تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

نویسنده: wpadmin

هر آنچه لازم است در مورد کودک خجالتی بدانید
هر آنچه لازم است در مورد کودک خجالتی بدانید

داشتن کودکی که در مهمانی ها خودش را پشت سرتان مخفی می کند، با صدای بلند سلام نمی کند، از حرف زدن در جمع خجالت می کشد و در مدرسه گوشه گیر و خجالتی است، می تواند شما را به عنوان والدین با نگرانی های زیادی مواجه کند.

در چنین مواردی والدین عموما دچار اضطراب شدیدی می شوند و ممکن است از جملاتی مثل “ببخشید پسر من یه کم خجالتیه” و یا ” این که خجالت نداره پسرم!” استفاده کنند.

در بعضی موارد حتی ممکن است والدین به عنوان یک راه حل، کودک را مجبور به مواجهه با موقعیت خجالت آور کنند.

مثلا مادری که بدون توجه به خجالت کودکش، او را مجبور می کند تا در جمع به آواز خواندن، ساز زدن یا پذیرایی از مهمان ها بپردازد نمونه ای از این گونه رفتارهاست.

اگر به عنوان والدین با مساله ی کمرویی فرزندتان مواجه هستید لازم است بدانید، رفتارهایی از قبیل آنچه در بخش بالا مثال زده شد، در درمان کمرویی کودک تان تاثیری معکوس دارند.

بر اساس اصول روانشناسی کودک، کمرویی پدیده ای پیچیده است که دلایل مختلفی دارد و درمان آن نیازمند آگاهی از دلایل اولیه آن است.

بنابراین برای شروع اقدامی آگاهانه، علمی و موثر در جهت رفع کمرویی با ادامه ی متن همراه باشید.


چرا بعضی کودکان کمرو و خجالتی هستند؟

به عنوان روانشناس کودک و نوجوان، والدین زیادی را دیده ام که معتقدند “بچه ام دقیقا مثل پدرشه. پدرش هم مثل خودش خجالتیه”.

این جمله اگر چه جمله ی ساده ای به نظر می رسد، اما دربردارنده ی “باور اساسی” است که تغییر کمرویی کودک را با مشکل مواجه می کند.

باور به اینکه ” کمرویی پدیده ای ارثی است که از والدین به ارث رسیده است”، یکی از مهم ترین باورهای غلط در درمان کمرویی است.

بر اساس دیدگاه کتل که یکی از مهم ترین نظریه پردازان حوزه ی شخصیت است.

ممکن است برخی کودکان نسبت به سایرین با زمینه ی کمرویی بیشتری متولد شوند، اما باور به ارثی بودن ویژگی های شخصیتی باوری غلط است.

این جمله به این معناست که اگر شما پدر یا مادری کمرو و خجالتی هستید، فرزندتان نیز زمینه ی بیشتری برای پرورش کمرویی دارد .

چراکه رفتارهای توام با کمرویی بیشتری را در ارتباطش باشما مشاهده می کند، یاد می گیرد و با آن ها همانند سازی می کند.

براین اساس باید گفت، اصولا همه ی رفتارها قابل یادگیری هستند و می توانید باورتان را به این شکل تغییر دهید که “فرزندم کمرویی را یادگرفته است و لازم است نحوه ی یادگیری اش را تغییر دهم تا اجتماعی تر برخورد کند”.


چگونه کمرویی یادگرفته شده را درمان کنیم؟

آگاه شدن از این نکته که کمرویی یادگرفتنی است، مساله ی بسیار مهمی است که راه درمان را برای شما بسیار کوتاه تر می کند.

حالا برای درمان لازم است گام های زیر را اجرا کنید.

1) یادگیری های قبلی را تغییر دهید.

 برای تغییر یادگیری ها، به خوبی فکر کنید و اطرافیان کودتان را از لحاظ رفتار اجتماعی بررسی کنید.

آیا در اطراف کودک تان فرد یا افرادی خجالتی وجود دارند که با آن ها به همانند سازی پرداخته باشد؟

مطمئنا پاسخ تان مثبت است.

 از آنجا که تغییر رفتار دیگران امری دشوار است، پیشنهاد می شود کودکی اجتماعی تر را به جمع دوستان فرزندتان اضافه کنید.

در این شرایط کودک به همانند سازی با دوست اجتماعیش می پردازد و به مرور، رفتارهای اجتماعی را از او خواهد آموخت.

2) تشویق رفتارهای توام با خجالت، تعطیل.

 بر اساس اصول روانشناسی اصلاح رفتار، هیچ رفتاری ادامه پیدا نمی کند، مگر آنکه تشویق شود.

برای درمان، لازم است به این سوال پاسخ دهید که “رفتارهای توام با خجالت فرزندم در چه موقعیت هایی تشویق شده اند؟ “

اگر کودک تان را در مدرسه ای ثبت نام کرده اید که دانش آموزان ساکت و آرام، نمره انضباط بالا می گیرند و تشویق می شوند،  چگونه انتظار دارید کودک تان خجالتی بار نیاید؟

او در محیط مدرسه بخاطر رفتارهای آرام و بی حاشیه اش تشویق می شود و تصمیم می گیرد تا همواره خجالتی باشد و آفرین و احسنت دریافت کند.

بنابراین لازم است با معلم و یا مشاور مدرسه صحبتب در این خصوص داشته باشید.

3) رفتارهای اجتماعی را تشویق کنید.

برای معکوس کردن یادگیری ها، لازم است رفتارهای متضاد با کمرویی مانند بلند سلام کردن، صحبت کردن در جمع، شیطنت، صحبت کردن با همسالان و… را تشویق کنید و به رفتارهای نشانگر کمرویی بی توجه باشید.

اگر در مهمانی که کودک تان از حضار جدید خجالت کشیده، واکنش شما این باشد که “خجالت نکش، بیا برای خاله شعر بخون”، کودک احساس درک نشدن و اضطراب شدید کرده و بیشتر خجالت خواهد کشید.

اما اگر به رفتار توام با خجالتش بی توجه باشید –یعنی در مورد خجالت هیچ صحبتی نکنید – و رفتارهای اجتماعی و هرچند کوچک فرزندتان را تشویق و تحسین کنید، موفق شده اید چرخه را برعکس کنید.

4) خوبی های کودک تان را ببینید و بازخورد دهید.

کودکان خجالتی و یا دارای زمینه ی درونگرایی، نسبت به سایر همسالان خود از دقت دیداری و شنیداری بیشتری برخوردارند و مشاهده گران و شنوندگان ماهری هستند.

از این توانایی طلایی استفاده کنید و به او بازخورد مثبت دهید.

به عنوان مثال اگر در جمعی هستید که کودکی با صحبت کردن زیبا می درخشد، ممکن است محو توانایی کلامی او شوید و در ذهن تان این مقایسه ایجاد شود که ” چرا بچه من بلد نیست توی جمع حرف بزنه”.

به این حالت آگاه باشید و فرزندتان را به خاطر چیزهایی که به دقت می بیند و می شنود تشویق کنید.

مثلا در جمع فامیل به پدر بزرگش بگویید ” ببینید پسرم چی رو دیده؟ چقدر خوب دقت می کنه. هیچ کدوم بچه ها اینو ندیده بودن! “.

5) برای تغییر عجله نکنید.

تغییر عادات رفتاری امری زمان بر است و یک شبه اتفاق نمی افتد.

اگر دستورات رفتاری گفته شده را اجرا کنید، می توانید اطمینان داشته باشید که فرزندتان تغییر می کند اما این تغییر زمان بر و نیازمند صبوری است.

6) کودک را در موقعیت اضطراب برانگیز تنها نگذارید.

موقعیت هایی مانند صحبت کردن در جمع، پذیرایی کردن و … برای بزرگسالان نیز تا حدودی اضطراب آور است. بنابراین کودک را مجبور نکنید تا در موقعیتی اضطراب آور، وارد عمل شود.

لازم است از موقعیت های کوچک شروع کنید. مثلا اگر یک دوست صمیمی دارد، یک دوست دیگر را نیز به دوستانش اضافه کنید تا بتواند به تدریج بدون اضطراب در جمع عمل کند.

7) برچسب نزنید.

 برچسب زدن به کودک می تواند در تشدید نشانه های کمرویی بسیار موثر باشد.

بنابراین در موقعیت های مختلف از بیان اینکه “بچه ام خجالتیه” دوری کنید چراکه این مساله می تواند باور خجالتی بودن را در او درونی کند و عزت نفس را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

منبع:مرکزمشاوره.com

با کودک پرخاشگر چگوه برخورد کنم؟
با کودک پرخاشگر چگوه برخورد کنم؟

خشم یکی از هیجان های اصلی و طبیعی در انسان است و هرکس درجه هایی از آن را دارد.

کودکان نیز در سنین مختلف و در طبقات اجتماعی ـ اقتصادی متفاوت هیجان خشم را تجربه می کنند و در این میان آنچه مهم است توجه به مساله ی یادگیری “شیوه ی مقابله ی صحیح” با این هیجان سرکش است.

در بسیاری از افراد این باور نخ نما شده وجود دارد که ” عصبانی شدن خوب نیست” و یا ” آدم خوب که عصبانی نمی شود”.

اما باید گفت خشم نیز مانند سایر احساسات کارکردهای مثبتی دارد و همانند سدی است که انرژی زیادی در پشت آن تجمع می کند.

در صورتی که این انرژی روانی به نحو صحیح مورد استفاده قرار نگیرد می تواند تبدیل به مشکل شود و نارضایتی های ارتباطی زیاد و گاه غیر قابل جبرانی به بار آورد.

 جالب است بدانید که “مهارت کنترل خشم” یکی از مهم ترین فاکتورهای تعیین کننده ی موفقیت در ازدواج است و افراد فاقد مهارت در مدیریت عصبانیت و خشم می توانند آزار دهنده ترین و نامناسب ترین گزینه ها برای یک ازدواج موفق باشند.

به عنوان والدینی که قصد دارید عصبانیت را به عنوان احساسی طبیعی بپذیرید و روش های صحیح مدیریت آن به فرزندتان را بیاموزد، در ابتدا لازم است عوامل ایجاد کننده و یا تشدید کننده ی آن در فرزندتان را بشناسید.

چه عواملی موتور خشم را فعال تر می کند؟

  1. مصرف بیش از اندازه ی غذاهای محرک، سرد و تنقلات
  2. کم خوابی و یا خواب شب بی کیفیت
  3. سرگرمی بیش از حد با بازی های رایانه ای و تماشای افراطی تلوزیون ( بیش از یک ساعت و با توجه به سن)
  4. بی توجهی، مقایسه و احساس بی عدالتی

در بسیاری از موارد بی توجهی به ویژگی های مثبت کودک، مقایسه ی او با کودکان دیگر و یا سرزنش شدن بخاطر اشتباهات، عامل اصلی شروع پرخاش و لجبازی است.

اگر شما نیز در ارتباط با فرزندتان از سموم مهلک مقایسه، سرزنش و یا بی توجهی استفاده می کنید، بهتر است استفاده از آن ها را از همین لحظه متوقف کنید.

براساس شواهد تجربی، کودکانی که دایما با دیگران مقایسه شده اند و خوبی های شان نادیده گرفته شده است.

با رسیدن به سن نوجوانی، کنترل شرایط را از دست داده و بسیار حساس تر و تکانشی تر از سایر همسالان شان برخورد می کنند.

به عبارت دیگر نحوه ی ارتباط شما با کودک، نه تنها در پرخاش و لجبازی فعلی او موثر است بلکه بر رفتارهای او در دوره ی نوجوانی و حتی بزرگسالانی تاثیرات قابل تجهی خواهد داشت که تبعات آن شما را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.

به خاطر داشته باشید که کودک پرخاشگر، نیازمند نوازش و امنیت است و ایده ی تربیت کردن او در هنگام برانگیختگی می تواند بسیار مخرب باشد.


بازی هایی برای کنترل خشم

در صورتی که فرزندتان پرخاشگر است می توانید به منظور کنترل حالات عصبی و یاددادن نحوه ی صحیح مدیریت خشم به او از بازی های زیر کمک بگیرید.

  1. کودکان ۵-۳ ساله

کودکان در این سن تمایل زیادی به درست کردن حباب دارند. آن ها از این کار لذت می برند و شما می توانید از این فعالیت به نحو موثری در جهت کنترل خشم بهره ببرید.

به این منظور لازم است به مدت یک هفته با فرزندتان به تمرین ساخت حباب بپردازید.

در همین زمان متوجه خواهید شد که ساختن یک حباب نیازمند تمرکز بر تنفس و دم و بازدم های قوی و عمیق است. روشی  که برای کنترل خشم بسیار توصیه می شود!

انجام این بازی می تواند در تلطیف  روحیات کودک پرخاشگر موثر واقع شود. همچنین در هنگام عصبانیت می توانید از او بخواهید تا با تنفس عمیق احساس آرامش کند.

  • کودکان ۸-۶ ساله

با پایان دوره ی خردسالی و ورود به سن مدرسه، توانایی های شناختی در کودکان رشد می کند و می توانید در مورد خشم با او بیشتر صحبت کنید.

ابتدا لازم است به او یاد دهید که عصبانیت، چه تغییراتی در جسم ایجاد می کند.

مثلا اینکه هر وقت کسی عصبانی می شود، بلندتر حرف می زند، صورتش قرمز می شود، دست هایش را هنگام صحبت به شدت تکان می دهد، ضربان قلبش بالا می رود، اخم می کند، دهانش خشک می شود و تندتند نفس می کشد.

سپس به او کمک کنید تا متوجه شود محرک های خشمش چه مواردی هستند. مثلا از او بپرسید اگر کسی چه کاری انجام دهد عصبانی خواهی شد؟

او مکن است پاسخ هایی از این قبیل دهد “اگر کسی وسایلم را بدون اجازه بردارد، اگر کسی هلم بدهد، اگر کسی به من زور بگوید و …”.

در این مرحله لازم است در مورد نحوه ی مدیریت افکار با هم گفت و گو کنید. به او یاد دهید چطور بر خشمش غلبه کند و به او بفهمانید در برخوردهای اجتماعی اش لازم است صبور باشد و قبل از هر اقدامی، نفسی عمیق بکشد.

 اگر می تواند چند قدم از آنچه عصبانی اش کرده فاصله بگیرد؛ در دل جمله های آرام کننده تکرار کند مثل: «از پسش بر میام» یا «مهم نیست».

در نهایت هم رفتار های عاقلانه و مودبانه را به او آموزش دهید مثلا «این توپ منه، لطفا پسش بده» یا «چه حرف زشتی زدی، من این طوری حرف نمی زنم».

سعی کنید به او یاد دهید که قرار نیست کسی با خشونت بیشتر برنده شود.


والدین پرخاشگر، آموزش ندهند

اگر به عنوان والد در کنترل پرخاشگری خود با مشکل مواجه هستید و نمی توانید در موقعیت های تولید کننده ی خشم، واکنش مناسبی نشان دهید، اکیدا توصیه می کنیم تا از ارایه ی آموزش های شفاهی به کودک تان اجتناب کنید.

در حقیقت بزرگترین و قدرتمندترین آموزش برای کودک شما، رفتار خودتان است و ارایه ی آموزش های کلامی که در حالیکه هیچ نشانه ای از آن ها در رفتار شما دیده نمی شود کاملا بی اثر و حتی دارای اثر مخرب است.

کودک پرخاشگری را در رفتار شما مشاهده می کند و آن را در بازی هایش، ارتباطش با دوستان و حتی خود شما نشان می دهد.

در این شرایط پیشنهاد می کنیم تا در جهت یادگیری مهارت مدیریت خشم اقدام کنید و اجازه دهید کودک از رفتار شما، مدیریت احساساتش را بیاموزد.

  1. کودکان ۱۲-۹ ساله

با ورود به این سن می توانید با فرزندتان به عنوان فردی با مهارت های شناختی کارآمد، گفت و گویی منطقی تر داشته باشید.

در این گفت و گو ها از توصیه، سرزنش و نصیحت پرهیز کنید و فرزندتان را متوجه این مساله کنید که در موقعیت های بعدی برای حل مناسب تر مساله و کنترل خشمش چه برنامه و تصمیمی  دارد؟

بازی های بدون محدویت سنی

به طور کلی استفاده از بازی هایی که درآن ها قالب و چارچوب خاصی وجود ندارد به برون ریزی احساس خشم کمک خواهند کرد.

در این زمینه می توانید از بازی هایی مانند خمیربازی، گل بازی، سفال گری و سایر بازی های رهایشی که توام با کثیف کاری هستند استفاده کنید.

در طول این بازی ها به کودک اجازه دهید تا در حد ممکن دست به کثیف کاری و رهاسازی خود بزنند و در پایان، وسایل بازی را مرتب کرده و محیط اطراف شان را نظم دهند.

ورزش هایی مانند بوکس و فعالیت های دیگری مانند ترکاندن بادکنک یا ریز کردن کاغذ نیز در کاهش خشم  کودک نقش موثری دارد و می توانید از آن ها نیز در جهت تخلیه ی خشم کودک استفاده کنید.

آیا طوفان خشم کودک با بازی آرام می گیرد؟

اگر چه در بسیاری از موارد، انجام بازی ها به همراه آموزش های مدیریت خشم در تلطیف پرخاشگری موثر است .

اما در مواردی که پرخاشگری کودک ریشه در “مسایل ارتباطی او” با پدر، مادر و یا سایر اطرافیان دارد، لازم است به متخصص مراجعه کنید تا از طریق حل مساله ی ارتباطی، خشم فروخورده ی کودک تسکین یابد.

منبع:مرکزمشاوره ستاره ایرانیان

بازی هایی برای تقویت مهارت خودآگاهی کودکان
بازی هایی برای تقویت مهارت خودآگاهی کودکان

آموزش خودآگاهی چه ضرورتی دارد؟

خودآگاهی به عنوان یکی از مهم ترین مهارت های زندگی مطرح است و نقش زیادی در ارتقاء سلامت روانی افراد و پیشگیری از ابتلا به مشکلات روانی ایفا می کند.

اهمیت مهارت های زندگی به حدی است که یونسکو، برخورداری ازآن ها را به عنوان  یکی از مهم ترین معیارهای سواد جهانی معرفی کرده است.

 به عبارت دیگر، در دنیای پیچیده ی امروز، انسان نسبت به گدشته با چالش های بسیار متنوع تری رو به روست .

بدون برخورداری از مهارت کافی، می تواند در برابر این چالش ها به راحتی سلامت روانی خود را از دست دهد.

به همین دلیل، می توان گفت سرمایه گذاری در جهت آموزش این مهارت ها به کودک یکی از مهم ترین ضرورت های عصر اخیراست.

خودآگاهی چیست؟

آیا تاکنون با افرادی مواجه شده اید که شناخت صحیحی از خود ندارند؟ نمی دانند به درستی چه فردی هستند و چه اهدافی را دنبال می کنند؟

 این افراد ممکن است حتی ندانند از چه چیزی خوشحال می شوند، چه چیزی آن ها را ناراحت می کند یا می ترساند و چه چیز برای ان ها تعجب آور خواهد بود.

علاوه بر موارد فوق، افراد این چنینی، به دلیل آگاه نبودن از ارزشه ها، معیارها و خط قرمز های زندگی شان، ممکن است هر لحظه به سمتی حرکت کنند و شما را از رفتارهای عجیب و متناقض خود دچار تعحب کنند.

تمتمی مواردی که تا بدین جای متن خواندید، توصیف کننده ی فردی است که از خودآگاهی پایینی برخوردار است.

خودآگاهی به عنوان یکی از مهم ترین مهارت های زندگی عبارت است از آگاهی نسبت به خود در سه بعد شناختی، هیجانی و رفتاری که منجر به ارتقا سلامت روان فرد و پیشگیری از بیماری می شود.

اگر در اطرافیان خود افرادی با خصوصیات بالا می شناسید و قصد دارید کودک تان را در برابر ویژگی های نام برده شده  واکسینه کنید با ادامه ی  متن همراه باشید.


کودک خودآگاه چه ویژگی هایی دارد؟

همان طور که گفته شد خودآگاهی در سه مولفه ی شناختی، هیجانی و رفتاری قابل بررسی است.

نکته ی مهم آن است که شما به عنوان والد و یا مربی کودک بتوانید ضمن آگاهی از این ابعاد سه گانه، از طریق فعالیت ها و برنامه های مدون، هر سه بعد این مهارت را به طور همزمان در فرزندتان رشد دهید.

کودکی که از نظر شناختی خودآگاه است، نسبت به افکاری که در ذهنش می گذرد، آگاه است.

او می داند که چه فکری باعث شد تا عصبانی شود، کدام فکر باعث شد دوستش را هل بدهد و یا در موقعیتی که در کلاس درس، نظرش را ارایه نداد، چه فکری در ذهنش می گذشت.

بعد هیجانی خودآگاهی به بررسی میزان آگاهی فرد از هیجاناتش می پردازد.

به عبارت ساده تر می توان گفت کودکی که هیجانات اصلی خود (غم، شادی، خشم، ترس، تعجب) و سایر هیجانات فرعی (تنفر، حسادت و..) را می شناسد .

می تواند در مورد آن ها صحبت کند در بعد هیجانی این مهارت به رشد مطلوب رسیده است.

در توضیح آخرین بعد (خودآگاهی رفتاری) نیز لازم است بدانید کودکی که در این بخش مهارت دارد، می تواند در مورد رفتارهایش و دلیل آن ها برای خودش یا شما توضیحاتی ارایه دهد.

 او می تواند به قضاوت در مورد رفتارهای خودش پرداخته و میزان مناسب بودن یک رفتار در تحقق هدفش را بررسی کند.

 چنینی کودکی از اشتباهاتش درس می گیرد، بدون نیاز به تذکر، رفتارهای نامناسب را اصلاح و رفتارهای جدیدی را انتخاب می کند و شما برای آموزش رفتار صحیحی و غلط به او با چالش زیادی مواجه نخواهید بود.


چگونه کودکی خودآگاه داشته باشم؟

خودآگاهی نیز مانند سایر مهارت ها، امری اکتسابی است که در کودکان تا حد زیادی متاثر از مشاهده است.

کودک میزان خودآگاهی شناختی، رفتاری و هیجانی اطرافیان –به ویژه والدینش- را مشاهده کرده و به تقلید آن خواهد پرداخت.

این مطلب نشان دهنده ی آن است که در برخی موارد لازم است همزمان با تصمیم گیری به منظور آموزش این مهارت به فرزندمان، فعالیت هایی را نیز به منظور ارتقا خودآگاهی شخصی مان آغاز کنیم.

در حقیقت لازم است بدانید که کودکان بهترین مشاهده کنندگان و ضعیف ترین مفسران هستند و رفتارهای شما می تواند بیش از هر چیز دیگر برای آن ها آموزش محسوب شود.

بازی هایی برای رشد خودآگاهی

فرقی نمی کند که شما به عنوان والد به مطالعه ی این متن می پردازید و یا اینکه مربی کوک در زمینه ی مهارتی هستید. بازی های زیر می تواند برای شما مفید واقع شود.

  1. بازی های خودآگاهی شناختی
  2. خواندن داستانی را به همراه کودک آغاز کنید و در بخش های مختلف، مکث کرده، از کودک بخواهید تا در مورد آنچه در ذهن شخصیت های داستان می گذرد برای تان توضیح دهد. مثلا “بنظرت تو ذهن موش قصه چی می گذشت که از دوستاش جدا شد و رفت یه گوشه نشست؟”
  3. موقعیت های به ظاهر نامطلوب مانند وقتی که کودک بی حوصله است، بهانه می گیرد و یا عصبانی است را غنیمت بدانید و در مورد افکارش از او سوال کنید ” فک میکنم الان خیلی عصبانی شدی. تو ذهنت چی گذشت که اینقدر ناراحتت کرد؟”
  4. از کودک بخواهید تا هرآنچه می تواند در مورد ویژگی های مختلف خود بنویسد. سپس نوشته ها را در قالب نامه در بیاورید و ازهمه ی بچه ها دریافت کنید.

به قید قرعه از دانش اموزان بخواهید جلوی کلاس بیایند و یکی از نامه های بدون اسم را بخوانند.

بقیه ی اعضای کلاس باید حدس بزنند نویسنده ی این نامه چه کسی بوده.

  • بازی صندلی داغ: صندلی ای با نام صندلی داغ در میانه ی کلاس قرار دهید و برای بچه ها توضیح دهید که در این بازی، قراراست ویژگی های مثبت دوست مان را به او بگوییم تا حسابی داغ شود.

سپس به قید قرعه دانش آموزان را روی صندلی نشانده و از بقیه بخواهید تا ویژگی های مثبتش را به او بگویند.

  • بازی های خودآگاهی هیجانی
  • مجموعه ای از کارت های کوچک که بر روی هر کدام از ان ها یک جمله نوشته شده آماده کنید و آن ها را در جاهای مختلف خانه یا حیاط مخفی کنید.

برای کودک توضیح دهید که این یک بازی سایلنت (بدون صدا) است و کسی برنده می شود که بدون صحبت کردن، بتواند حالت هر هیجان را فقط در چهره اش نشان دهد.

به عنوان مثال از کودک بخواهید تا پس از پیداکردن کارت حاوی جمله ی”امروزمیریم شهربازی”، احساس متناسب با جمله را پیدا کند و آن را در چهره اش نشان دهد.

بهتراست لیستی از جملات متنوع تهیه کنید که احساسات مختلف اصلی و فرعی را در بر گیرند.

  • وقتی در حال دیدن فیلم یا کارتن هستید، از فرزندتان در مورد احساسات شخصیت های داستان سوال کنید. مثلا”بنظرت بچه خرگوشه الان چه احساسی داره که کسی باهاش بازی نکرد؟ “
  • بازی های خودآگاهی جسمی
  • وسایلی جهت ساخت کاردستی ترتیب دهید و از کودک تان بخواهید تا با استفاده از آن ها، تصویری ازخودش را نقاشی کند.

اگر کودک سواد دارد، از او بخواهید تا پاسخ سوالات زیر را نیز روی کاردستی اش بنویسد و اگرنه آن ها را نقاشی کند:

” یکی از ویژگی های خوب خودت، کاری که به آن علاقه داری، دوست داری در آینده چه کاره شوی؟ یکی از نقاط ضعفت”.

اگر مربی کودک هستید، در پایان می توانید با کاردستی های آن ها یک نمایش لباس راه بیندازید که هر کودک لباس دست سازش را به تن کرده و با حاضر شدن در جلوی کلاس، خودش را به دیگران معرفی می کند.

اگر به عنوان پدر یا مادر این بازی را انجام می دهید می توانید کارهای کودک را جمع آوری کرده و با آن ها یک نمایشگاه خانگی آماده کنید.

هرگز نقاشی ها و دست سازه های کودک را دور نیندازید چون می توانید از آن ها به منظور تقویت اعتماد به نفس فرزندتان نهایت استفاده را بکنید.

پیشنهادی برای والدین هوشمند

اگرچه کلمه ی “بازی” اکثرا برای فعالیت هایی به کار می رود که مخاطب آن ها کودک است، اما ممکن است شما به عنوان والدی هوشمند و آگاه تصمیم بگیرید تا خودتان نیز این بازی ها را امتحان کنید.

بر اساس پژوهش ها بسیاری از تعارضات زناشویی و ارتباطی بزرگسالان، ریشه در عدم آگاهی از علایق، سلایق، ارزش ها، اهداف و احساسات خود و طرف مقابل دارد.

با انجام این فعالیت ها می توانید نسبت به افکار، احساسات و رفتارهای خود و دیگران آگاه تر شوید و نارضایتی های ارتباطی را به میزان قابل توجهی کاهش دهید.

منبع:مشاوره-خانواده.com

لجبازی کودک دو ساله
لجبازی کودک دو ساله

داستان پرت کردن اشیا

بچه ی دوساله ای را تصور کنید که هرچه به دستش می رسد را سریع و بدون توقف پرتاب می کند.

 در این موقعیت والدین یا بزرگتر ها که عموما نگران بی نظم شدن خانه، کثیف شدن محیط و یا خراب شدن وسایل اند، ممکن است با صدای بلند فریاد بزنند ” نکن”.

در کمال ناباوری آنچه مشاهده می کنید آن است که کودک بدون کوچک ترین توجهی مجددا وسیله را پرتاب می کند و همین، آتش شخشم شما را بیش از پیش شعله ور می کند.

اکثر والدین بلند می شوند و در حالیکه به شدت عصبانی اند با صدایی بلند تر از قبل فریاد “نکن” سر می دهند و وسیله را به زور از دست بچه می کشند.

کودک نیز که احساس ناکامی و بی توجهی عمیقی را درک کرده با صدای بلند سروع به گریه می کند و به لجبازی و بی نظمی متهم می شود.


کودک لجباز یا والد بی اطلاع ؟

آیا می دانید اکثر کودکان در سن 2 سالگی تمایل به پرتاب اشیا دارند؟ یا فکر می کنید این فقط کودک 2 ساله ی شماست که لجبازی و خودرای است؟!

بر اساس روانشناسی رشد کودک، کسب هماهنگی چشم و دست در سن 2 سالگی، تمایل به پرتاب اشیا را در کودک بیشتر می کند.

او رشد کرده و از اینکه بر خلاف قبل می تواند اشیا را پرتاب کند، بسیار لذت می برد.

بسیاری از والدین به دلیل ناآگاهی از این مساله، کودک را به لجبازی متهم می کنند. این در حالی است که می توان توانایی کودک در پرتاب کردن اشیا را به عنوان بخشی از توانایی و رشد جسمانی و مغزی او تحسین کرد!

بنابراین تا بدین جای سناریوی پرتاب اشیا، لازم است برچسب لجباز را از کودکی که در پرتاب اشیا توانمند شده جدا کنید و در ادامه روش های موثر برخورد با این توانایی را بیاموزید.


با پرتاب اشیا توسط کودک چگونه برخورد کنم؟

1) درخواست خود را به شیوه ای جدید مطرح کنید

واقعیت امر آن است که باتوجه به رشد جسمی و مغزی کودک، تمایل به پرتاب کردن اشیا در این سن برای کودک تان تامین کننده ی یک نیاز اساسی است.

بنابراین درخواست شما هرچه که باشد او کار خود را انجام خواهد داد.

اگر قرار است به او دستور دهید ” کنترل تلوزیون رو پرت نکن ”  و او کار خود را انجام دهد و کنترل را پرت کند، بهتر است هوشمندانه عمل کنید و جمله تان را اینظور اصلاح کنید ” کنترل را روی میز بگذار و توپت رو پرت کن”.

با اصلاح این جمله، هم کودک به هدف خود که پرت کردن یک شیء است می رسد و هم شما به هدف تان که حرف شنوی کودک و عدم لجبازی است رسیده اید.

2) با کودک بازی های پرتابی انجام دهید

به دلیل رشد مغزی کودک و تمایل ذهنی او به پرتاب اشیا، می توانید از بازی های پرتابی استفاه ی مناسبی ببرید.

در طول این بازی از کودک بخواهید توپ ا تا جایی که می تواند بلند پرتاب کند و توانایی اش را تشویق کنید.

توجه به رفتار کودک به عنوان بخشی از توانایی جدیدش و تشویق آن، شما را در ذهن او از والدی بی توجه و بد خلق تبدیل به والدی فوق العاده خواهد کرد.

3) فریاد زدن ممنوع

وقتی به هنگام عصبانیت داد می زنید در حال انتقال این پیام به فرزندتان هستید که ” من خیلی ضعیفم و با کوچک ترین رفتار تو به هم می ریزم”.

باید گفت در این مواقع داد زدن نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه مشکلات جدیدی را نیز به مشکلات تان اضافه خواهد کرد.

کودک شما به آسانی یاد خواهد گرفت که در هنگام عصبانیت، جیغ بزند، زور گویی کند و با داد و فریاد به خواسته اش برسد.

به نظر می رسد در این حالت متهم کردن کودک به لجبازی و عصبی بودن، تا حدود زیادی ظنز آمیز است. او هیچ رفتار جدیدی نشان نداده است بلکه رفتارهای آموخته شده از خودتان را تکرار کرده است.

بنابراین اگر می خواهید هر روز بیش از روز قبل مجبور به فریاد زدن نباشید، داد زدن را از همین لحظه متوقف کنید و برای بیان خواسته های تان شیوه ی جدیدی را در پیش بگیرید.

4) به کودک برچسب نزنید

والدنی که از روند رشدی کودک بی اطلاع اند ممکن است در این زمان برچسب هایی مانند لجباز، خود سر، یا بی توجه به فرزندشان بزنند یا او را تهدید کرده و بخاطر رفتارش مورد تنبیه قرار دهند.

اگر چه چنین برچسب هایی نمی تواند مانع از پرت کردن اشیا توسط کودک تان شود، اما  از قدرت فوق العاده ای در تخریب عزت نفس فرزندتان برخوردار است.

او که در حال نشان دادن توانایی جدیدش به شماست با انبوهی از کلمات منفی و ناکام کننده مواجه می شود که می توانند احساس توانمندی و خودکارآمدی اش را به شدت تحت تاثیر قرار دهند.

جالب است بدانید که عزت نفس و احساس توانمندی مهم ترین واکسنی است که از طریق جملات مثبت و تشویق کننده به فرزندتان تزریق می کنید و از این طریق می توانید او را در برابر انواع مشکلات روانی واکسینه کنید.

در این مواقع بهتر است صبور باشید، خشم خودتان را کنترل کنید و با استفاده از جملات مثبت و شیوه هایی که در بخش قبل ذکر شد، با رفتار کودک تان برخوردی موثر داشته باشید.

منبع:مقالات کانون مشاوران ایران

با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟
با نوجوان بی نظم و شلخته چگونه برخورد کنم؟

آیا بقیه ی نوجوانان هم بی نظم و شلخته اند؟

باتوجه به خصوصیات دوران رشد و شرایط روانی بلوغ، باید گفت این تنها نوجوان شما نیست که بی نظم و شلخته است.

بسیاری از نوجوانان در این سن، بی نظمی افراطی و یا نقطه ی مقابل آن یعنی  وسواس و حساسیت در نظم را نشان می دهند.

ممکن است دچار کم خوابی یا پرخوابی شوند، علی رغم گفته های شما به غذا لب نزنند  و یا بر عکس بسیار پرخوری کنند.

برخی از نوجوانان در این سن نسبت به درس سهل انگار و بی تفاوت می شوند و برخی  دیگر به شدت نسبت به آن جدی و کوشا هستند.

به عنوان متخصص کار با افراد در سنین نوجوانی لازم است خیال تان را راحت کنم که اگر رفتارهایی از قبیل پر حرفی یا کم حرفی، تنبلی، گوشه گیری، افسردگی.

وقت گذرانی با سرگرمی های شخصی برای مدت طولانی و یا نداشتن تمرکز جزء ویژگی های فرزندتان است با امری کاملا طبیعی مواجه هستید.

اگر چه مخالفت و لجبازی مداوم یک فرد 20 ساله با پدر و مادرش طبیعی نیست، اما از یک فرزند نوجوان انتظار می رود رفتارهای مخالفت آمیز زیادی بروز دهد.

ممکن است حتی برای شما عجیب به نظر برسد که چطور او با همسالانش خوشحال و خوش برخورد است و فقط با شما رفتاری توام با سرکشی و مخالفت دارد!

این قبیل تناقضات علی رغم عادی بودن می تواند شما را به عنوان والدین با سردرگمی مواجه کند.

در این خصوص باید گفت مهم نیست فرزندتان کدام یک از رفتارهای بالا را بروز می دهد، آنچه مهم است “نحوه ی رفتار شما” با اوست.

چه کارهایی نکنیم؟

به عنوان والدین لازم است بدانید مهم ترین چیزی که برای حفظ آن نیاز به تلاش دارید،  “رابطه ی” شماست.

توهم کنترل کردن فرزندتان به بهای از دست دادن رابطه ی شما تمام خواهد شد و می تواند شرایط را بسیار آشفته و دشوار کند.

برای لحظه ای سکوت کرده و با خود فکر کنید “در طی روز چقدر سعی در کنترل نوجوانم دارم؟ “

بسیاری از امر و نهی ها، بکن و نکن ها، سرزنش ها و تهدیدهای ما در طی روز علت اصلی تداوم رفتارهای آزار دهنده ی نوجوان است.

بهتر است به عنوان شخص سوم، کمی دورتر ایستاده و ارتباط خود با فرزندتان را ارزیابی کنید. آیا شما مدام سعی در کنترل او دارید و او نیز دایما از پذیرش کنترل شما سرباز می زند؟

در بسیاری از موارد اتفاق دردسر آفرین همین مورد است. آیا شما بر رفتار فردی جر خودتان کنترل دارید؟ چگونه خواهید توانست فردی با تمایل شدید به استقلال آن هم در دوره ی نوجوانی که اوج تمایلات استقلال خواهانه است را تحت کنترل خود در آورید؟

پیشنهاد متخصصان روانشناسی نوجوانی آن است که کنترل گری را فراموش کنید و رویه ی ارتباطی خود را تغییر دهید. برای این کار نیاز دارید از خود بپرسید ” در طی روز چه میزان از 7 عادت مخرب رابطه استفاده می کنم؟ “.

برای کنار گذاشتن این عادات، لازم است در ابتدا آن ها را بشناسید.


تخریب گران هفت ریشتری

براساس تئوری واقیت درمانی، هفت عادت زیر می تواند به راحتی آب خوردن و به شدت زلزله ای هفت ریشتری ارتباط شما را تخریب کند.

1) انتقاد کردن

2) غرغر کردن

3) سرزنش کردن

4) تنبیه کردن

5) تهدید کردن

6) گلایه و شکایت

7) باج و رشوه دادن

 اما خواندن عبارات 7 کلمه ای بالا اکتفا نمی کند و برای حل مسائل شما کافی نخواهد بود.

برای بهبود ارتباط تان لازم است لیستی از این عوامل در جایی مقابل دیدتان نصب کنید و در طی روز به بررسی این سوال بپردازید که “تخریب گران ارتباطی در رابطه ی شما چقدر فعال هستند؟”

پس از شناسایی این عوامل، می توانید گام بعدی را شروع کنید.

در این مرحله لازم است گله، شکایت، تهدید و.. را متوقف کنید و فعالیتی مناسب تر جایگزین آن کنید.

این فعالیت چه خواهد بود؟ برای آشنایی با شیوه ی صحیح رفتار، با ادامه ی متن همراه باشید.


اگر سرزنش و تهدید نه، پس چه؟!

کلیدی ترین کلمه ای که برای تربیت نوجوانی سالم به آن احتیاج خواهید داشت ” رابطه ” است.

 اگر بتوانید رابطه ی خود با نوجوان را به درستی حفظ کنید، بیش از نیمی از مسیر را با موفقیت طی کرده اید.

ممکن است بگویید با تهیه ی چک لیست روزانه متوجه شده ام که در ارتباط با فرزندم زیادی غرغر می کنم، همواره در حال تهدید او هستم و یا بسیار سرزنش گر هستم.

می خواهم این رفتارها را تغییر دهم اما چگونه؟ اگر سرزنش و تهدید نکنم پس باید چه کاری انجام دهم؟

والدین که برای سال های طولانی بر اساس سیستم تخریبی با فرزندشان روبه رو شده اند، ممکن است برای تغییر عادات ارتباطی خود تا حد زیادی گیج شوند و احساس کنند تغییر ممکن نیست.

در اینجا نیاز دارید تا عادت های 7 گانه ی تحکیم رابطه را جایگزین عادت های قبلی خود کنید.

این عوامل عبارتند از:

1) حمایت کردن

2) احترام گذاشتن

3) تشویق کردن

4) اعتماد کردن

5) پذیرش نوجوان همان گونه که هست

6)گوش سپردن

7) گفت و گو درباره تفاوت ها و اختلاف ‌ها

آیا تغییر خواهم کرد؟

ممکن است با خودتان بگویید بعد از سال ها رفتار کنترل گرانه چگونه ممکن است بتوانم به شیوه ای جدید رفتار کنم؟

من نه تنها در ارتباط با فرزندم بلکه در تمامی ارتباطاتم از عادات مخرب استفاده می کنم. آیا ممکن است تغییر کنم؟

باید گفت تغییر عادات برای هیجکس کار آسانی نیست. حتی وقتی تصمیم دارید عادت ساده ای مانند مسواک زدن را نیز در خود ایجاد کنید با چالش هایی مواجه خواهید بود.

بنابراین اگر با مراحل تغییر رفتار و ایجاد عادات مناسب آشنا شوید، خواهید توانست تغیرات رفتاری را راحت تر پیش ببرید و به اهداف تان نزدیک شوید.

سه گام تا تغییر رفتار

1) آیا برای تغییر آماده ام؟ این بدین معناست که آیا قصد دارم نحوه ی رفتار خود با نوجوانم را تغییر دهم؟ آیا در این زمینه اطلاعات کافی دارم و منابع لازم را می شناسم؟

2) آیا موانع لازم در مسیر تغییر را می شناسم؟

در مسیر تغییر عادات مخرب به عادات موثر ممکن است با چه موانعی مواجه شوم؟

در بسیاری از موارد ممکن است ببینید فرزندتان با تهدید و تنبیه در ظاهر از شما حساب می برد .

همین باعث شود تا تصمیم بگیرید رویه ی سابق تان را پیش ببرید. بنابراین لازم است تا موانع را بشناسید و آن ها را کنترل کنید.

3) چه عواملی ممکن است باعث بازگشت به عادات منفی شود؟

برای تغییر هر عادتی ممکن است پس از برداشتن چند گام، احساس خستگی و یا تنبلی کنید، احساس کنید این کار از شما گذشته و از این طریق به عادات قبلی تان برگردید.

باید گفت امکان بازگشت به گذشته در رویه ی تغییر عادات امری طبیعی محسوب می شود.

بنابراین ناامید نشوید، تغییرات مثبت هرچند جزیی را تشویق کنید و با انگیزه و اشتیاق به مسیرتان ادامه دهید.

به یاد داشته باشید موفقیت شما در جایگزینی عادات موثر می تواند نه تنها ارتباط شما با نوجوان تان، بلکه کلیه ی ارتباطات کاری، زناشویی و دوستانه ی تان را نیز تحت تاثیر قرار دهد و زندگی تان را شادتر، آرام تر و رضایت بخش تر کند. 

منبع:ساینس دیلی

با کودک کم توجه چگونه برخورد کنم؟
با کودک کم توجه چگونه برخورد کنم؟

کودک کم توجه، والد درمانده

یکی از مهم ترین مهارت های لازم برای دانش آموزان به ویژه در سن دبستان، مهارت دقت و تمرکز است.

ممکن است شما نیز به عنوان پدر، مادر و یا مربی با این مساله مواجه باشید که کودک مدت زمان بسیار کوتاهی بر بازی یا مساله ی درسی تمرکز می کند

رفتارهای سرزده، اعمال بدون فکر و یا حواس پرتی نشان می دهد و احتمالا از تلاش های بی نتیجه برای متمرکز کردن او خسته شده اید.

 به عنوان متخصص مسائل کودک و نوجوان باید بگویم مشکلات مربوط به توجه و تمرکز از جمله شایع ترین مشکلات این دوره ی سنی هستند که با استفاده از روش های خاصی می توان آن ها را برطرف نمود.

توجه و تمرکز در کودکان و بزرگسالان چه تفاوتی دارد؟

نکته ی جالب توجه در آغاز بحث توجه و تمرکز کودکان آن است که  اگرچه دامنه ی توجه کودکان بسیار کم تر از بزرگسالان است.

اما دقت و تمرکز آن ها در مساله ای که به آن مشغول شده اند، بسیار بیشتر از یک فرد بزرگسال است .

به همین دلیل است که اگر برای کودک تان داستانی تعریف کنید و او به دقت در حال گوش دادن به آن باشد .

سپس از شما بخواهد تا برای بار دوم ان را تکرار کنید، در صورت ایجاد تغییراتی در داستان، به سرعت مچ شما را خواهد گرفت.

این مساله نشان دهنده ی آن است که در صورت جلب صحیح و اصولی توجه دانش آموز و یا فرزندتان، او خواهد توانست مطالب را با عمق و کیفیت زیادی ادراک کرده، در ذهن نگه دارد و سپس تکرار کند.


کودک من در کدام مهارت دچار مشکل است؟ دقت؟ ادراک؟ حافظه؟

شاید این سوال در ذهن تان ایجاد شود که ” دقت”، ادراک و حافظه چه تفاوت هایی دارند؟

 در پاسخ، به طور خلاصه می توان گفت دقت و ادراک، فرایند های بهبود دهنده ی حافظه محسوب می شوند.

 به عبارت دیگر کودکانی که با استفاده از حواس 5 گانه، توجه خود را به خوبی بر محرک مورد نظر معطوف می کنند (دقت)، بهتر می توانند معنای محرک را دریافت کرده.

آن را تفسیر کنند (ادراک)، مفهوم درک شده را در ذهن نگه داشته و مجددا به یادآورند (حافظه).

بنابراین با توجه به توضیحات ارایه شده کاملا واضح است که افزایش دقت و تمرکز دانش آموزان نقشی اساسی در بهبود عملکرد حافظه و یادگیری آن ها دارد.

 از این جهت توجه به مساله دقت و تمرکز- به عنوان مهارت هایی اکتسابی-  برای والدین و معلمان امری ضروری است.

عوامل تاثیر گذار بر توجه و تمرکز کودک خود را شناسایی کنید

به طور کلی عوامل موثر بر دامنه ی توجه و تمرکز کودک، به دو دسته عوامل بیرونی و درونی قابل تقسیم اند.

عوامل بیرونی موثر بر توجه و تمرکز کودک تان کدامند؟

  1. خواب کافی: تحقیقات موید نقش تعیین کننده ی خواب در امر یادگیری هستند.

 در تحقیقی تعدادی کارت تصویر به آزمودنی ها داده و از آن ها خواسته شد تا پس از مشاهده، تصاویر را در ذهن خود نگه دارند.

در فاصله ای 40 دقیقه ای تعدادی از آزمودنی ها خوابیدند در حالیکه تعداد دیگر بیدار ماندند.

نتیجه ی پس آزمون نشان داد آزمودنی هایی که در فاصله ی 40 دقیقه ای پس از مشاهده ی تصاویر، خوابیدند مطالب را بهتر بازیابی کرده و عملکرد حافظه ی بهتری نشان دادند.

 در تبیین این مساله باید گفت وقتی مطلبی به تازگی وارد مغز می شود ( به خصوص در هیپوکامپ) هنوز شکننده است و به راحتی فراموش می شود.

به خصوص اگر از مغزخواسته شود تا در همان لحظه چیزهای بیشتری را نیز به خاطر سپارد.

اما خواب و استراحت منجر به هدایت مطالب جدید به سمت نئوکورتکس – محل ذخیره ی دائمی تر اطلاعات- شده  و به این صورت از فراموش شدن آن ها جلوگیری می کند.

بنابراین لازم است تا نسبت به ساعات خواب و استراحت فرزندتان با حساسیت ویژه ای عمل کنید.

 به طور متوسط یک دانش آموز دبستانی به 8 تا 10 ساعت خواب مفید نیازمند است.

2) دمای محیط: سرما یا گرمای بیش از حد می تواند مانع تمرکزشود. لازم است تا در جهت حفظ تمرکز این عامل نیز در نظر گرفته شود.

3) تغذیه: عملکرد تغذیه بر کارکرد مغز مساله ای ثابت شده است. بر این اساس گنجاندن مواد غذایی متنوع در برنامه ی غذایی کودک بسیار حائز اهمیت است.

4) ورزش: مطالعات انجام شده بر روی مغز موش ها و انسان ها نشان داده است که تمرینات منظم می تواند بازیابی حافظه را بهبود بخشد .

ورزش و فعالیت بدنی از جمله عوامل مهم در بهبود عملکرد شناختی کودکان است.


 از عوامل درونی تاثیر گذار بر توجه و تمرکز کودک تان چه می دانید؟

علاوه بر عوامل بیرونی ذکر شده عوامل درونی مختلفی نیز توجه و تمرکزکودک را تحت تاثیر قرار خواهد دهد.

 به عنوان والدین و یا مربی کودک لازم است بدانید که افزایش تمرکز چیزی جز افزایش توجه نیست و یکی از مهم ترین فنون افزایش توجه درکودکان “بازی” است.

 شما به عنوان پدر، مادر و یا مربی این ابزار قدرت مند را دراختیار دارید و از طریق آشنایی با بازی های دقت و تمرکز می توانید به بهبود عملکرد حافظه و یادگیری کودک کمک ویژه ای کنید.

از آنجا که از بین ابعاد پنجگانه ی حواس، حس بینایی و شنوایی بیشترین درگیری را در فرایند یادگیری دارا می باشند، انجام بازی هایی که به تقویت دقت و ادراک بینایی و شنوایی منجر شوند، بیشتر توصیه می شود.

بسیاری از این بازی ها نیاز به صرف زمان زیاد ندارند و در موقعیت های مختلف قابل اجرا می باشند.

بنابراین توصیه می شود انجام این بازی ها را در ساعات مختلف، با فرزندتان داشته باشید.

بازی کن، دقت کن، حافظه ات را تقویت کن

  1. از کودک تان بخواهید چشم هایش را ببندد و مثلثی را تصور کند. سپس از او بخواهید با چشمان بسته آن مثلث را روی کاغذ به آرامی  و با دقت بکشد و سپس برای بار دوم این کار را تکرار کند.

 نتیجه هر دو فعالیت را به او نشان دهید. مطمئناً مثلث دوم با اشکال ها و ایرادهای کمتری کشیده شده  است و بهبود شرایط درآن کاملاً مشهود است.

شما می توانید این بازی را در طول روز چند بار با فرزندتان انجام دهید و هر بار از تصاویر مختلف و در عین حال ساده (مربع ، ستاره و  مستطیل) استفاده کنید.

در طول بازی به صورت ضمنی به فرزندتان یادآوری کنید که هرچه تصویر را آرام تر و با دقت بیشتری رسم کند، نتیجه کار بهتر خواهد بود.

  • از فرزندتان بخواهید کتاب خواندن در محیط های مختلف را امتحان کند.

درکتابخانه، رستوران و دیگر مکان های شلوغ از او بخواهید برای دقایقی هرچند کوتاه کتاب بخواند و اگر او هنوز سوادخواندن ندارد شما برایش داستانی بخوانید.

(نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد آن است که هرگز او را وادار به مطالعه در حین حرکت اتومبیل نکنید زیرا این کار می تواند منجر به سرگیجه، حالت تهوع و مشکلات بینایی شود).

کتاب خواندن در محیط های متفاوت، تأثیری شگرف در افزایش تمرکز و دقت دارد.

در مصاحبه ای که با بسیاری از شطرنج بازان موفق دنیا انجام شده، آن ها گفته اند که برای افزایش تمرکز، بارها در محیط های بسیار شلوغ شطرنج بازی کرده اند.

  • وقتی با فرزندتان به پارک می روید از او بخواهید  به صدای طبیعت که شامل صدای آب ، پرندگان و سایر حیوانات است بادقت گوش دهد و سپس صداهایی را که شنیده است نام ببرد.
  • 4)       از فرزندتان بخواهید دستانش را جلوی صورتش بگیرد و انگشتانش را به ترتیب و به آرامی خم کند.

به او یادآوری کنید حین خم کردن هر انگشت فقط به آن انگشت توجه کند. و به انگشت های دیگرش نگاه نکند.

وقتی همه انگشتانش را خم کرد به آرامی و به ترتیب دوباره این روش را برای صاف کردن انگشتان تکرار کند.

  • از فرزندتان بخواهید که به آرامی و در ده شماره نفس بکشد و در حین نفس کشیدن فقط به تنفس و صدای آن فکر کند و بعد از ده شماره از او بخواهید که باز با همان ده شماره نفسش را بیرون بدهد.

این بازی می تواند در مواقع اضطراب، ترس و یا قبل از خواب نیز بسیار خوب عمل کند.

  • فراهم کردن پازل و جدول های مخصوص به گروه سنی در افزایش دقت و تمرکز کودکان بسیار مناسب است.

شما می توانید به عنوان هم گروهی در جور کردن پازل با کودک همراه شده و به صورت ضمنی به رشد دقت و حافظه ی او نیز کمک کنید.

  • می توانید در حین مشاهده ی فیلم از کودک تان بخواهید به دقت به صحنه های فیلم و محتوای آن توجه کرده و سپس مسابقه ای در مورد رنگ ها، اشیاء و اسامی موجود در فیلم راه اندازی کنید.

 از کودک بخواهید با فعال کردن حافظه ی خود به سوالات پاسخ دهد.

  •  در صورتی که فرزندتان غالبا کم توجه است، موقعیت هایی را که در آن از خود توجه نشان می دهد مورد تشویق کلامی قرار دهید. بر اساس اصول شرطی سازی، تشویق کلامی منجر به تقویت رفتار توآم با توجه خواهد شد.

9)       از کودک تان بخواهید به شما با دقت تمام نگاه کند (به عنوان مثال لباس، کفش و ظاهرتان را به دقت مشاهده کند و در ذهن نگه دارد

سپس از اتاق خارج شده و تغییری در ظاهرتان ایجاد کنیدکه قابل رویت باشد. سپس از کودک بخواهید بگوید چه چیزی تغییر کرده است.

       در صورتی که کودک درست پاسخ دهد، نفر بعدی خواهد بود که ظاهرش را تغییر می دهد و این بار شما در مورد چیزی که تغییر    کرده است حدس خواهید زد.

         بر اساس تجربه کودکان از این بازی لذت زیادی خواهند برد.

  1.  از بازی های برپایه ی داستان کمک بگیرید. برای این کار نیاز به کتاب داستان هایی با موضوعات تخیلی و هیجان انگیز دارید.

می توانید چند صفحه ی اول  داستان را برای فرزندتان بخوانید و سپس از او درخواست کنید تا ادامه ی داستان را حدس بزند.  

می توانید خودتان نیز ادامه ی داستان را حدس بزنید و سپس در مورد حدس های تان با یکدیگر گفت و گو کنید.

انجام این بازی علاوه بر تقویت توجه و تمرکز، حس شوخ طبعی و تخیل را نیز در فرزندتان رشد خواهد داد.

  1. از مازهای سرگرم کننده و جذاب به منظور افزایش تمرکز، دقت، برنامه ریزی، تعیین توالی، سرعت پردازش و یکپارچه سازی دیداری-حرکتی فرزندتان استفاده کنید.

لازم است تا مازها را متناسب با سطح رشدی فرزندتان به درستی انتخاب کنید.

از خراب کاری پیشگیری کنید

ممکن است به عنوان والد و یا مربی کودک، به دلیل کم توجهی او با مشکلات زیادی مواجه شده باشید، در مورد پیشرفت تحصیلی او احساس نگرانی کنید و یا برای بهبود اوضاع، عجله به خرج دهید.

قبل از شروع اجرای بازی های گفته شده به این نکته توجه داشته باشید که هرگز نخواهید توانست با توسل به زور و اجبار از کودک درخواست توجه و تمرکز کنید.

فرقی نمی کند که شما پدر و مادر او هستید و یا معلمی که با وجود کودکی کم توجه، کنترل کلاس را از دست داده است.

مهم ترین نکته برای پیشگیری از خراب کاری و رسیدن به هدف، “برقراری ارتباط با کودک” و در نظر گرفتن احساسات اوست.

اگر با مطالعه ی بازی های فوق، قصد دارید کلاس آموزشی توجه و تمرکز راه بیندازید و از این طریق توجه و تمرکز فرزندتان را دگرگون کنید، لازم است بدانید که محکوم به شکست هستید.

در فرایند بازی با فرزندتان درگیر شوید، از او نظرخواهی کنید و از بازی با او لذت ببرید. در ادامه خواهید دید که ارتباط موثر مانند همیشه معجزه خود را نشان داده و توجه فرزندتان نیز به طرز چشمگیری بهبود یافته است.

منبع:مشاورانه

لجبازی چیست؟
لجبازی چیست؟

لجبازی نوعی رفتار و واکنش نامطلوب است که به صورت های مختلفی خود را نشان می دهد، از جمله آسیب رساندن به خود و دیگران، ناسزا گفتن، گریه کردن،فریاد کشیدن و یا شکستن وسایل.

در بسیاری از موارد ممکن است به عنوان والد یا مراقب کودک سردرگم شوید  وندانید در قبال لج بازی های کودک واقعا لازم است چه عکس العملی نشان دهید.

در بسیاری از موارد، واکنش های بزرگسالان، رفتار لجبازانه ی کودک را تشدید می کند و می توان گفتف تا حد زیادی، علت لجبازی کودک، رفتارهای افراد بزرگسال است.

برای کشف دلیل اصلی لج بازی کودک تان و اینکه رفتارهای شما چگونه می تواند عامل آن باشد، با ادامه ی مطلب همراه باشید.


دلایل لجبازی کودک و راه حل ها

  1. وقت و حوصله نداشتن والدین و عدم توجه کافی

ابزار اصلی کودک برای برقراری ارتباط، بازی است.

تو دست دارد با بزرگتر ها بازی کند و از این طریق تجه لازم را دریافت کرده و نوازش می شود.

موقعیتی را بخاطرآورید که بعد از یک روز کاری، خسته و بی حوصله به خانه رسیده اید و فرزندتان در حالی که نقاشی در دست دارد، مدام می گوید “بابا، بابا، نقاشیمو ببین. خوشگله؟”

طبیعی است که خستگی و بی حوصلگی تان مجال بازی کردن با کودک را تا حدزیادی گرفته باشد، اما اگر خواهان آرامش هستید و قصد ندارید در چرخه ی عصبی کننده ی لج بازی کودک، گیر بیفتید، بهتر است برای او زمان بگذارید.

کافی است کنترل تلوزیون را کنار گذاشته و با کلمات تشویق کننده به نقاشی فرزندتان واکنش مثبت نشان دهید.

در حقیقت او بیشتر از آنکه خواهان بازی با شما باشد، نیازمند توجه و نوازش است و تا زمانی که این نیاز دراو برآورده نشود، چرخه ی لجبازی ادامه خواهد یافت.

  • تکرار کردن بیش از حد یک توصیه

آیا به عنوان مادر عادت دارید تا بارها و بارها به کودک تان یادآور شوید که مسواک بزن، تغذیه ات رو درمدرسه حتما بخور و…؟

تکرار بیش از حد یک توصیه می تواند در تشدید لجبازی بسیار موثر باشد. بنابراین از همین لحظه تصمیم بگیرید تا هر توصیه را فقط و فقط یک بار ارایه دهید و نه بیشتر.

  • توصیه های دستوری

جملات شما در طی یک شبانه روز بیشتر تداعی کننده ی کدام حالت است؟

بیا شامتو بخور. مسواک بزن. سروقت به خانه بیا. مشقاتو یادت نره و..

همانطور که قابل مشاهده است در تمامی این جملات از فعل های دستوری استفاده شده است. عموما دستور دادن منجر به ایجاد مقاومت و سرپیچی می شود و کودک را لجبازتر می کند.

برای رسیدن به هدف تان لازم است توصیه های خبری را جایگزین توصیه های دستوری کنید.

به عنوان مثال کافی است برای درخواست از کودک تان در مورد حاضر شدن سر میز شام، بگویید: عزیزم شام حاضره. دارم به ساعت خوابت نزدیک میشیم و یا ساعت 5 منتظرتم.


  1. بی پاسخ ماندن خواسته های موجه

فرض کنید کودک از شما درخواست می کنید تا برایش آب بیاورید  ویا طبق قرار قبلی تان، امروز به پارک بروید.

در صورتی که شما نسبت به این خواسته ی منطقی بی توجه باشید، با سیل اشک و گریه و ناراحتی کودک مواجه خواهید شد.

حتی ممکن است او عصبانی شده و از داد و فریاد و شکستن وسایلش نیز برای رسیدن به هدفش استفاده کند.

بنابراین لازم است در پاسخ دهی به خواسته های موجه کودک تعلل نکنید. او نیز یک انسان است و انتظار دارد نیازهای از جانب شما مورد توجه واقع شود.

  • سرزنش

والدین زیادی، کودک را به لجبازی، قشقرق و شر بودن متهم می کنند در حالیکه عامل اصلی رفتارهای قانون شکنانه کودک، عبارات سرزنش آمیز خود آن هاست.

تو تنبلی، از پس کاری بر نخواهی آمد، همیشه گند میزنی و .. عباراتی هستند که با قدرت ما فوق تصورتان، ارتباط شما را تخریب می کنند.

در این ارتباط از دست رفته، کودک برای جلب رضایت شما دست به همکاری نخواهد زد چرا که احساس می کند چیزی برای از دست دادن ندارد.

  • تصمیم گیری به جای کودک

والدین زیادی در موقعیت های حساسی مانند قرار داشتن در یک مرکز خرید و یا لحظات پایانی خداحافظی در یک مهمانی، با لج بازی کودک مواجه می شوند.

شکایت رایج آن ها این است که کودک در حالیکه پاهایش را به زمین می کوبد و فریاد می کشد می گوید: “من همینو میخوام. باید اینو برام بخری. من میخوام اینجا بمونم و…”

در این مواقع والدینی که بدون توجه به حق انتخاب کودک، سعی در تحمیل عقاید خود و ساکت کردن کودک دارند، شکست خواهند خورد.

” تو با ما میای. ساکت باش، هر چی مامانت بگه همونه. هر چقدر هم گریه کنی اینو برات نمیتونم بخرم و…” جملاتی هستند که تداعی کننده ی زور، عدم همدلی و بی اختیار بودن کودک اند و تنها کاربردشان لجبازتر کردن کودک است.

در این مواقع گزینه ی بهتر و کار آمدتر آن است که به کودک، “حق انتخاب” بدهید.

مثلا در موقعیت خرید در یک پاساژ میتوانید بگویید ” بین عروسک زرد و نارنجی دوست داری کدوم رو انتخاب کنی؟ ”

در نظر گرفتن کودک به عنوان فردی دارای حق تصمیم گیری او را آرام می کند و شما را به هدف تان نزدیک تر خواهد کرد.

  1. خشم درونی کودک

ممکن است با مطالعه ی موارد فوق، شمابه عنوان والد با این سوال مواجه شوید که “علی رغم رعایت تمامی موارد فوق، دلیل لجبازی و قشقرق فرزندم چه عامل دیگری می تواند باشد؟”

اگرچه در موارد زیادی، نوع واکنش والدین در تشدید لجبازی موثر است، اما در همه ی مواقع این طور نیست.

کودکان مضطرب و تحت فشار، ممکن است میزان زیادی از خشم ا تجربه کنند.

برخی از کودکان این خشم را در خود نگه داشته و به صورت افسردگی بروز می دهند در حالیکه گروه دیگری از آن ها، ممکن است خشم را معطوف به بیون کرده و آن را در قالب لجبازی بروز دهند.

اگر علی رغم رعایت مواردشش گانه ی فوق، کودکی لجباز دارید، بهتر است از طریق مراجعه به روانشناس، میزان اضطراب، تنش و خشم را در او بررسی کنید.

  • رفتارهای بی ثبات والدین: مواجه شدن با مادری که یک روز خوشحال و پر انرژی است و روز دیگر حوصله ی کوچک ترین حرفی را ندارد برای کودک خوشایند است.

در این وضعیت ممکن است فرزندتان سردرگم شده و نارضایتی اش را در قالب لجبازی بروز دهد.

در صورت احساس نوسانات خلقی شدید شاید لازم باشد به روانشناس مراجعه کنید و کنترل حس و حال تان را به دست بگیرید.

  • 3)      لجبازی والدین: اگر به عنوان پدر و مادر رفتارهای لجبازانه ی زیادی دارید، نمی توان انتظار داشت فرزندتان رفتاری جز لجبازی نشان دهد.

کودک از طریق همانند سازی با شما رشد می کند و برای کاهش لجبازی او لازم است تا برای کاهش رفتارهای لجبازانه ی خودتان اقدام کنید. 

  • انتظارات نامعقول: تصور کنید دوست تان شما را به رستورانی دعوت کرده و انتظار دارد شما صرفا به مشاهده ی غذاها اکتفا کنید و چیزی سفارش ندهید. بنظرتان این انتظار معقول است؟

در بسیاری از موارد، انتظارات ما از کودکان دست کمی از مثال فوق ندارد. به عنوان مثال در مهمانی که چندین کودک حضور دارد، از فرزندمان انتظار داریم بچه ی خوبی باشد و ساکت بنشیند!!

در این شرایط شاهد خواهید بود که فرزندتان در طی فرایندی برعکس، شروع به شیطنت و لجبازی می کند و کاملا بر خلاف تصور شما عمل می کند.

 رفتار شیطنت آمیز کودک در حقیقت پاسخی به انتظار غیرواقعی شماست و این پیام را منتقل می کند که ” آنچه از من می خواهی نشدنی و نادرست است، پس من کار خودم را انجام می دهم”.

منبع:مشاوره-خانواده.com

تکنیک های پرورش خلاقیت در کودکان
تکنیک های پرورش خلاقیت در کودکان

خلاقیت به عنوان یکی از ضروری ترین مهارت های مورد نیاز در عصر امروز چگونه قابل تقویت است؟

با ما همراه باشید تا از مهم ترین نکات در تربیت کودک خلاق آگاه شوید.

رابطه ی خلاقیت و شیوه ی فرزند پروری

خلاقیت کودک تا حد زیادی به سبک فرزند پروری شما وابسته است.

 به طور کل می توان گفت والدین زورگو و مستبد، یعنی دسته ای از والدین که قوانینی خشک و انعطاف ناپذیر وضع می کنند، به شدت به نظم و ترتیب اهمیت می دهند .

هیچ گونه عمل خلاف قانونی را نمی پذیرند، با احتمال بسیار کمتری فرزندی خلاق خواهند داشت.

خلاقیت محصول شیوه ی شما در پرورش فرزند است و اگر می خواهید فرزندی خلاق داشته باشید لازم است تا در نحوه ی ارتباطات خانوادگی، زمینه ی بروز خلاقیت را فراهم کند.

واقعیت آن است که کودکان خلاق و سرزنده به دنیا می آیند و نحوه ی تعاملات سخت گیرانه و چارچوب مدار بزرگسالان می تواند خلاقیت وجودی آن ها را بخشکاند.


بنابراین به منظور پرورش خلاقیت لازم است تغییراتی در ارتباط خود با کودک و محیط اطراف ایجاد کنید که در ادامه ذکر خواهند شد:

  1. از کثیف کاری نترسید

نامرتب و کثیف شدن فضای خانه برای بسیاری از والدین در حکم فاجعه است این در حالی است که خلاقیت در محیط های تمیز و مرتب و خط کشی شده مجال بروز نمی باید.

کودک برای تفکر خلاق، نیازمند خروج از چارچوب های رایج، آزمون و خطا و خلق و ابداع است.

بنابراین پیشنهاد می کنیم به بهای تمیز ماندن خانه، خلاقیت کودک را نخشکانید.

اگر تمیزی فضا برای تان بسار مهم است می توانید فضایی را در خانه به فعالیت های آزاد کودک اختصاص دهید.

او در این فضا می تواند آزادانه بازی کند، نقاشی بکشد، کثیف کاری کند و توبیخ و سرزنش نشود.

  • از تکمیل کردن، دوری کنید.

اگر عادت دارید تا در هنگام خواندن داستان یا کتاب برای فرزندتان حتما آن را تا پایان ادامه دهید و از نوشته های کتاب، کوچک ترین تخلفی نکنید، باید گفت می توانید با رویای داشتن کودک خلاق زندگی کنید.

خلاقیت به معنای خلق و ابداع و نیازمند تحمل میزانی از ابهام است. بنابراین به هنگام خواندن داستان برای کودک تان، آن را در نیمه رها کنید و از کودک بخواهید تا آن را ادامه دهد.

نه تنها در خواندن کتاب بلکه در ساخت یک کاردستی، تمیز کردن اتاق و هر فعالیت دیگری، می توانید از روش “نیمه رها کردن” استفاده کنید.

اتاق کودک را تا حدی مرتب کنید و اجازه دهید تا بخش های باقی مانده را با خلاقیت خود تکمیل کند.

  • بیکاری بهتر است یا تلوزیون؟

برای اینکه ذهن کودک باز و آمده ی خیال‌پردازی باشد، استفاده از وسایل الکترونیک را کاهش دهید.

شاید وقتی موبایل خود را به کودک می دهید، سرگم باشد و دیگر سروصدا و شیطنت نکند اما با این کار موجب کاهش خلاقیت ذهنی فرزندتان می شوید.

 تماشای تلویزیون و برنامه های تلویزیونی نیز اگرچه وقت او را پر می کنند اما اجازه ی خیال پردازی را از او می گیرند و این به معنای خواندن فاتحه ی خلاقیت است.

بنابراین از اینکه کودک زمانی را به بیکاری بگذارند و حتی بی حوصله شود نترسید.

 او در این زمان می تواند با تفکر، به خودآگاهی برسد، علایقش را کشف کند و دست به فعالیت هایی خلاقانه بزند. پس بی حوصلگی خیلی هم بد نیست.

  • بخند و خلاق شو

بسیاری از ابداعات بشری از ایده ای طنزآمیز آغاز شده است. خنده و طنز می تواند منجر به کاهش محدودیت های ذهنی و پرورش قدرت تخیل شود و از طریق کاهش اضطراب، ایده های خلاقانه ای را به ذهن برساند.

اگر می خواهید فرزندی خلاق داشته باشید، ساعتی از روز را به خنده و شوخی و فاصله گرفتن از امور جدی اختصاص دهید، بخندید و ایده های جدید را کشف کنید.

  • به شکست ها جایزه بدهید!

اگرچه بیشتر والدین عادت دارند موفقیت ها را ا تحسین کنند اما والدین خلاق، به تشویق موفقیت ها اکتفا نمی کنند.

اگر شکست را به معنای امتحان یکی از گزینه های موجود برای رسیدن به هدف در نظر بگیریم، شکست خوردن به معنای یک گام نزدیک شدن به هدف است.

به همین دلیل کارول داوک، پزوهشگر و نویسنده معتقد است، شکست  حالتی رو به جلو دارد و نیازمند تشویق است.

به هنگام شکست، کودک تان را تشویق کنید، اجازه ندهید ناامید شود و با جملاتی از این قبیل زمینه ی خلاقیت را در او فراهم کنید: “آفرین، یه قدم بزرگ برداشتی.

به نظرت چطور می تونیم به نتیجه دلخواه برسیم؟ دیگه چه راه هایی تو ذهنت بود؟”.

  • با مقایسه کسی خلاق نمی شود: اگر عادت به مقایسه فرزندتان با دوستانش دارید، مطمین باشید که در مضطرب کردن او موفق هستید اما بهتر است با خلاق شدنش خداحافظی کنید.

کودک مقایسه شده ی مضطرب تنها می تواند به تقلید از دیگران برای دریافت تشویقی همانند آن ها فکر کند و هرگز ایده یا راه حل جدیدی ارایه نخواهد داد.

  • تشویق زیادی ممنوع: والدینی که با کوچک ترین تلاش و موفقیت کودک، از انواع و اقسام جایززه های کوچک و برگ استفاده می کنند، کودک خلاقی نخواهند داشت.

بر اساس جدیدترین تئوری های یادگیری، لذت یادگیری مهم ترین پاداش یادگیری است.

کودک پس از تلاش، تفکر و کشف، مساله ای را حل می کند و نوعی از لذت درونی را تجربه می کند. این نوع از لذت در نوع خود بزرگ ترین پاداش است.

کودکانی که برای هر موفقیت، پاداش بیرونی دریافت می کنند پس از مدتی به پاداش وابسته شده و در ضرایط عدم پاداش، تلاشی نمی کنند.

بهتر است گاهی اوقات بجای پاداش، به کودک بگویید ” بالاخره موفق شدی حلش کنی! حتما از حل کردنش خیلی لذت بردی! می بینم که حسابی در تلاشی تا این کارو خودت انجام بدی!”.

  • قدرت موسیقی را نادیده نگیرید: در طی فرایند نواختن یک ساز، آنچه اتفاق می افتد خلق و ابداع است. کودک آواها را ترکیب می کند و آهنگی جدید خلق می کند.

بر اساس پژوهش ها مغز نوازندگان، نورون های فعال بیشتری دارد که با خلاقیت مرتبط اند این در حالی است که تعداد این نورون های فعال در ذهن افراد عادی کمتر است.

حتی گوش دادن به موسیقی نیز می تواند در رشد خلاقیت کودک بسیار اثر گذار باشد.


چه بازی های خلاقیت کودک را رشد می دهد؟

  1. اسباب بازی های واگرا

این نوع از اسباب بازی شامل کلیه ی وسایلی می شود که بجای داشتن یک نتیجه ی مشخص، قابلیت خلق چندین نتیجه را دارد.

به عنوان مثال لگو ها، خمیر بازی و شن بازی از جمله اسباب بازی های واگرا و تقویت کننده ی خلاقیت اند.

  • بازی های تخیلی: بازی های تخیلی که در آن ها کودک به ایفای نقش های خیالی پی پردازد، با دوستان خیالی اش صحبت می کند و مشغول تصویرسازی های ذهنی است را تشویق کنید.
  • خواندن کتاب های تخیلی
  • ایفای نقش و شرکت در نمایش
  • بازی اون چیه که: در این بازی شما چیزی را در ذهن تان در نظر می گیرد و با بیان ویژگی های آن از کودک می خواهید بگوید که آن چیست.

مثلا  اون چیه که گرمه ولی بخاری نیس، نور میده ولی لامپ نیست؟ (خورشید). سوالات را متناسب با سن کودک مطرح کنید و از او بخواهید تا خودش نیز نمونه هایی را مطرح کند.

با انجام این بازی علاوه بر تقویت دقت و تمرکز، خلاقیت کودک نیز رشد پیدا خواهد کرد.

بخاطر داشته باشید خلاقیت مولفه ای نیست که تنها با خواست شما و اعمال زور و اجبار و مقایسه شکوفا شود.

این مهارت تنها یکی از میوه های درخت فرزند پروری شماست و تا زمانی که با یادگیری مهارت های جدید و صحیح، درخت فرزند پروری تان را سالم و تنومند نکنید، میوه ی خوبی برداشت نخواهد شد.

منبع:کانون مشاوران ایران

با دیر بیدارشدن فرزندم چه کنم ؟
با دیر بیدارشدن فرزندم چه کنم ؟

یکی از مسائل مورد بررسی در گروه سنی نوآموزان پیش دبستان و دانش آموزان دبستانی، مساله ی دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن و به عبارتی مهارت مدیریت زمان خواب است.

 این مساله علاوه بر ایجاد مشکلات یادگیری و تاثیر بر سلامت جسمی و روانی کودک، می تواند برای معلمان و مسئولان مدرسه نیز مشکلاتی به وجود آورد.

 کودکان معمولا به دلیل سطح بالای انرژی تمایل دارند تا ساعات زیادی از شب بیدار مانده و به فعالیت بپردازند. این درحالی است که بدن آن ها به 10 تا 12 ساعت خواب مفید نیاز دارد.

 عدم تامین این مقدار از استراحت می تواند منجر به خستگی و بی حوصلگی در طی روز و ایجاد مشکلاتی در امر یادگیری و توجه  شود.

بر اساس مشاهدات انجام شده، این دانش آموزان معمولا در طی روز نیز به لحاظ خلقی عصبی تر هستند.

در روابط بین فردی بیشتر پرخاش می کنند و به دلیل رفتارهای بین فردی آسیب رسان، بیش از سایر کودکان در روابط دوستانه طرد می شوند.

اگر فرزند شما نیز در تنظیم زمان خواب موفق به کسب مهارت نشده است، می توانید با مطالعه ی موارد زیر در این مسیر به او کمک کنید.


شش گام ساده و مهم به منظور تنظیم خواب کودک

1. بهتر است حتی الامکان از خواب عصرگاهی کودکاتن به روش های مختلف از قبیل پرت کردن حواس آن ها به وسیله ی فعالیت های جذاب دیگر جلوگیری کنید.

با این کار، تنظیم زمان خواب به راحتی صورت می گیرد.

2. سعی کنید از طریق گفت و گو با فرزندتان، برنامه ای نسبتا مشخص برای فعالیت های مختلف از قبیل انجام تکالیف، تماشای تلوزیون، زمان صرف شام، بازی و خواب مشخص کنید.  

از این طریق کودک شما علاوه بر یافتن راه حل برای مساله ی دیرخوابیدن، به تمرین مهارت برنامه ریزی روزانه خواهد پرداخت که یکی از مهم ترین مهارت ها در جهت خودتنظیمی است.

براساس پژوهش ها، این مولفه یکی از مهم ترین ویژگی های شخصیتی افراد موفق است که پایه های اصلی آن از دوران کودکی شکل می گیرد.

برای اجرای این گام به این نکته توجه داشته باشید که برنامه ریزی روزانه به معنای برنامه ریزی کردن زمان های روازنه ی کودک توسط شما نیست.

شیوه ی صحیح انجام این کار، قرار گرفتن در کنار کودک و تشویق اوبه منظور داشتن برنامه ای برای ساعات مختلف شبانه روز از طریق گفت و گو است.

3. تعطیلات آخر هفته اگر چه زمان خوبی برای درکنار هم بودن است، اما زنگ خطری است که می تواند برنامه ی هفتگی منظم کودکت ان را از طریق رفتن به مهمانی یا دیر خوابیدن به دلیل تعطیلی روز بعد تهدید کند.

پیشنهاد می کنیم در این خصوص سعی کنید حتی الامکان برنامه ی دید و بازدید های خانوادگی را به گونه ای تنظیم کنید که فرزندتان زمانی برای استراحت بیشتر داشته باشد و صبح روز بعد با بی حوصلگی و خستگی وارد مدرسه نشود.

4. انجام کارهای هیجان انگیز در شب های غیر تعطیل می تواند منجر به دیرتر خوابیدن شود.

می توانید با توضیح این مساله برای فرزندتان، فعالیت مناسب تری مانند گوش دادن به یک موسیقی کودکانه و آرامش بخش را جایگزین فعالیت های پرهیجان قبل از خواب کنید.

5. نکته ی مهمی که می تواند در افزایش عزت نفس و امید فرزندتان موثر واقع شود، مرور اتفاقات خوب هر روز قبل از خوابیدن است.

به عنوان مثال می توانید قبل از خواب از طریق طرح سوالاتی مانند ” امروز چه چیزهای خوبی برایت داشت؟

” توجه کودک را از نکات منفی به سمت موفقیت ها سوق داده و خودکارآمدی و امید را در او افزایش دهید.

ممکن است مشغولیت ذهنی کودک به مسائل روزمره ای که موفق به یافتن راه حل برای آن ها نشده است، مانع از خواب خوب شبانه شود.

 دعوا با دوست، گم کردن مداد رنگی، انتخاب نشدن در کلاس، قلدری کردن اطرافیان و …

از جمله مسائلی هستند که می توانند کودکان را دچار اضطراب و تشویش کرده و بر اشتها، خواب و امیدواری شان تاثیر منفی بگذارند.

در این صورت با فرزندتان گفت و گو کنید و با ایجاد امید برای یافتن راه حل مناسب، از تشویش ذهنی اش بکاهید.

6. به این نکته توجه داشته باشید که تغییر عادت ها امری دشوار و زمان بر است. بنابراین اگر فرزندتان با مساله ی دیر بیدارشدن روبه روست نمی توان انتظار معجزه داشت.

آنچه مهم است آن است که بتوانید به کمک فرزندتان “برنامه ای نوشته شده و عینی ”  برای زود بیدار شدن در طی روزهای هفته تنظیم کنید و در این مسیر، پیشرفت های هرچند جزئی او را نیز مورد توجه و تشویق کلامی قرار دهید.

می توانید مواردی را نیز از طریق توافق با خود کودک به عنوان تشویق او در آخر هفته در نظر بگیرید.

باید مراقب باشید تا فرزندتان تشویق را رشوه برداشت نکند. بر اساس قانون پیامدهای طبیعی، به موقع خوابیدن و زود بیدار شدن پیامدهای مفیدی برای خود کودک به دنبال خواهد داشت.

بنابراین در نظر گرفتن جوایز متعدد برای این کار بی معناست. بهترین حالت می تواند آن باشد که به صورت تصادفی و یا پس از گفت و گو، با ارایه ی نوعی از تشویق کننده ها او را متوجه پیشرفتش کنید.

این تشویق می تواند شامل جملات مثبت و امید بخش و یا هدیه ای باشد که شما برای کودک تان در نظر می گیرید.


استفاده از کدام نوع تشویق موثرتر است؟

در مسیر اجرای این برنامه و در صورت موفقیت کودک، در استفاده از مشوق های رفتاری و کلامی دست و دلباز باشید.

بر اساس پژوهش ها، استفاده از این نوع مشوق ها، نقش زیادی در رشد عزت نفس فرزندتان خواهد داشت.

این در حالی است که تقویت کننده های مادی مانند انواع جوایز و هدایا پس از مدتی اثر تقویت کننده ی خود را از دست خواهند داد.

  نمونه ای از این نوع تشویق ها عبارتند از :

  • لبخند زدن
  • در آغوش گرفتن
  • به کاربردن جملاتی از قبیل : ” آفرین “، ” تو عالی هستی “، این هفته واقعا کار بزرگی کردی که تونستی صبح ها به موقع آماده شوی “.

جالب است بدانید با به کار بردن جملات به ظاهر ساده ی بالا، بزرگ ترین سرمایه گذاری روانی برای آینده ی فرزندتان را آغاز کرده اید.

تکرار مستمر و به موقع جملات مثبت و انعکاس توانمندی های فرزندتان به او، در طول زمان، بخش ناخودآگاه ذهن را تحت تاثیر قرار داده و عزت نفس و اعتماد به نفس فرد را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار می دهد.

در صورتی که برنامه تنطیم خواب به درستی پیش نرفت چه کنیم؟

در صورتی که کودک تان موفق به اجرای کامل برنامه ی تنطیم خواب نشد، از سرزنش او بپرهیزید.

اجازه دهید تا پیامدهای طبیعی دیر بیدار شدن را تجربه نماید. این پیامدها می تواند شامل دیر رسیدن به مدرسه، خسته بودن در کلاس درس، یاد نگرفتن مطالب و یا بازخوردهای منفی دوستان باشد.

2) به خاطر داشته باشید که شما در نقش والد مسئول تنظیم زمان خواب و بیداری فرزندتان نیستید. شما می توانید در این مسیر به او کمک کنید .

لازم است با صبر، آرامش و عدم توبیخ به او جازه دهید تا در این مورد دست به انتخابی مسئولانه بزند.

3) مجددا گام های شش گانه ی تنطیم خواب را به کمک کودک بررسی کنید. ممکن است غافل شدن از یکی از گام ها و یا عدم اجرای صحیح بخش کوچک و قابل اهمیتی از برنامه، باعث ایجاد مشکل شده باشد.

منبع:ساینس دیلی

حساسیت هایی که والدین در مواجهه با نوجوانان باید داشته باشند

آیا نوجوان شما پرخاشگر است؟
نمی دانید رفتارهای دوره بلوغ به چه صورت است؟
باید با نوجوان خود چگونه برخورد کنید؟
در این ویدیو راهکاری موثری به شما داده می شود.