دشوار است و ممکن است در  بین سوال دیگران، پاسخی را از دهان بپراند.
  4. از منتظر ماندن در صف بیزار است.
  5. در موقعیت های نامناسب، می دود، صحبت می کند و نمی تواند ساکت باشد.
  6. در انجام کارها مزاحم دیگران می شود؛ وسایل را بدون اجازه برمی دارد، وسط حرف، فعالیت یا کار دیگران می پرد و حضورش دیگران را آزار می دهد.

انواع اختلال ADHD

برخلاف تصور رایج، کودک و یا نوجوان دارای این اختلال، صرفا فردی پر جنب و جوش و خرابکار نیست.

همانطور که در بخش قبل گفته شد، ممکن است نوجوان شما کاملا آرام و ساکت باشد.

اما مجموعه ای از نشانگان نقص توجه از جمله حواس پرتی، فراموشکاری، بی حوصلگی و یا ضعف در سازمان دهی تکالیف ویا زمان را نشان دهد.

همچنین ممکن است فرزند شما نوعی از ADHD را دارا باشد که نشانگان نقص توجه و بیش فعالی را به طور همزان تجربه می کنند.

بنابراین لازم است در صورت مشاهده ی مجموعه ای از علایم مذکور، هرچه زودتر به روانشناس مراجعه کنید و زمان طلایی درمان را از دست ندهید.

اختلال بیش فعالی در کودک و نوجوان چه تفاوت هایی دارند؟

همان طور که گفته شد، علایم تشخیصی این اختلال نشانگی را در بر می گیرند که ممکن است جرء محور 1 (نقص توجه) و یا محور 2 (بیش فعالی) باشند.

لازم است بدانید که این نشانگان در سنین پیش دبستانی معمولا با بیش فعالی حرکتی مشخص می شوند.

به این معنا که کودک غالبا در نشستن مشکل دارد، بی قرار است، وول می خورد و کنترلش بسیار دشوار است.

اما این علایم در سنین دبستان خود را در غالب بی توجهی نشان می دهد.

کودک ADHD معمولا در تجه کردن به صحبت های والدین و یا معلم مشکل دارد، تکالیف را فراموش می کند یا انجام نمی دهد و مشکلاتش غالبا حول محور نقص در تمرکز و حفظ آن است.

اما در سنین نوجوانی، نشانه ها ممکن است به صورت بیش فعالی حرکتی و یا نقص توجه بروز نکنند. بدین معنا که ممکن است نوجوان از درون احساس ناآرامی، بی قراری و عصبیت کند.

او غالبا در مدیریت زمان و سازمان دهی تکالیف مشکل دارد و ممکن است رفتارهای تکانشی بیشتری از خود نشان دهد.

بیش فعالی با چه مشکلاتی همراه است؟

اگرچه نوجوان بیش فعال لزوما دارای اختلالات خلقی، یادگیری، سوء مصرف مواد، رفتارهای ایذایی، ریسک بالاتر چاقی، تخلفات رانندگی در بزرگسالی و یا تمایل به خودکشی نیست.

اما در بسیاری از موارد تداوم بیش فعالی تا دوران بزرگسالی و عدم مدیریت آن، احتمال همایندی این اختلال با اختلالات نامبرده را به همراه دارد.

نوجوانان بیش فعال، با احتمال بیشتری نسبت به همسالان غیر بیش فعال خود، اختلالات نامبرده را تجربه خواهند کر و در معرض خطر بیشتری قرار دارند.

لازم است بدانید که این اختلال جنبه ی زیستی دارد و شما یا نوجوان تان در بروز علایم دخیل نیستید.

بنابراین آنچه مهم است تشخیص زودهنگام و مراجعه به روانشناس جهت انجام اقدامات لازم است.

این اختلال معمولا از سن 4 سالگی قابل تشخیص است و از طریق دارو درمانی و برنامه ریزی های شخصی که با کمک روانشناس انجام می شود، قابل مدیریت است.

در صورتی که تمایل دارید تا با “تست تشخیصی بیش فعالی نوجوانان” بیشتر آشنا شوید و از جدیدترین متدهای درمانی این اختلال مطلع شوید به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.