تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

نویسنده: wpadmin

کاردرمانی اختلال اوتیسم
کاردرمانی اختلال اوتیسم

اوتیسم چیست ؟

اختلال اوتیسم یا درخودماندگی نوعی اختلال نافذ رشدی است که در ارتباطات اجتماعی مشکل ایجاد می کند.

بر اساس پژوهش ها، علت اصلی اوتیسم تاکنون شناخته نشده است و همبستگی معناداری بین این اختلال با وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سبک زندگی و سطح تحصیلات والدین دیده نشده است.

به عبارت دیگر احتمال مبتلا شدن کودک به این اختلال در طبقات مختلف اجتماعی و اقتصادی وجود دارد.

به لحاظ آماری از هر ۶۰ تا ۷۰ تولد زنده در دنیا یک نفر مبتلا به اوتیسم است. می توان گفت زندگی ماشینی و عوامل ناشی از آن مانند استرس در سیر صعودی ابتلا به این بیماری دخیل است.

این اختلال که در پسران شایع‌تر از دختران است به این صورت عمل می کند که  بر رشد طبیعی مغز در حیطه ی تعاملات اجتماعی و مهارت‌های ارتباطی تأثیر می‌گذارد.

کودک اوتیسم چه ویژگی هایی دارد؟

 کودکان مبتلا به اوتیسم، در ارتباطات کلامی و غیر کلامی، تعاملات اجتماعی و فعالیت‌ های مربوط به بازی، مشکل دارند.

 این اختلال، ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای کودک دشوار می‌ کند.

کودکان اوتیسم ممکن است رفتارهای خودآزارانه و یا پرخاشگری نیز نشان دهند.

در این افراد حرکات تکراری، پاسخ‌های غیرمعمول به افراد، دل‌بستگی به اشیا یا مقاومت در مقابل تغییردیده می‌شود.

اما باید گفت هسته ی مرکزی اختلال اوتیسم، اختلال در “ارتباط” است.

اگر با کودکی که دارای اوتیسم است در ارتباط باشید، تقریبا می توانید نیمی از نشانگان زیر را در بیشتر موقعیت ها در او مشاهده کنید: 

  • اصرار به یکسانی مقاومت در برابر تغییر
  • مشکلات شدید تکلم
  • مشکل در بیان نیازها و استفاده از اشارات به جای کلمات
  • اشتباه در کاربرد ضمایر      
  • تکرار کلمات و یا جملات دیگران
  • خنده، گریه، پریشانی و قشقریق بی دلیل
  • مشکلات اساسی در برقراری ارتباط (در آغوش گرفته شدن را  دوست ندارند، تماس چشمی کم، فاصله گرفتن از دیگران)
  • ·         تحرک بیش از اندازه و یا کم
  • نترسیدن از خطرات   
  • به روش های معمولی آموزش پاسخ نمی دهند
  • عدم حساسیت به صدا: ممکن است فکر کنید کودک واقعا صدای شما را نمی شنود در حالیکه از نظر شنوایی کاملا سالم است.
  • ناتوانی هوشی در حدود 70 درصد موارد 

درمان اوتیسم

تا کنون هیچ روش قطعی‌ای برای درمان اوتیسم یافته نشده‌است. می توان گفت کارآمدترین روش درمانی، توانبخشی است.

در ادامه برخی از رویکردهای اثرگذار درمان را معرفی خواهیم کرد.

روش رفتاردرمانی ABA 

این روش از بهترین مداخلات توانبخشی برای اوتیسم است که بیش از ۵۰ سال قدمت دارد.

 در این رویکرد علمی، مهارت‌های بازی، ارتباطات، مراقبت از خود و مهارت های تحصیلی به کودک اوتیستیک آموزش داده می شود.

 در این شیوه از دستورالعمل های مستقیم استفاده نمی شود.

به عنوان مثال ممکن است درمانگر از کودک بخواهد تا با استفاده از وسایل موجود یک کارت هدیه ولنتاین درست کند و در خلال کار به او بگوید که با قیچی چگونه کار کند، چطورکاغذها برش بزند و رنگ آمیزی کند.

اما در پایان کودک مجموعه از مهارت های ظریف مانند برش زدن، رنگ آمیزی، در دست گرفتن مداد و قیچی زدن را یاد گرفته است.

درمان رفتاری شناختی یاCBT 

این روش باتمرکز بر اصلاح شناختی به طور معمول برای کودکان مبتلا به علائم خفیف اوتیسم کاربرد دارد.

روابط متقابل و انحصاری یا  DIR

 با این روش درمانگر از طریق تمرکز بر علایق کودک، او را در فعالیت ها درگیر می کند و به سمت یادگیری مهارت های جدید هدایت می کند.

توسعه روابط در درمان اوتیسم

 یک رویکرد خانواده محور برای درمان اوتیسم است که بر اهداف عاطفی و اجتماعی به منظور ایجاد روابط معنی دار تمرکز می کند.

در این روش به اشتراک گاری تجربیات بسیار مهم است و در حقیقت کل خانواده درگیر فرایند درمان می شوند.

دارو درمانی

داروهایی وجود دارد که می تواند به افرادی که دارای عملکرد اوتیسم هستند کمک کند.

 برای مثال دارو ممکن است به کنترل بیش فعالی، علایم ناتوانی در تمرکز ، افسردگی یا تشنج کمک کند.

البته باید گفت همه ی کودکان نسبت به دارو پاسخ یکسانی نمی دهند.  

کاردرمانی برای اوتیسم

رمز موفقیت مداخلات کاردرمانی در درمان زودهنگام است.

رویکردهای مبتنی بر مداخله ی زودهنگام، معتقدند در صورتی که بتوانیم توانایی کودک در انجام تمرینات، تماس اجتماعی و همکاری با جمع را ارتقا دهیم، می توانیم ادعا کنیم که کودک فاقد مشکل است.

رویکرد مداخله ی زودهنگام نوعی درمان بیولوژِیک است که از طریق تغییر در عملکرد مغز، مشکلات کودکان را از بین می برد.


دستاوردهای کاردرمانی

کودکان اوتیسم دریافت کننده ی مداخلات زودهنگام کاردرمانی، در طی دو تا سه سال آینده می توانند دستاوردهای شان را حفظ کنند.

 همچنین معیارهای زبان و سازگاری رفتار که شامل مولفه های ذهنی، حسی و حرکتی است پیشرفت خوبی را نشان می دهد و علایم روان پریشی نیز کاهش قابل توجهی را نشان می دهد.

براساس یک مقاله منتشر شده در سال 2012، کودکانی که تحت درمان ESDM قرار می گیرند، نسبت به قبل واکنش های مغزی متفاوتی را در برابر محرک های اجتماعی خواهند داشت.

واکنش کودکان اوتیسم تحت این نوع خاص از درمان، نسبت به چهره ها در مقایسه با اسباب بازی ها سریع تر و قوی تر است. همان طور که کودکان عادی نیز چنین واکنشی دارند.

این در حالی است که در گروه مقایسه (کودکان اوتیسمی که این نوع درمان را دریافت نکردند)، واکنش کودکان نسبت به اشیا و اسباب بازی ها سریع تر از واکنش آن ها نسبت به انسان هاست.

این یافته به عنوان یکی از 5 یافته ی علمی برتر سال 2010  مطرح شده است. یافته ای که بر اساس آن دنیا از تاثیر مداخلات زودهنگام در تغییر عملکرد مغز آگاه شد.

نکته ی مهم آن است که مداخلات رفتاری انجام شده در این رویکرد، از نوع مداخلات رفتاری سطحی نیستند و به طور عمیق، عملکرد نورون های در حال شکل گیری در مغز را تغییر می دهند.

آیا با اوتیسم می توان موفق بود؟

همان طور که گفته شد اوتیسم از حمله اختلالات عصبی است که مشکلاتی از خفیف تا شدید در ارتباطات اجتماعی ایجاد می کند.

اما بررسی شواهد تاریخی و سرگذشت افراد موفق نشان دهنده ی آن است که با وجود اوتیسم نیز می توان موفق بود.

نمونه ی بارز این مساله موسیقی دان مشهور، موتزارت است.

او از کودکی  نسبت به صداهای بلند به شدت حساس بود، دایره‌ی توجه کوتاهی داشت و می‌توانست در طی چند ثانیه از چرخه‌ای از حالات چهره حرکت کند.

او در زندگی کوتاه خود بیش از ششصد قطعه موسیقی برای اپرا، سمفونی، کنسرتو، مجلسی، سونات، سرناد و گروه کُر ساخت.

موتزارت در سومین سال از زندگی اش شروع به آهنگسازی کرد و در اروپا شهرت بسیاری یافت.

در هفت سالگی اولین سمفونی و در دوازده سالگی اولین اپرای کامل خود را نوشت.

موتسارت در تمام ژانرهای مرسوم در دوران زندگی اش موسیقی تصنیف کرد و  بررسی شرح حال و زندگی او نشان می‌دهد که او در طیف اوتیسم قرار می‌گرفته است.

شخصیت های معروف دیگری مانند دن آیکروید، کورتنی لاو، استنلی کوبریک و داریل هانا نیز در طیف اوتیسم قرار داشته و دارند.

بنابراین آنچه مهم است تشخیص به هنگام، استفاده از خدمات توانبخشی و مهارت آموزی به این کودکان است تا بتوانند توانمندی های منحصر به فرد خود را شکوفا کنند و به سبک خود از زندگی لذت ببرند.

نویسنده : کودک و نوجوان

کاردرمانی نوزادان و کودکان
کاردرمانی نوزادان و کودکان

کاردرمانی  به عنوان تاثیرگذارترین روش توانبخشی برای نوزادان و کودکان مطرح است.

 این علم عبارت است از هنر استفاده از فعالیت های هدفمند درمانی، در جهت مشغول ساختن ذهن، روان و جسم کودک، به منظور کاهش اثرات مشکل، افزایش توانمندی فردی و رشد استقلال.

چه در مواردی که کودک دارایی نوعی از نقص مادرزادی است و چه در مواردی که آسیبی در حین تولد ایجاد شده باشد، کاردرمانی به منظور رفع نواقص ایجاد شده و یا ژنتیکی تجویز می شود.

  از آنجایی که نیاز هر نوزاد به درمان بر اساس ناتوانی و اختلالات موجود، متفاوت است کاردرمانی برای هر نوزاد نیز به نحوی منحصر به خود او انجام می شود.

نوع این تمرینات تاحد زیادی بستگی به سن نوزاد و نوع مشکل دارد و رایج ترین تمرینات کاردرمانی قابل استفاده برای کودکان عبارتند از :

  • تمرینات تعادلی و انعطافی
  • تمرین با توپ با هدف بهبود سینه خیز رفتن و تقویت توان عضلانی
  • ماساژ آرام
  • استفاده از کمپرس گرم و سرد روی مفاصل و عضلات

اختلالات رایج نوزادان و کودکان

از جمله اختلالات رایج نوزادان و کودکان که آن ها را نیازمند استفاده از خدمات کاردرمانی می کند.

می توان به فلج مغزی، اوتیسم ، اسپینا بیفیدا یا همان شکاف مادرزادی مهره ها، ضربه های مغزی،  اختلالات عصبی- عضلانی و کجی گردن یا  همان تورتیکولی اشاره کرد.

علاوه بر موارد فوق آسیب هایی مانند دررفتگی بخشی از بدن نوزاد در حین زایمان از طریق کاردرمانی قابل رفع است.

در ادامه به توضیح مختصری در مورد چیستی و چگونگی درمان این اختلالات از طریق کاردرمانی می پردازیم.

تورتیکولی:

یا همان کج گردنی به معنای پیچ خوردن گردن است.

این اختلال معمولا بخاطر قرار گرفتن نامناسب جنین در رحم یا بخاطر زایمان دشوار اتفاق می افتد.

لازم است بدانید تورتیکولی به میزانی که برای شما به عنوان مادر یا پدر آزاردهنده است برای نوزاد سخت نیست.

بیشتر نوزادان دردی از این بیماری حس نمی کنند و خوشبختانه این مشکل معمولاً با تغییر وضعیت یا نرمش های کششی در منزل کم کم رفع می شود.

اوتیسم یا درخودماندگی:

این اختلال به عنوان یکی از اختلالات نافذ رشدی است که هسته ی اصلی آن از طریق مشکل فرد در ارتباطات مشخص می شود.

باتوجه به اینکه تشخیص اوتیسم در سن قبل از 3سالگی نیز امکان پذیر است.

، در صورت مداخله ی زودهنگام، تمرینات کاردرمانی با استفاده از متدهای مختلف قادر به بهبود وضعیت نوزاد یا کودک خواهند بود.

فلج مغزی

اگر در طول دوره ی رشدی کودک متوجه مشکلات غیر معمولی در نشستن، خزیدن، گردن گرفتن، جمع کردن اشیای ریز و حرکات کودک شوید.

لازم است برای بررسی دقیق تر مساله به متخصص اطفال مراجعه کنید.

تشخیص فلج مغزی یک فرآیند ساده نیست و در ماه های اول رشد نیاز به نظارت دقیق دارد.

مقایسۀ مهارت های حرکتی کودک با مراحل رشد تکاملی کودکان عادی به پزشکان کمک می کند تا بتواند وجود یا عدم وجود فلج مغزی را به درستی تشخیص دهد.

اگر چه در 9 ماه اول تشخیص فلج مغزی مشکل است، اما آنچه مهم است مراجعه ی زودهنگام به منظور تشخیص مشکل است.

می توان گفت این کودکان دارای یک سن طلایی برای مداخله های توانبخشی هستند و اقدامات کاردرمانی و گفتاردرمانی به موقع می تواند در روند بهبودی آنها موثر باشد.

به عنوان مثال کاردرمانی می تواند به کاهش درد، سفتی عضلات و بهبود تحرک  عمومی و نشستن کودکان فلج مغزی کمک قابل توجهی کند.

مشکلات در گردن گیری

گردن گیری در کودکان یک مرحله تکاملی بسیار مهم است.

می توان گفت پایه و اساس کلیه ی مراحل تکاملی و رشدی کودک به گردن گیری به موقع او بستگی دارد .

تاخیر در این امر درصورت عدم توجه والدین می‌تواند به تاخیر جبران ناپذیری در مراحل بعدی همچون سینه خیز رفتن، نشستن چهاردست و پا رفتن، ایستادن و راه رفتن منجر شود.

باتوجه به حساسیت تمرینات کاردرمانی با هدف تقویت عضلات گردن نوزادان، پیشنهاد می شود تا قبل از مراجعه به کاردرمانگر از انجام تمرینات خودسرانه جدا اجتناب کنید.

تاخیر در نشستن:

در صورت تاخیر در کسب توانایی جهت نشستن، می توانید تمرین های ساده ای را در منزل انجام دهید.

به عنوان مثال کودک را به حالت نشسته روی یک زانوی خود قرار دهید و با حرکت دادن زانوی خود به طرفین، تعادل خود را به هم بزنید (کمر کودک را کنترل کنید).

در صورتی که کودک توانایی کمی در نشستن دارد و فقط مشکل تعادل در نشستن را دارد روی پاهای او در حالت نشسته چند کیسه شن کوچک قرار دهید تا به تعادلش کمک شود.

به عنوان تمرین ساده ی دیگری می توانید کودک را در گوشه یا کنج دیوار بنشانید و یا دو طرف ستون فقرات کودک را از بالا به پایین ماساژ دهید.

اگر چه انجام این تمرین ها می تواند مفید باشد اما بهتر است جهت تشخیص دقیق منشا مشکل به متخصص کاردرمانی مراجعه کنید.


تمرین های کاربردی در منزل

اگر به دنبال تمرین هایی ساده و خوشایند به منظور کنترل سطح انرژی، افزایش توان جسمی، عضلانی و مفصلی فرزندتان هستید می توانید از موارد زیر استفاده کنید.

دقت کنید که میزان تند و یا کند انجام دادن این تمرین ها بستگی به هدف تان دارد.

اگر قصد دارید در ابتدای صبح و به منظور افزایش سطح انرژی کودک، تمرین کنید می توانید حرکات را به صورت تند انجام دهید.

اما اگر در تایم اوج انرژی کودک (عصر) هستید و می خواهید تا حدی او را آرام کنید اجرای کندتر حرکات کمک کننده است.

تمرین جارو برقی:

در حالیکه کودک به صورت طاق باز خوابیده، رو به روی او قرار بگیرید.

با او تماس چشمی برقرار کنید و بگویید آیا دوست دارد جارو برقی ای شود برای تمیز کردن اتاق؟

سپس در حالیکه کمی بالاتر از مچ پای او را با دو دست گرفته اید، پاها را در راستای بدن به آرامی به جلو عقب حرکت دهید.

به طوری که گویا کودک جارو برقی است که با آن در حال تمیز کردن محیط هستید.

بازی بولینگ:

در حالیکه کودک خوابیده، پاهایش را به درون شکمش جمع کنید. در همین زمان وظیفه ی شمارش را نیز به کودک بدهید.

یعنی بعد از هربار جمع کردن پاها، کودک یک عدد را می شمارد. بچه ها معمولا این بازی را دوست دارد و می توانند از طریق آن به آرامش عضلانی خوبی دست یابند.

زمان طلایی را از دست ندهید

بر اساس جدیدترین تحقیقات در حیطه ی بازتوانی و توانبخشی کودکان، مداخلات زودهنگام می تواند از طریق تاثیر بر سلول های مغزی در حال شکل گیری، عملکرد مغز را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد.

این بدین معناست که حتی در موارد حادی مانند اوتیسم و فلج مغزی، اگر مداخله ی به هنگام انجام شود، مساله تا حد زیادی قابل درمان است.

به عنوان مثال در مطالعه ای که در سال 2012 انجام شد، گروهی از کودکان اوتیسم در سنین پایین تحت درمان از طریق رویکرد ESDM به عنوان نوعی از مداخلات زودهنگام قرار گرفتند.

نتایج این پژوهش حاکی از رفع مشکلات این گروه، از بین رفتن علام اولیه اوتیسم و باقی ماندن دستاوردها در طول 2 سال بود.

بر این اساس پیشنهاد می شود با مشاهده ی علایمی که حاکی از تاخیر حرکتی یا شناختی در رشد فرزندتان هستند، به متخصص کاردرمانی مراجعه کنید تا زمان طلایی درمان را از دست ندهید.

نویسنده : کودک و نوجوان

نکات طلایی برای گفت و گو با نوجوان بداخلاق
نکات طلایی برای گفت و گو با نوجوان بداخلاق

در نوجوانی، افراد دچار تغییرات فیزیکی، روانی، هورمونی و اجتماعی می شوند در نتیجه، ارتباط با نوجوان شما می تواند بسیار پیچیده باشد.

این تغییرات جسمی، روانی و هورمونی باعث می شود نوجوان بیشتر بخواهد با دوستان خود صحبت کند؛ زیرا آن ها هم سن هستند و حرف همدیگر را بهتر می فهمند.

 اما این روش ممکن است منجر به گوش دادن به توصیه های غلط  نیز شود.

بنابراین لازم است مهارت هایی را برای برقراری ارتباط با نوجوان و ایجاد یک گفت و گوی سازنده بیاموزید.

منطقی باشید و منطقی بودن را یاد دهید.

نوجوانان می دانند که چگونه با والدین صحبت کنند تا به خواسته خود برسند.

آن ها به اشکال مختلف سعی در جلب رضایت شما برای رسیدن به خواسته های شان دارند.

 این خواسته ها می تواند شامل درخواست برای بیشتر ماندن در خارج از خانه، مهمانی رفتن با دوستان، پوشیدن فلان لباس یا خرید فان مدل شلوار باشد.

بهتر است ابتدا به خوبی به حرف فرزندتان گوش دهید. با این کار او چنین تصور نخواهد کرد که شما والدی مستبد و خودرأی هستید که به نظر دیگران توجهی ندارید.

سپس تمامی جوانب را به صورت منطقی برآورد کنید و قانونی را وضع کنید که متناسب با نیازهای رشدی نوجوان، بافت خانوادگی و نیازهای هر دوی شماست.

به عنوان مثال برای مشخص کردن زمان بازگشت به خانه، توصیه می کنم که همه اعضای خانواده را دور هم جمع و صحبت کنید. قبل از تصمیم گیری، همه عوامل را در نظر بگیرید.

به عنوان مثال اگر بچه ی 9 ساله ی شما بعد از زمان مدرسه مستقیما به خانه بر می گردد، نوجوان 14 ساله نیاز به زمان بیشتری برای بودن با دوستان دارد و لازم است به این نکته توجه کنید.

بعد از وضع قوانینی که در آن حقوق همه لحاظ شده، مقتدر باشید و سرپیچی از قوانین را به سادگی نپذیرید.


گفت وگو را با ساده ترین جمله ها شروع کنید.

اگر مساله ای وجود دارد که لازم است در مورد ان با نوجوان تان صحبت کنید، به جای این پا و آن پا کردن و خوردن مدام حرف های تان، خودتان باشید و شروع به صحبت کنید.

با ساده ترین جمله ها، مکالمه تان را شروع کنید. به طور مثال بگویید: چه خبر؟، امروز چطور بود؟ مدرسه چه خبر؟

ناهار مدرسه چی بود؟

همین سوال های ساده باعث می شود فرزند شما به تدریج شروع به حرف زدن کند و خیلی از مسائل خود را با شما در میان بگذارد.

بنابراین از سوالات ساده که در حقیقت سیم رابط های رابطه هستند استفاده کنید تا باب گفت و گو باز شود.

از نوجوان تان نظر خواهی کنید.

بهتر است پیش از پرداختن به موضوع اصلی، بستر سازی و مقدمه چینی کنید.

به طور مثال، در مورد مسائل مهم زندگی نوجوان و یا خانواده توقف کنید و یا یکی از اتفاقات پیش آمده اخیر، نظر او را جویا شوید.

با این کار، نوجوان در می یابد که شما برای او هویتی مستقل قایل شده اید و این دقیقا همان چیزی است که هر نوجوانی آرزویش را دارد.

سپس به تدریج گفت و گو را به سمت موضوعی که تمایل دارید هدایت و در مورد آن بحث کنید.

 بدین طریق شما خواهید توانست فضای دوستانه ای را بر روابط خود و نوجوان تان حاکم و او را به گفت و گو در مورد مسایلش تشویق کنید.

گفت و گو را با نیش و کنایه و برچسب شروع نکنید.

اولین قدم برای نتیجه دادن یک بحث، این است که به شخصیت طرف مقابل تان احترام بگذارید.

این نکته به منظور ایجاد یک مذاکره ی سازنده در برخورد با نوجوان بسیار ضروری تر است چرا که سن نوجوانی با حساسیت و شکنندگی روحی بیشتری همراه است.

نواجوانان به اقتضاء شرایط روانی، هورمونی و روحی خود، تکانشی تر هستند و شروع گفت و گو با جملاتی مثل ” اصن معلومه از صبح کجایی؟

می خواهی آبروی خودت و ما را ببری! ” احتمال پرخاش، دروغ و جواب های سربالا را افزایش می دهد.

بهتر است صحبت های خود را با سوال هایی کلی آغاز کنید تا بحث به تدریج شروع شود. به طور مثال بگویید: خب، امروز چه کارها کردی؟! یا از دوستانت چه خبر؟!

اگر والدی شنوا و غیرسرزنش گر باشید، دیگر دلیلی وجود ندارد که نجووانتان با شما حرف نزند و یا به تلفن موبایل، دوستان و اینترنت متوسل شود.


گوش شنوای صحبت های نوجوان باشید.

در صورتی که موفق به ارتباط با نوجوان تان شدید، در این مرحله توصیه می شود تا آن جا که ممکن است اظهار نظر و دیدگاه خود را بیان نکنید.

بیشترین چیزی که لازم دارید ان است که فقط و فقط به حرف های او گوش کنید.

 بهتر است هر از گاهی با بیان عباراتی مانند بله یا متوجه منظورت شدم، به او اطمینان دهید که سرو پا گوش هستید.

در خلال گوش دادن، با طرح سوالاتی در مورد گفته های نوجوان،  او را به بیان دقیق تر مساله اش تشویق کنید و خود نیز به این اطمینان برسید که حرف های او را به طور کامل متوجه شده اید.

اگر بتوانید این مرحله را به خوبی اجرا کنید، بیش از نیمی از مساله را حل کرده اید.

گوش دادن فعالانه برای والدینی که غالبا به نصیحت، توصیه و راه حل دهی عادت کرده اند، دشوار و نیازمند تمرین است.

تصمیم گیری را به عهده خودش بگذارید.

اگر گمان می کنید نتیجه گفتگو رضایت بخش بوده است بهتر است پس از بیان دلایل و توجیه نوجوان، تصمیم گیری را به خود او واگذار کنید.

قرار نیست در تمامی موقعیت ها شما حل کننده ی مسایل باشید.

بنابراین قدرت نیروهای درونی نوجوان تان را به او یادآوری کنید، استعدادها و شایستگی هایش را به رخ او بکشید و به او بگویید که در هر شرایطی پشتیبان و یاور او خواهید بود.

در نهایت این فرزندتان است که تصمیم نهایی را می گیرد و شما حامی او خواهید بود.

بپذیرید که نوجوان تان فردی مستقل است.

در بسیاری از موارد، ممکن است رفتارهایی مانند سیگار کشیدن، دوستان ناباب و تیپ های عجیب و غریب نوجوان را تهدیدی برای آبروی خود تلقی کنید.

این باور به شما اجازه نخواهد داد که هویت مستقل فرزندتان را درک کنید و به مشکلات شخصی او احترام بگذارید.

اگرچه رفتارهای هر فرد از اعضای خانواده بر کل سیستم، اثر گذار است اما تا وقتی که نوجوان احساس کند در حال کنترل کردن او و رفتارهایش هستید، با شما همکاری نخواهد داشت.

به او بفهمانید که نگران خودش هستید و قصدتان کمک است. سپس برایش این حق انتخاب را قایل شوید که از شما تقاضای کمک کند یا نکند.

به عنوان مثال ممکن است بگویید “چند وقتیه تو خودتی.  نمی دونم چه موضوعی پیش آمده اما می توانی برای هر نوع کمکی روی من حساب کنی”.

در گفت و گوی بی حاصل چگونه رفتار کنیم؟


اگر نتیجه مساعدی از گفتگو حاصل نشد، ممکن است نوجوان عصبی و بداخلاق شده و رفتار تندی با شما داشته باشد.

در این شرایط اگر چه ممکن است شما نیز عصبانی و برافروخته شوید، اما لازم است  به خودتان مسلط باشید و این رفتار او را راهی برای ابراز هیجاناتش تعریف کنید.

سعی کنید به سردرگمی و عصبانیت او دامن نزنید و یا دهان به دهانش نشوید تا در موقعیتی مناسب تر گفت و گویی ثمر بخش را پیگیری کنید.

نویسنده : کودک و نوجوان

همه چیز در مورد کار درمانی
همه چیز در مورد کار درمانی

کاردرمانی چیست؟

کار درمانی یکی از گرایش های پرطرفدار رشته ی پزشکی و توانبخشی است.

این علم که با افراد توانیاب سر و کار دارد عبارت است از هنر استفاده از فعالیت های هدفمند درمانی، در جهت مشغول ساختن ذهن، روان و جسم فرد توانیاب، برای کاهش اثرات مشکل، افزایش توانمندی فردی و رشد استقلال.  

به عنوان مثال فردی که دچار سکته مغزی می شود با توجه به سطح ضایعه ای که در مغز اتفاق می افتد برخی مهارت های حرکتی و کلامی اش را از دست می دهد.

این اختلالات باعث می شود فرد در انجام فعالیت های روزانه، وظایف شغلی، ارتباطات روزمره خانوادگی و مسایل اجتماعی دچارمحدودیت و وابستگی هایی شود.

مجموعه این عوامل می تواند باعث بروز مشکلاتی دیگر از جمله از دست دادن اعتماد به نفس و افسردگی در فرد شود.

در این شرایط کار درمانی می تواند از طریق انجام فعالیت هایی در سه بخش روانی، جسمی و ذهنی، به بهبود شرایط فرد و بازگشت به زندگی عادی کمک کند.

تفاوت کار درمانی با فیزیوتراپی

کاردرمانی خود به دو شاخه ی کلی و وسیع ( جسمانی و روانی ) تقسیم می شود.

که خود این دو شاخه نیز به چندین شاخه ی دیگر مرتبط هستند (مانند ارتوپدی و نرولوژیک برای شاخه جسمانی  و ذهنی و روان برای شاخه ی روانی).

در حقیقت کاردرمانی نسبت به فیزیوتراپی بسیار وسیع تر است.

همچنین در حالیکه فیزیوتراپی با استفاده از روش های مکانیکی به افزایش توانایی جسمی فرد می پردازد، کار درمانی هدفی متفاوت دارد.

می توان گفت کاردرمانی هنر و علم استفاده از فعالیت های هدفمند درمانی، در جهت مشغول ساختن ذهن، روان و جسم فرد توانیاب، برای افزایش هر چه بیشتر استقلال و توانمندی اوست.

همچنین کاردرمانگر نیازمند خلاقیت زیادی در اجرای تکنیک های فعال کننده ی جسم و روان به طور همزان است.

در حالیکه فیزیوتراپیست به انجام فعالیت های کاملا مکانیکی می پردازد و نیازمند خلاقیت نیست.


کاردرمانی مناسب چه افرادی است؟

کار درمانی می تواند برای گروه های مختلفی از افراد از سنین کودکی تا پیری مورد استفاده قرار گیرد.

به طور کلی، می توان گفت طیف وسیعی از افراد که وجه مشترک همه ی آن ها نیاز به دریافت خدمات بازتوانی جسمی یا روانی هستند می توانند از کار درمانی استفاده کنند.

این گروه ها عبارتند از :

  • سوختگی ها
  • تجربه ی تصادف، سانحه و بیماری
  • افراد دارای مشکلات رفتاری ( شب ادراری ، اضطراب جدایی و… )
  • تاخیر های حرکتی و رشدی مانند تاخیر در راه رفتن و گردن گرفتن
  • افراد آسیب دیده مغز و نخاع
  • افراد دچار شده به مشکلات پس از جراحی
  • بیماران مغز و اعصاب ( سکته مغزی، ام اس و… )
  • بیماری ها و سندرم های مادر زادی ( فلج مغزی ، سندرم داون و … )
  • افراد دارای مشکلات یادگیری
  • اختلال توجه و تمرکز ( ADHD)
  • ناتوانی های پس از شکستگی و آسیب های ارتوپدی
  • افزایش توانمندی ها پس از قطع عضو
  • آسیب های شدید دست
  • تعویض مفصل و روماتیسم مفصلی
  • اختلالات حسی

کودکان و کاردرمانی

خدمات کاردرمانی در حل مسایل دو دسته از کودکان بسیار مفید است.

الف) کودکان دارای مشکلات جسمی

کودکان دارای اختلالاتی از جمله فلج مغزی، دیستروفی عضلانی، سندروم داون، مشکلات تاخیری تعادلی، عوارض ناشی از تشنج، تاخیرهای حرکتی، اختلالات و بیماری های عصبی عضلانی می توانند از کاردرمانی استفاده کنند.

همچنین اصلاح الگوی حرکتی نادرست، عوارض حرکتی در اثر بیماری های متابولیک، دررفتگی مادرزادی ران، هیپوتونی، تورتیکولی(کجی مادرزادی گردن) و… مشمول استفاده از خدمات کاردرمانی کودک می شوند.

ب) کودکان دارای مشکلات روانی

 به علت گستردگی اختلالات ذهنی کودک، شاخه ذهن یا mental نیز به عنوان زیر مجموعه ای از شاخه روان به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می گیرد.

کودکانی که به خدماتکاردرمانی ذهنی نیاز دارند ممکن است دچار اختلالاتی نظیر کم توانی ذهنی، اتیسم، اختلالات رفتاری، یادگیری، مشکلات حافظه، مشکلات نوشتاری، تاخیرهای رشدی، مشکلات درکی شناختی و بینایی شنیداری باشند.

در طی تمرینات کاردرمانی ممکن است نیاز باشد به هر دو حیطه ی ذهن و جسم به طور همزمان پرداخته شود.

به عنوان مثال کودک فلج مغزی که دچار اختلال در راه رفتن نیز هست، مشکلات ذهنی را نیز به همراه دارند که لازم است مدنظر قرار داده شود.


چگونه متوجه نیاز کودک به کاردرمانی شویم؟

همزمان با رشد کودک، مهارت های مختلفی نیز در او رشد می کند. این مهارت ها در 5 دسته ی کلی قابل بررسی هستند:

مهارت های حرکتی درشت مانند نشستن، ایستادن، راه رفتن، دویدن، حفظ تعادل و تغییر وضعیت که انجام آن ها نیازمند استفاده از دسته ی بزرگی از عضلات است.

مهارت های حرکتی ریز:

مانند توانایی کودک در استفاده از دست ها برای اینکه بتواند غذا بخورد، نقاشی کند، لباس بپوشد، بازی کند، بنویسد و کارهای بسیار دیگری را انجام دهد.

مهارت های زبانی :

منظور از این مهارت ها، توانایی کودک استفاده از زبان بدن و ادا و اشاره، برقراری ارتباط با دیگران  درک محتوای صحبت آن هاست.

مهارت های شناختی:

مهارت های تفکر شامل یادگیری، درک، ‌حل مسأله، استدلال و یادآوری جز این دسته از مهارت ها هستند.

مهارت های اجتماعی:

 تعامل با همسالان، داشتن روابط با خانواده، دوستان و معلمان، مشارکت و پاسخ دهی به احساسات دیگران.

اگر چه ممکن است برخی کودکان کمی زودتر یا دیرتر از سایر همسن و سال هایشان در یک یا چند مولفه رشد کنند.

اما تاخیر غیر عادی در هر یک از این پنج مولفه نشان دهنده ی آن است که باید به متخصص کاردرمانی کودک مراجعه شود.

تاخیر رشدی چگونه تشخیص داده می شود؟

به طور کلی تشخیص تاخیر رشدی در کودکان کار چندان ساده ای نیست و نیازمند انجام دو دسته ارزیابی می باشد.

در مرحله ی اول لازم است که پزشک و یا کاردرمانگر، غربالگری رشدی را انجام داده و بگوید که آیا کودک تان مهارت های پایه را یاد گرفته است یا خیر.

به این منظور ممکن است پزشک از شما سوالاتی بپرسد، در حین تست با کودک شما صحبت و بازی کند تا ببیند او چگونه یاد می گیرد، صحبت می کند، رفتار می کند و حرکت می کند.

در صورتی که کودک درای نوعی از تاخیر رشدی تشخیص داده شود، برای اطمینان بیشتر لازم است شما به متخصص دیگری به منظور ارزیابی رشدی ارجاع داده شوید.

ارزیابی رشدی، در حقیقت سنجش دقیق و همه جانبه ی مهارت های کودک است و باید توسط یک متخصص آموزش دیده و مجرب مثل کاردرمانگر انجام شود.

نتایج ارزیابی رشدی مشخص کننده ی آن است که آیا کودک نیاز به خدمات مداخله ای به هنگام و یا یک برنامه درمانی دارد  یا خیر.

به عنوان مثال ممکن است نیاز باشد کودک مداخلاتی گفتار درمانی، کاردرمانی و یا یکپارچگی حسی دریافت کند.

به علاوه اگر ناتوانی های دیگری وجود داشته باشد، درمان پزشکی و جراحی نیز ممکن است برای اداره این شرایط تجویز شود.

یک دقیقه با والدین

بسیاری از والدین دارای کودک توانیاب جسمی یا ذهنی ممکن است به دلیل نپذیرفتن مساله، احساس ناکامی و یا خجالت، از مراجعه ی به هنگام جهت درمان و بهبود شرایط فرزندشان خودداری کنند.

واقعیت آن است که عدم مراجعه ی به هنگام می تواند در تثبیت تاخیرهای رشدی، ناتوانی حرکتی کودک و یا عود ناتوانی های ذهنی او بسیار اثرگذار باشد.

بر اساس مشاهدات انجام شده، این کودکان غالبا در مدرسه و ارتباط با همسالان نیز با مشکلاتی از جمله عدم پیشرفت تحصیلی، طرد و یا اخراج از مدرسه مواجه می شوند و این چرخه منجر به چندبرابر شدن مشکلات خواهد شد.

امروزه مراکز کار درمانی به صورت تخصصی به ارایه ی خدمات در سطح شهر و حتی منازل می پردازند.

بنابراین توصیه می شود با استفاده ی هرچه سریع تر از این خدمات، فرایند کنترل مساله ی فرزندتان را به دست بگیرید و از پیشرفت مشکل پیشگیری کنید.

نویسنده : کودک و نوجوان

هوش اجتماعی چیست؟
هوش اجتماعی چیست؟

استراتژی هایی برای کمک به رشد مهارت های مربوط به هوش اجتماعی خودتان

افراد دارای هوش اجتماعی می توانند نسبت به نحوه درک افراد مطلع باشند.

به صورت حسّی بدانند که در موقعیت های اجتماعی چه چیزی بگویند، و حتی در جاهایی که ازدحام جمعیت وجود دارد، دارای اعتماد بنفس مناسبی باشند.

نظریه هوش اجتماعی برای اولین بار در سال 1920 و توسط یک روانشناس آمریکایی به اسم ادوارد تورندایک[1] مطرح شد.

وی هوش اجتماعی را به صورت “توانایی شناخت و مدیریت مردان و زنان و پسرها و دختران و داشتن اقدامات عقلایی در روابط انسانی” تعریف کرد.

هیچ شخصی به صورت یک فرد دارای هوش اجتماعی متولد نمی شود. در مقابل، این مورد شامل مجموعه ای از مهارت ها می باشد که افراد در طول زمان یاد می گیرند.


[1] Edward Thorndike


علائم هوش اجتماعی

افراد دارای هوش اجتماعی یک سری ویژگی های اصلی دارند که در هنگام ارتباط برقرار کردن با سایر افراد به آنها کمک می کند. این موارد عبارتند از:

گوش دادن مفید:

شخصی که دارای هوش اجتماعی می باشد، فقط به منظور جواب گفتن گوش نمی کند، بلکه به صورت واقعی و با تمام حواس خودش به موارد بیان شده توسط یک فرد دیگر گوش می کند.

سایر افراد در هنگام مکالمه با این افراد، احساس شناخته شدن و ارتباط برقرار کردن پیدا می کنند.

مهارت های مکالمه ای:

آیا تا به حال شخصی را دیده اید که به صورت مناسبی با سایر افراد ارتباط برقرار می کند؟

آنها دارای یک سری مهارت های مکالمه ای هستند که باعث می شود توانایی مناسبی برای بحث کردن با هر شخصی داشته باشند.

آنها در مکالمات خودشان با ادب، شایسته، شوخ طبع و  صادق هستند و می توانند جزئیات موارد بیان شده توسط سایر افراد را به یاد بیاورند که باعث می شود مکالمه صورت گرفته معنادار باشد.

مدیریت شهرت:

افراد دارای هوش اجتماعی، عقیده ای را که در افراد ایجاد می کنند را در نظر می گیرند.

مدیریت شهرت که به عنوان یکی از پیچیده ترین مولفه های هوش اجتماعی در نظر گرفته می شود، نیاز به یک توازن دقیق و محتاطانه دارد

– یک شخص باید به صورت متفکرانه یک عقیده ای را در فرد دیگری ایجاد کند و همزمان یک فرد قابل اعتمادی باشد.

عدم بحث و مشاجره:

شخصی که دارای هوش اجتماعی می باشد، مطلع است که جر و بحث کردن یا به اثبات رساندن یک مورد از طریق ایجاد یک احساس بد در یک فرد دیگر، روش مورد استفاده و مورد دلخواه آنها نمی باشد.

آنها بیدرنگ و بلافاصله ایده های سایر افراد را رد نمی کنند، بلکه با یک ذهن باز و به دقت به صحبت های وی گوش می کنند – حتی در صورتی که وی به صورت شخصی با ایده مطرح شده مخالف باشد.


چگونه می توان هوش اجتماعی را رشد داد

در حالی که برخی از افراد بدون هیچ نوع تلاشی هوش اجتماعی خودشان را افزایش می دهند، ولی سایر افراد باید تلاش بیشتری برای افزایش هوش اجتماعی شان انجام بدهند.

خوشبختانه، استراتژی های خاص می توانند به فرد کمک کنند تا مهارت های اجتماعی را ایجاد بکند. تکنیک هایی که برای رشد هوش اجتماعی شما می توانند مفید باشند عبارتند از:

داشتن یک توجه مناسب نسبت به موارد (و افراد) موجود در اطراف خودتان.

افراد دارای هوش اجتماعی، افراد مشاهده کننده ای می باشند و به راهنماهای اجتماعی دقیقی که در اطرافشان وجود دارد، توجه می کنند.

در صورتی که فکر می کنید یک شخص موجود در زندگی شما مهارت های مردمی و اجتماعی زیادی دارد، به نحوه تعامل وی با سایر افراد توجه کنید.

بر روی افزایش هوش عاطفی خودتان تلاش کنید.

هر چند که هوش عاطفی شبیه به هوش اجتماعی می باشد، ولی بیشتر در رابطه با نحوه کنترل احساسات خودتان و نحوه همدلی کردن شما با سایر افراد می باشد.

این هوش به شناخت زمانی که شما یک عاطفه و احساسی را تجربه می کنید – که به شما کمک خواهد کرد تا عواطف موجود در سایر افراد را هم بشناسید

– و تنظیم کردن آنها به صورت مناسب نیاز دارد.

یک فرد دارای هوش عاطفی می تواند احساسات منفی ، همانند احساس ناکامی یا عصبانیت، را در هنگام قرار گرفتن در یک مجموعه اجتمای شناسایی و کنترل کند.

احترام گذاشتن به تفاوت های فرهنگی.

هر چقدر شما بیشتر منتظر و پذیرای تفاوت های فرهنگی باشید، می توانید شناخت بهتری نسبت به آنها به دست بیاورید.

هر چند که اکثر افراد مهارت های خودشان را از خانواده، دوستان و جامعه اطراف خودشان یاد می گیرند.

ولی یک فرد دارای هوش اجتماعی به این شناخت دست پیدا می کند که سایر افراد بر اساس نحوه تربیتی که داشته اند، می توانند واکنش ها و فرهنگ های متفاوتی داشته باشند.

تمرین کردن گوش دادن به صورت فعال.

با کار کردن بر روی مهارت های ارتباطی خودتان – که به گوش دادن فعال نیاز دارد – هوش اجتماعی خودتان را افزایش دهید.

در هنگام صحبت کردن یک فرد هیچ گونه اختلالی ایجاد نکنید. قبل از پاسخ دادن، به صحبت هایی که یک فرد بیان می کند با دقت گوش کنید.

به انعطاف های موجود در صحبت های سایر افراد گوش کنید، چرا که این مورد می تواند معنای واقعی مورد نظر آنها را بیان کنید.

از افراد مهمی که در زندگیتان قرار دارند، قدردانی کنید.

افراد دارای هوش اجتماعی روابط عمیقی با افرادی دارند که برای آنها مهم هستند. به احساسات همسر، فرزند، دوستان، همکاران و سایر افراد مرتبط با خودتان توجه کنید

. در صورتی که نسبت به افراد صمیمی موجود در زندگی خودتان بی توجه باشید، شما نخواهید توانست که ارتباط مناسبی با سایر افراد برقرار کنید.

توصیه ای برای داشتن یک زندگی بهتر

به دست آوردن و ماهر شدن در هوش اجتماعی به راحتی امکان پذیر نمی باشد – در صورتی که آسان بود، حتی در یک مهمانی ساده هم یک مکالمه ناشیانه و زشتی صورت نمی گرفت.

با این وجود، کار کردن بر روی هوش اجتماعی می تواند منجر به دستیابی به یک زندگی غنی تر و ارزشمندتر شود – یا حداقل اینکه برای پیدا کردن دوستان جدید، به زمان کمتری نیاز خواهید داشت.

در مورد موقعیت های اجتماعی مطالعه کنید. به کارهایی که افراد به صورت مناسب و صحیحی انجام می دهند توجه کنید و از بروز اشتباه خودتان اجتناب کنید.

بعد از آن، در مورد کار متفاوتی که در موقعیت اجتماعی بعدی خودتان می خواهید انجام بدهید، تامل کنید.

به صورت فعال، مهارت های اجتماعی خودتان را بهبود بدهید و به یاد داشته باشید که شما در برخی مواقع شکست خواهید خورد. از شکست خودتان پلی برای پیروزی بسازید.

نویسنده: امی مورین[1]– مترجم : کودک و نوجوان

آخرین به روز رسانی: 22 می 2018


[1] Amy Morin, LCSW

دکتر بازی و بلوغ زودرس در کودکان(بخش دوم)
دکتر بازی و بلوغ زودرس در کودکان(بخش دوم)

رشد جنسی در کودکان 4 تا 6 ساله

اکثر کودکان از سن 4 سالگی به مهدکودک فرستاده می شوند. جایی که در آن با قوانین رفتاری، معیارهای جدید و ارزش های گروهی آشنا می شوند.

اگر چه ممکن بود کودک در سنین پایین تر با نگاه کردن به آلت تناسلی خود و دیگران و یا لمس آن با توبیخی از جانب والدین روبه رو نشود، اما در محیط مدرسه این چنین نیست.

انجام این کار در محیط مدرسه با برخورد جدی مسئولین روبه رو میشود و به همین دلیل کودک با ورد به سن مهد کودک، معمولا این قبیل رفتارها و بازی های جنسی را در جاهای دنج، خلوت و دور از چشم والدین انجام خواهد داد.

این سن شروع شکل گیری خجالت در کودکان است. همانند تغییرات رشدی دیگر، رشد دستگاه تناسلی نیز در این دوره بیشتر می شود و کودکان شروع به طرح سوالات زیادی در خصوص زاد و ولد می کنند.

مامان، بچه از کجا اومده؟

دقیقا در همین سن کودک با مطرح کردن سوالات زیادی در مورد زاد و ولد، دوران حاملگی و چگونگی به دنیا آمدن بچه، بزرگترها را غافل گیر می کند.

لازم است بدانید که سوالات کودک در این زمینه هیچ ربطی به احساسات جنسی او ندارد. در واقع این خود ما هستیم که با ربط دادن این سوالات به مسایل جنسی، در پاسخ به کودکان دچار مشکل می شویم.

نکته ی مهم در این پاسخ دهی چیست؟ آنچه مهم است آن است که اگر به سوالات کودک در این سنین اهمیت داده نشود، او خواهد آموخت که در مورد این مسایل سکوت کند و چیزی به زبان نیاورد.

بنابراین در ادامه، احتمال طرح سوالات کودک با شما کم خواهد شد و او برای به دست آوردن اطلاعات به منابع دیگر روی خواهد آورد.

بر اساس تحقیقات انجام شده، علی رغم تلاش ما برای انتقال دقیق اطلاعات جنسی به فرزندمان، او درکی متناسب با ویژگی های رشد شناختی خودش خواهد داشت.

به عنوان مثال کودک زیر 7 سال به دلیل تفکر عینی و خودمحورانه، ممکن است تخمک را چیزی مانند تخم مرغ تصور کند و یا نتواند وجود نداشتن قبل از تولد را بپذیرد.


کودک 7ساله، مامان من عاشق شدم!

سن6 تا 8 سالگی را می توان دوران نامرئی میل جنسی نامید. د این سن نسبت به سال های قبل دکتربازی، ور رفتن با خود و دیگران کمتر می شود و کودک توجه به دیگران را آغاز می کند.

معمولا در این سن است که ممکن است فرزندتان بگوید در مدرسه عاشق دختر یا پسری شده است.

عاشق شدن در سنین زیر 6 سال به معنای احساس دوستی عمیق با یک فرد است اما در سن 6 تا 8 سالگی کمی فراتر رفته و در قالب بغل گرفتن و رفتارهای جسمی بیشتر نمود پیدا می کند.

باید به این نکته توجه داشته باشیم که عاشق شدن های کودکانه ارتباطی با تمایلات جنسی کودک ندارند و تمایل شدید او به گسترش روابط اجتماعی و پیدا کردن دوست را می رساند.

ممکن است در این سن با این مساله مواجه شوید که کودک سوالات جنسی کمتری می پرسد و یا بای های جنسی کمتری انجام می دهد.

در این زمینه بررسی ها نشان دهنده ی آن است که کودک با ورود به مدرسه توجه بیشتری به معیارهای اجتماعی نشان می دهد.

به همین دلیل میزان بازی های جنسی او در ملآ عام کاهش یاقته و تمایل او به کشف محیط و تحلیل اطراف، شدیدت می شود.

بخاطر داشته باشید که در این سن، کودک شما فاقد تفکر ذهنی و انتزاعی است. بنابراین باز هم گفته های شما را با توجه به دنیای ذهنی خود درک می کند.

به همین دلیل بسار مهم است که اگردر مورد مسایل جنسی برای او توضیحی ارایه می شود، از او بخواهید تا آنچه را درک کرده برای تان بیان کند و در صورت لزوم به تردیدهای او مجددا پاسخ دهید.


8 تا 10 سال و جرقه های بلوغ

بر خلاف دوسال قبلی زندگی، در این دوره عشق ورزیدن به همراه تمایل زیاد به تماس جسمانی و کنجکاوی های جنسی آغاز می شود.

در این سن کودکان عاشق می شوند و تمایل دارند تا روبه روی هم بنشینند، دست یکدیگر را بگیرند، همدیگر را بغل کنند و از این تماس ها احساس هیجان شدیدی خواهند داشت.

در این دوره بازی های جنسی با غیر همجنس ها بیشتر می شود و با آنچه قبلا تحت عنوان دکتر بازی و به منظور کشف تن انجام می شود، متقاوت است.

کودکان در این سن گفت و گوهای متفاوتی بین دوستان هم جنس و غیر همجنس خود شکل می دهند و ممکن است خودارضایی نیز در آن ها آغاز شود.

با رشد تفکر منطقی، اکنون کودک می تواند داستان زاد و ولد را به خوبی تصویرسازی کند هرچند ممکن است هنوز در درک دقیق فرایند حاملگی مشکل داشته باشد.

در حوالی سن 9 سالگی است که علایم بلوغ در کودکان ظاهر می شود و نشان از ورود آن ها به مرحله ی رشدی جدیدتر و پرچالش تری دارد.

10 تا 12 سالگی و چالش های بلوغ

در این سنین، نخستین گام های بلوغ برداشته می شود. کودکان با تغیرات قابل توجهی در رفتار، احساسات و ویژگی های جسمی خود مواجه می شوند و تمایلات جنسی در آن ها رشد می کند.

ممکن است فرزندتان در این سن، به فیلم های جنسی، مکالمات جنسی و یا مشاهده ی سکس بپردازد و تمایل به مشاهده ی ارتباط جنسی افراد بزرگسال داشته باشد.

تمامی این موارد حاکی از آن است که کودک شما به مرحله ی جدیدتری از رشد وارد شده که نیاز به آگاهی های فراوان دارد.

یقینا در این بازه ی سنی، فرزندتان ارتباط با غیرهمجنس را آغاز می کند. باتوجه به ویژگی های فرهنگی و خانوادگی، ممکن است او به راحتی در مورد پیدا کردن دوست دختر یا دوست پسر با شما صحبت کند یا آن را مخفی نگه دارد.

آنچه لازم است بدانید این است که تمایل به ارتباط با غیر همجنس ویژگی اساسی این مرحله از رشد است.

دوست دختر و دوست پسر، والدین چگونه برخورد کنند؟

اگرچه ممکن است فرزند نوجوان شما اقدامی به منظور برقراری ارتباط جنسی کامل نداشته باشد، اما باتوجه به شرایط دوران بلوغ، اقدام به برقراری روابطیبا غیرهمجنس خواهد کرد.

به عنوان پدر یا مادر ممکن است پذیرش این مساله تا حدودی برای مان سخت باشد اما واقعیت آن است که نوجوانان در این سن، بیش از پند و اندرز و نصایح مشفقانه نیاز به گفت و گوی موثر با ما دارند.

بهتر است با فرزندتان به گفت و گو بنشینید. در گفت و گویی دوستانه او را تشویق کنید تا در مورد دغدغه ها و نگرانی هایش صحبت کند.

با او در مورد ارزش ها و هنجارهایش صحبت کنید. اینکه دوست دارد چگونه فردی باشد و چه چیزهایی برایش با اهمیت است.

باتوجه به اینکه نوجوانی زمان شکل گیری هویت در فرد است، این صحبت ها به فرزندتان کمک خواهد کرد تا از ارزش ها، باید ها و نباید های خود آگاه شود، ارتباطاتش را به گونه ای موثر و کارآمد مدیریت کند و از آسیب های احتمالی تا حد امکان در امان باشد.

نویسنده : کودک و نوجوان

دکتر بازی و بلوغ زودرس در کودکان
دکتر بازی و بلوغ زودرس در کودکان

به عنوان والد شاید تاکنون در تربیت فرزندتان با مسائلی مواجه شده اید که تا حدودی سردرگم کننده و مبهم هستند.

فرزندتان بزرگ می شود و به موازات تغییرات سنی، سوالات جدیدی از شما می پرسد. پرسش هایی که در بسیاری از مواقع پاسخی برای آن ها ندارید.

در برخی موارد کودکان آغاز کننده ی بازی هایی هستند که ممکن است نگران کننده باشند.

او ممکن است دور از چشم شما و در اتاقی دیگر به اندام های جنسی اش دست بزند، با کودکی از جنس مخالف خود بازی دکتر بازی را ره بیندازد،.

در مقابل جمع لخت شود و بازی هایی از این قبیل که ممکن است شما آن ها را هنجار شکنانه و یا زشت بدانید.

به عنوان یک والد ضروری است تا آگهی های تان در مورد تمایلات جنسی کودک و مراحل رشد جنسی کودکان را ارتقا دهید.

در این صورت خواهید توانست در وضعیت های مبهم و یا نگران کننده بهتر عمل کنید.

آیا کودکان تمایلات جنسی دارند؟

سال های زیادی وجود تمایلات جنسی در کودکان انکار می شد چرا که کودکان رفتارهایی از قبیل هم آغوشی و ارضا شدن نشان نمی دهند.

بر این اساس تصور غالب آن بود که کودکان فاقد احساسات جنسی هستند.

اما اگر با دیدگاهی وسیع تر به مساله نگاه کنیم، مسائل جنسی حیطه ی وسیع تری را در برگرفته و مواردی مثل نگاه کردن به بدن یکدیگر، لمس کردن، دست زدن به آلت تناسلی خود یا دیگران، ، بوسیدن یکدیگر و دکتر بازی را شامل می شوند.

لازم است بدانید تمامی این رفتارها می توانند منجر به ایجاد هیجاناتی در دستگاه تناسلی شوند و کودکان نیز می توانند تمامی این رفتارها را داشته و دچار هیجانات جنسی شوند.


آیا هیجانات جنسی کودکان و بزرگسالان از یک جنس هستند؟

کودکان در بازه ی سنی قبل از بلوغ از ارتباط بین رفتار جنسی و ارضای جنسی بی اطلاع اند. به عبارت دیگر رفتارهای جنسی در کودکان به قصد ارضای جنسی انجام نمی شود.

ممکن است بپرسید اگر کودکان قصد تقلید از بزرگسالان و تجربه ی هیجانات جنسی آن ها را ندارند پس به چه دلیل به اندام های تناسلی خود و دیگران دست می زنند؟

دکتر بازی می کنند و یا بازی های جنسی راه می اندازند؟

بر اساس پژوهش های حوزه ی تربیت جنسی کودک، کودکان رفتارهای ذکر شده را با هدف اکتشاف تن خود و در ادامه اکتشاف تن فردی دیگر انجام می دهند.

تمایل به کشف کردن، کشش های جسمانی و هیجانی درکودکان پدید می آورد که با هیجانات بازی های دیگر مثل قایم باشک متفاوت هستند.

اما نمی توان گفت کودکان به دنبال لذت طلبی جنسی هتند چرا که تا قبل از سیدن به سن بلوغ، ارتباط بین رفتار جنسی و ارضا شدن برای آن ها نامفهوم است.

تا بدین جای بحث می توان گفت، کودکان نیز مانند بزرگسالان به رفتارهای جنسی دست می زنند اما رفتارها در آنان بخشی از مراحل رشد جنسی آن ها ست که با هدف اکتشاف تن انجام می شود.

کودکم برای اولین بار به آلت جنسی خود دست زده!!

وقتی کودک برای اولین بار، آلت جنسی خود را لمس می کند، ممکن است والدینش را با دشواری های مواجه کند و یا سوالاتی را به ذهن تان بیاورد.

آیا باید این عادت را در فرزندم عوض کنم؟ چرا بچه ی من بی ادب شده؟ آیا این رفتار برای فرزندم خطری دارد؟ از این رفتار رد شوم یا با آن برخورد کنم؟

در مقابل طیف وسیعی از سوالات ایجاد شده در این خصوص باید گفت، چگونگی واکنش شما به این مساله تا حدود زیادی وابسته به سبک تربیت شخصی خود شماست.

نکته ی اساسی آن است که وقتی کودک از لمس آلت تنالسی خود احساس خوبی به دست می آورد.

احساسی که نه تنها بد نیست بلکه نشان دهنده ی رشد جنسی اوست، از انجام هرگونه رفتار بازدارنده پرهیز کنید.

رفتار بازدارنده ی والدین به منظور ترک این عادت در کودک، می تواند در او احساس تقصیر ایجاد کند. در حای که کودک این کار را با هدف اکتشاف تن خود انجام داده است.

این احساس تقصیر می تواند تا سنین بزرگسالی نیز در فرد باقی بماند به نحوی که  دست زدن به آلت تناسلی همواره احساس ناخوشایند گناه را در فرد زنده کند و رفتارهای جنسی او را مختل کند.


رفتارهای جنسی کودک در سنین مختلف

همان طور که کودک در مراحل مختلف رشدی از جهات جسمی، عاطفی، اجتماعی و شناختی متحول می شود، رشد جنسی نیز برای او اتفاق می افتد و دارای مراحل مخصوص به خود است که در ادامه به توضیح آن ها خواهیم پرداخت.

  • تولد تا دوسالگی: کودکان تازه متولد شده تا سن دوسالگی به تدریج می توانند به اندام های خود دست بزنند و از این کار احساس لذت کنند.

 در این بازه سنی زبان باز نکردن کودک و فعالیت های حرکتی کم در او باعث می  شود تا والدین با چالش های جنسی زیادی مواجه نشوند.

آنچه در این زمان اهمیت دارد، نوازش و تامین به موقع و مداوم نیازهای جسمی و روانی کودک است که بر رشد جنسی او تاثیر خواهد گذاشت.

  • دو تا  چهار سالگی، دوره ی چالش و اکتشاف

در این سن کودک سوالات زیادی در مورد نحوه ی تشخیص دختر یا پسر بودن می پرسند.

آن ها به دنبال تکمیل درک خود از جنسیت هستند و بخش اصلی هویت جنسی آن ها نیز در همین زمان شکل خواهد گرفت.

دقیقا در همین سن است که کودک تان بازی های جنسی، جلب توجه به اندام خود و دیگران را آغاز می کند و برای شما نگرانی هایی ایجاد می کند.

چالش برانگیز تر آن که به دلیل رشد زبان، به زبان آوردن کلمات زشت نیز شروع می شود و ممکن است کودک بدون توجه به حضور دیگران، در مراسم، مهمانی، مرکز خرید و یا هر جای دیگر کلمات زشت و رکیک را به راحتی به زبان آورد.

دلیل به زبان آوردن حرف های رکیک و زشت توسط کودک چیست؟

در این موقعیت، ممکن است عوامل مختلفی را بررسی کنید، از اطرافیان بخواهید تا در حضور کودک حرف نامناسبی نزنند و به اشکال مختلف سعی در کنترل محیط داشته باشید.

اما چرا این راهکارها معمولا اثربخشی چندانی نخواهد داشت؟

کودکان در این مرحله به دلیل روند تکامل زبانی، متوجه می شوند که هر کلمه و عبارت، اثری دارد. مثلا اگر درخواست نوشیدنی کنی، آن را دریافت می کنی و یا اگر کسی را صدا بزنی او می آید.

بدین ترتیب کودکان در می باند که بیان هر کلمه، با واکنشی در اطرافیان همراه است و کم کم متوجه می شوند که وقتی کلمات ویژه ای را به کار می برند، در بزرگتر ها شوکی ایجاد می کنند.

به این ترتیب به زبان آوردن کلمات زشت آغاز می شود که برای بسیاری از کودکان بازی جالبی است.

به نظر می رسد کودکان با به زبان آوردن کلمات زشت، قصد دارند بزرگترها را تحریک کرده و شاهد واکنش آن ها باشند.

راه حل بددهنی کودک چیست؟

باتوجه به توضیحات داده، عامل اصلی تداوم بددهنی کودک، نحوه ی واکنش بزرگتر ها خواهد بود.

به میزانی که بزرگتر ها نسبت به حرف های زشت و رکیک کودک، واکنش کمتری نشان دهند، میزان جذابیت این بازی کمتر خواهد شد.

در نتیجه کودک پس ا مدتی احساس می کند، این بازی شوکی در کسی ایجاد نمی کند و سعی می کند بازی جدیدی برای تجربه ی هیجان کشف کند.

در صورتی که کودک شما بیشتر از 4 سال سن دارد و برای دریافت اطلاعات علمی در خصوص رشد جنسی و شکل گیری هویت جنسی او به دنبال کمک هستید، به ادامه ی مطلب مراجعه کنید.

نویسنده : کودک و نوجوان

دانستنی های دروغ گویی، دزدی و بددهنی در کودکان
دانستنی های دروغ گویی، دزدی و بددهنی در کودکان

درد سر دروغگویی کودک و راه حل های کلیدی

دروغگویی کودکان معمولاً از سه دلیل عمده سرچشمه می گیرد.

  1. کودک واقعیت و خیال را در هم می‌‌آمیزد و گاه تصورات خود را کاملاً واقعی فرض می کند. معمولاً تا پایان هفت سالگی، توانایی کودک برای جدا کردن واقعیت از خیال، کامل نشده است.

در این سن ممکن است جملات زیادی از فرزندتان بشنوید که مبتنی بر خیال هستند.

  •  کودک به نوعی تفکر آرزومندانه پسرفت کرده است و بدین طریق با یک واقعیت غیرقابل تحمل انطباق پیدا کرده است.

 مثلا کودکی که پدرش او را ترک کرده است ممکن است داستان هایی در باره این که پدرش شماره تلفنش را نمی‌‌‌داند بسازد.

گاهی کودک با چنان شدتی خواستار این آرزوها هستند که خود نیز باور می‌‌کنند آن چیز را به دست ن آورد.

مثلاً «من دوست دارم یک دوچرخه داشته باشم» ممکن است است به «من برای تولدم یک دوچرخه هدیه می‌‌گیرم» تبدیل شود.

ممکن است در سنین مدرسه، معلمان و یا مشاوران با دروغ های آرزومندانه ی زیادی مواجه شوند که نیازمند هوشیاری و آگاهی است.

3) ممکن است کودک به منظور فرار از تنبیه یا انتقاد دروغ بگوید.

 ممکن است او بداند که آنچه می‌‌گوید حقیقت ندارد ولی بتدریج خودش هم بخش هایی از آن را باور می‌‌کند.

گاهی اوقات کودکان با هوش تر بیشتر به دروغگویی پناه می‌‌برند تا تایید والدین را از دست ندهند و از عواقب کار خود فرار کنند.


در برخورد با کودک دروغ گو چه کنم؟

ـ در مواجهه با کودکی که دروغ گفته است آرامش خود را حفظ کنید و سعی کنید آرام بمانید.

ـ به کودک لقب دروغگو ندهید. کار او را از شخصیت وی جدا کنید و شرایط سنی اش را فراموش نکنید.

ـ سعی کنید نوع دروغ کودک را تعیین کنید و بسته به آن واکنش مناسب نشان دهید.

ـ اگر کودک دروغی ناشی از خیالات خود می‌‌گوید به او کمک کنید تفاوت بین واقعیت و خیال را دریابد. با وی طوری رفتار نکنید که احساس کند کار اشتباهی کرده است.

ـ اگر کودک با موقعیتی دشوار روبرو است و آرزوهایش را به عنوان واقعیت بیان می‌‌کند وی را تشویق کنید که به جای این کار به بیان احساساتش بپردازد و از دیگران برای حل مشکلات کمک بخواهد.

ـ‌ اگر کودک برای فرار از پیامد کار اشتباهش دروغ می گوید، بهتر است به جای واکنش شدید نسبت به دروغ گفتن، درباره ی کار اشتباه او و علت بد بودن کارش با او صحبت کنید.

از کودکان به خاطر دروغ اعتراف نگیرید.

در مواقعی که می‌‌دانید کودک کار بدی کرده است خود را درگیر بحث با او و تلاش برای اعتراف گرفتن نکنید.

 به عنوان مثال اگر فرزندتان بدون اجازه به اتاق بادرش رفته و وسایل او را بهم ریخته، بجای مطرح کردن این سوال که ” تو رفتی توی اتاق برادرت و اونجا رو به هم ریختی؟” و شنیدن پاسخ “نه” سوال را به شکل دیگری مطرح کنید.

می توانید دست کودک را بگیرید. او رابه اتاق ببرید و بگویید ” می بینم که اتاق برادرت رو به هم ریختی و وسایلش توی اتاق توئه. ازت خواسته بودم که بدون اجازه به وسایل بقیه دست نزنی. چی شد که این کار رو کردی؟”

با این روش شما از بحث در مورددروغ گویی فاصله گرفته اید و رعایت قوانین را مد نظر قرار داده اید.


با بددهنی و الفاظ رکیک کودکان چگونه برخورد کنیم؟

بسیاری از کودکان در سنین پیش دبستانی و دبستان  از کلمات نامناسب استفاده می‌‌کنند.

بنابراین در صورتی که فرزندتان در این سنین، تکرار کلمات زشت و زننده را در پیش گرفته است، با مساله ای طبیعی مواجه هستید.

دلیل اصلی به کارگیری این کلمات، شنیدن آن ها در منزل یا مهدکودک یا محیط‌‌های دیگر است.

 زمانی که کودک از این عبارات استفاده می‌‌کند معمولاً با توجه شدید و واکنش بیش از حد والدین روبرو می‌‌شود و همین مساله، فراوانی کاربرد این کلمات را بیشتر می کند.

در بسیاری از موارد تکرار کلمات زشت برای کودک تبدیل به بازی هیجان انگیزی می شود که از طریق آن می تواند والدین را تحت تاثیر قرار دهد.

5 گام اساسی در برخورد با کودک بد دهن

‌ اگر فرزندتان برای اولین بار از این کلمات استفاده می‌‌کند بهتر است معنای آن را از کودک بپرسید.

اگر او بتواند معنی کلمه را بگوید برایش توضیح دهید که این کلمه دیگران را ناراحت می‌‌کند و نباید آن را تکرار کند.

در صورت تکرار، آنچه مهم است ان است که آرام بمانید و واکنش های حیرت انگیز نشان ندهید.

در گام بعدی لازم است نسبت به دور نگه داشتن کودک از محیط‌‌هایی که در آن ها چنین کلماتی استفاده می‌‌شود اقدام کنید.

اگر علی رغم استفاده از روش های فوق، رفتار کودک ادامه یافت، از روش های دیگری مانند محروم کردن استفاده کنید. به عنوان مثال اگر این کلمه را بگویی پارک رفتن عصر را از دست می دهی.

سعی کنید به کودک کلماتی یاد دهید که بتواند احساس ناکامی و ناراحتی خود را به صورت مودبانه بیان کند و به کلمات نامناسب پناه نبرد.

در صورتی که فرزندتان حتی برای یک بار، برخورد مودبانه ای نشان داد، حتما او را تشویق کنید.

دانستنی های دزدی کودکان

کودکان تا پایان چهار سالگی درک درستی از مفهوم مالکیت ندارند و بنابراین دزدی را نیز درک نمی کنند. 

به همین دلیل است که وقتی فرزندتان اسباب بازی دوستش را بدون اجازه بر می دارد و به خانه می آورد، شما به شدت آشفته می شوید در حالیکه او بسیار آرام و راحت است.

در صورتی که فرزندتان به برداشتن وسایل دیگران بدون اجازه گرفتن عادت کرده است، راهکارهای زیر را اجرا کنید.

آرامش خود را حفظ کنید و واکنش بیش از حد نشان ندهید. بخاطر داشته باشید که کودک درکی از زشت بودن این رفتار ندارد و آن را به نسبت سنش انجام داده است.

برای فرزندتان توضیح دهید که مفهوم “اجازه گرفتن” چیست و برای برداشتن چیزهایی که متعلق به دیگران است باید از آن ها اجازه بگیریم.

از به کار بردن عباراتی مانند ” هیچ میدونی این کار اسمش دزدیه و چقدر زشته” خودداری کنید.

در عوض به کودک بگویید که صاحب آن وسیله الان چقدر غمگین و ناراحت است. کودک را در وضعیت مشابه قرار دهید و احساس او را جویا شوید. ” اگر خودت میومدی خونه و می دیدی که مدادرنگی مورد علاقه ت گم شده چه حسی پیدا می کردی؟”

با فرزندتان صحبت کنید تا دریابد که لازم است شیء موردنظر را به صاحبش برگرداند و از او عذرخواهی کند.

از القای احساس گناه افراطی به کودک خودداری کنید. این مساله نه تنها منجر به حل برداشتن اشیا نمی شود، بلکه اضطراب زیادی ایجاد خواهد کرد.

بنابراین بهتر است بجای تاکید بر دزدی، زشتی، گناه و نباید ها، رفتار صحیح را آموزش دهید و کودک را بخاطر انجام عمل درست، تشویق کنید.

در صورتی که فرزندتان در سنین بالاتر (دبستان و بالاتر) و به صورت مکرر دست به دزدی می زند.

لازم است با مشاور و در موارد لازم، روانپزشک کودک نیز مشورت کنید تا مطمین شوید که مساله ی اساسی تری وجود دارد یا خیر.

نویسنده : کودک و نوجوان

دانستنی های جامع خود ارضایی کودکان و نوجوانان و روش های درمان آن
دانستنی های جامع خود ارضایی کودکان و نوجوانان و روش های درمان آن

همزمان با رشد جنسی کودکان که از دو سالگی آغاز می شود، توجه ان ها به اندام های جنسی نیز افزایش پیدا می کند.

کودکان ممکن است به دلایل مختلفی دست به تحریک خود و خود ارضایی بزنند.

با افزایش سن و رسیدن به دوره ی بلوغ، ماهیت تمایلات کودک تغییر می کند و به دیل تغییرات هورومونی بدن، نوجوان باانگیزه های جدیدی دست به عمل خودارضایی می زند.

در هر دو مرحله آگاهی صحیح والدین از ویژگی های رشد جنسی فرزندان می تواند بسیار موثر باشد و از ایجاد مشکل پیشگیری کند.

چرا کودکان و نوجوانان به اعضای تناسلی شان توجه می کنند؟

به طور کلی این مساله می تواند ناشی از چهار علت باشد:

  1. غریزه کنجکاوی نسبت به این ناحیه از بدن که معمولا کودکان از حدود 2 سالگی نسبت به اندام و اعضای بدن خود توجه نشان می دهند.
  2. خارش و تحریک موضعی در اعضای تناسلی و مقعد به علت ورم، کرمک، تنگی شلوار و نامنظمی محل ختنه و بیماری های پوست در نواحی مذکور که باعث توجه بیشتر کودک به این ناحیه می شود.
  3. 3)      فریفته شدن یا یادگرفتن استمناء از دیگران. همچنین ممکن است مادری برای ابراز محبت یا آرام کردن فرزندش، هنگام تعویض پوشک با اندام تناسلی او بازی کند.

لذتی که کودک از این عمل می برد می تواند منجر به تمایل نسبت به تکرار این عمل شود و به آرامی کودک را به سمت استمنا سوق دهد.

  • بلوغ و تغییرات فیزیولوژی ناشی از آن به همراه ترشح هورمون های جنسی که باعث ایجاد تمایلات و تحریکات جنسی می شود.

خودارضایی کودکان

به عنوان والد، لازم است تا بین استمناء (خودارضایی) نامکرر که چندان مهم نیست و استمناءهای غیرقابل کنترل و اجباری که نشانه ای از اختلال خفیف روانی در فرد است تفاوت قائل شوید.

لازم است بدانید که در مورد اول احتیاجی به درمان نیست و مساله با مرور زمان قابل حل است.

به عبارت دیگر، کودکان در مقطعی از رشد نسبت به اندام های جنسی خود مانند سایر قسمت های بدن، احساس کنجکاوی پیدا می کنند .

با هدف اکتشاف تن، دست به عمل خودارضایی می زنند که به مرور زمان برطرف خواهد شد.

در این بازه ی زمانی، هدف کودک از تماس با بدن خود، کسب لذت جنسی نیست و او اندام جنسی خود را به همان طریقی لمس می کند که انگشت پایش را.

درمان خودارضایی کودکان، چه وقت و چگونه ؟

در صورتی که کودک تان به صورت اجباری و غیر قابل کنترل، دست به خودارضایی می زند، نیاز به کمک، مساعدت و درمان وجود دارد.

در این مورد باید وضعیتی که کودک را مجبور می کند خودش را بدین وسیله تسکین داده و کسب لذت نماید پیدا کرده و اصلاح کنیم.

از افزودن احساس گناه و تقصیر در فرزند خودداری کنید.

در بسیاری از موارد دلواپسی بیش از حد و غیرعاقلانه تان می تواند منجر به ایجاد احساس گناه و تقصیر در فرزند، بهم خوردن تعادل روانی او و افزایش تعداد دفعات استمناء شود.

می توانید برای حل مشکل، وسایلی را فراهم کنید تا کودک بتواند تمام اوقات فراغت خود را به بازی و فعالیت های مورد علاقه اش اختصاص دهد و فرصتی برای بازی با اعضای تناسلی باقی نماند.

همچنین سکوت در برابر سوالات فرزندان درباره ی مسائل جنسی صحیح و منطقی نمی باشد و می تواند باعث تحریک غریزه کنجکاوی و در نهایت انجام عمل استمناء شود.

بهترین اقدام ان است که کودکان را به گونه ای شفاف و مناسب با حقایق امور جنسی آشنا کنید.


کلیدهای طلایی درمان خود ارضایی نوجوانان

به طور کلی در سنین نوجوانی به علت تحولات فیزیولوژیک، استمناء و تمایل به آن به کرات اتفاق می افتد.

آنچه درمورد استمناء بسیار مهم است جنبه ی روانی آن است.

ازآنجا که از زمان طفولیت، مسائل جنسی و استمناء توسط والدین زشت و ناپسند قلمداد شده، هر فردی پس از اقدام به آن احساس شرمندگی و گناه عجیبی را تجربه می کند و شخصیت خود را در هم کوفته و بی ارزش احساس خواهد کرد.

 این افکار مخرب می توانند به مرور منجر به از هم پاشیدگی و تزلزل شخصیت شده و بیماری های روانی مختلفی را ایجاد کنند.

همچنین افزایش اضطراب می تواند منجر به افزایش تعداد دفعات خودارضایی نیز شود و این چرخه ی باطل تدوام خواهد یافت.

به عبارتی می توان گفت بار روانی ناشی از خودارضایی بسیار بیشتر از انجام این عمل، اثرات تخریبی دارد و فرد را تحت تاثیر خود قرار می دهد.

 چرا نوجوانان خود ارضایی می کنند؟

دلایل متنوع و گسترده ای از جمله کمبود محبت در خانواده، ناکامی و محرومیت در مدرسه، سرخوردگی و احساس حقارت در اجتماع منجر به شروع خودارضایی در نوجوانان می شود.

نوجوانان بعد از شکست و ناکامی مثلا در عشق و یا عدم موفقیت در امتحانات به این کار دست می زنند.

برای جلوگیری از ابتلا به این اختلال لازم است تا از طریق روش های روان درمانی میزان اضطراب نوجوان کاهش داده شود و همچنین توانایی او برای مقابله با مشکلات زندگی افزایش یابد.

بهتر است برای کنترل این رفتار موارد زیر را بررسی و اجرا کنید.

هفت راهکار اساسی درمان خودارضایی نوجوانان

در صورتی که فرزندتان فردی مضطرب است باید با استفاده از شیوه های روان درمانی و رفتار درمانی توسط یک متخصص روان شناس،اضطراب او را کاهش داده و عمل خودارضایی را درمان کنید.

شاید لازم باشد تا فرزندتان شیوه های جدیدی را برای مقابله با استرس بیاموزد و از این طریق آرام تر شود.

 رژیم غذایی مناسب و سالم و استفاده کمتر از موادی که میل جنسی را افزایش می دهند نظیر ادویه ها، گوشت قرمز، زعفران و میوه هایی نظیر موز را مورد توجه قرار دهید.

 فعالیت های بدنی و ورزش که باعث صرف انرژی روانی و جنسی نوجوان می شود را فراموش نکنید.  

 از خواندن و دیدن تصاویر محرک، مجلات، کتاب ها و فیلم های نامناسب خودداری کنید.

از بیکاری و تنها ماندن نوجوان جلوگیری کنید. بیکاری و تنهایی دو عامل مهم در ایجاد این اختلال هستند.

قبل از اینکه نوجوان احساس خستگی و خواب آلودگی کامل کند، او را به اتاق خواب نفرستید. بیدار ماندن طولانی در بستر می تواند عامل تحریک و انجام این رفتار شود.

استفاده از پوشش نامناسب، لباس های تنگ بخصوص لباس خواب تنگ و چسبان و یا نپوشیدن لباس هنگام خواب می تواند منجر به افزایش تمایلات خودارضایی شود.

آرام باشید و بهترین کار را انجام دهید.

در خصوص خودارضایی کودکان و نوجوانان، حفظ خونسردی شما به عنوان والد بسیار مهم است.

اگر متوجه انجام این رفتار در فرزندتان شدید و یا به او شک کردید صبور باشید و بیش از حد نگران نباشید.

گاهی اوقات انجام این رفتار، مستمر نخواهد بود و به سرعت رفع می شود.

در صورتی که احساس کردید این رفتار به شکل یک عادت مستمر درآمده و فرزندتان اضطراب شدیدی دارد، حتما با یک مشاور مشورت کنید و برای درمان او اقدامات لازم را انجام دهید.

نویسنده : کودک و نوجوان

داستان درمانی چیست؟
داستان درمانی چیست؟

داستان درمانی یک روش درمانی می باشد که به افراد کمک می کند تا به یک متخصص در مسائل مربوط به زندگی خودشان باشند – و این موضوع را بپذیرند.

در داستان درمانی، بر روی داستان هایی که ما ایجاد می کنیم و در زندگیمان داریم تاکید می شود.

همزمان با اینکه ما اتفاقات و تعاملات جدیدی را تجربه می کنیم، این تجربیات را به موارد معناداری تبدیل می کنیم و در نهایت، این تجربات بر روی دیدگاه ما نسبت به خودمان و دنیا تاثیر می گذارند.

ما می توانیم داستانهای مختلفی را در گذشته داشته باشیم؛ برای مثال مواردی که مربوط به عزت نفس ما، توانایی های ما، روابط ما و کار ما می باشند.

منشاء ها

این رهیافت درمانی توسط دو درمانگر نیوزلندی به اسم های میشائیل وایت و دوید اپستون[1] مطرح شد که معتقد بودند در نظر گرفتن افراد به عنوان عواملی مستقل از مشکلات خودشان اهمیت زیادی دارد.

داستان درمانی که در دهه 1980 مطرح شد، یک رهیافتی است که بیشتر بر روی مشورتی تاکید می کند که دارای ماهیت غیرسرزنش کننده و غیرآسیب شناختی باشد.

وایت و اپستون به این نتیجه رسیدند که برچسب نزدن به خودشان یا در نظر نگرفتن خودشان به عنوان “شکست خورده” یا “مشکل اصلی” یا عدم احساس ضعف در مورد شرایط و الگوهای رفتاری، اهمیت زیادی برای افراد دارد.

داستان درمانی با سه مولفه اصلی که مربوط به ذهن می باشند، توسعه پیدا کرده است.

موارد بیان شده در زیر مبناهای رابطه مابین درمانگر داستانی و درمانجوهای آنها را تشکیل می دهند:

احترام:

با افراد شرکت کننده در داستان درمانی، با احترام برخورد می شود و این افراد به دلیل شجاعتی که برای مطرح کردن و رفع چالشهای شخصی داشته اند، مورد حمایت قرار می گیرند.

عدم سرزنش:

در هنگامی که درمانجوها بر روی داستانهای خودشان کار می کنند، مورد سرزنش قرار نمی گیرند؛

همچنین آنها تشویق می شوند که سایر افراد را مورد سرزنش قرار ندهند. در مقابل، بر روی شناخت و تغییر تفکرات و رفتارهای غیرضروری و غیرمفید تمرکز می شود.

درمانجو یک متخصص است:

درمانگران داستانی به عنوان افراد صلاحیت دار و مشورت دهنده در نظر گرفته نمی شوند، بلکه به عنوان یک همراه برای شرکت کننده در نظر گرفته می شوند که به رشد و بهبود درمانجوها کمک می کنند.

درمانجوها شناخت مناسبی نسبت به خودشان دارند و بررسی این اطلاعات به آنها کمک خواهد کرد که تفکرات و رفتارهای خودشان را تغییر بدهند.

مفاهیم کلیدی

تمرکز داستان درمانی بر روی داستانهایی می باشد که ما خودمان بیان می کنیم و در زندگی مان آن را تجربه می کنیم.

ما منجر به معنادار شدن تجارب شخصی خودمان می شویم و این معانی که ما خودمان مطرح می کنیم یا از طریق سایر افراد برای ما ایجاد می شود، بر روی دیدگاه خودمان نسبت به خودمان و دنیای پیرامونمان تاثیر می گذارد.

داستانهای ما بر روی تفکرات ما و در نهایت بر روی تصمیم گیری و رفتارهای ما تاثیر می گذارند.

داستان درمانی بر مبنای اصول زیر می باشد:

واقعیت به صورت اجتماعی ایجاد می شود:

روشی که ما با استفاده از آن با سایر افراد برخورد می کنیم، بر روی تجربه ما در واقعیت تاثیر می گذارد.

این تجربیات ما با دیگران به واقعیت شناخته شده ما تبدیل می شود.

واقعیت تحت تاثیر زبان قرار می گیرد (و از طریق آن ارتباط برقرار می کند):

افراد تجارب را از طریق زبان تفسیر می کنند و می توانند تفاسیر مختلفی از یک اتفاق یا یک رابطه داشته باشند.

داشتن یک داستان می تواند به ما کمک کند که واقعیت خودمان را نگه داریم و سازماندهی کنیم:

ایجاد یک داستان یا حکایت می تواند به ما کمک کند که تجربیات منطقی و قابل باوری داشته باشیم.

هیچ “واقعیت ذهنی و قطعی” وجود ندارد:

افراد می توانند واقعیات مختلفی از یک تجربه مشابه داشته باشند. موردی که برای ما صحت دارد، ممکن است که برای یک فرد دیگری صحت نداشته باشد.

داستان درمانی بیان می کند که ما داستانهای زندگی خودمان را به روشی ایجاد می کنیم که منجر به عقلایی شدن تجربیات ما می شوند .

در یک لحظه می توانیم داستانهای مختلفی داشته باشیم. هر چند که برخی از داستانها می توانند مثبت و یا منفی باشند، ولی همه داستان ها بر روی زندگی های ما در گذشته، حال و آینده تاثیر می گذارند.

همانطور که در داستان درمانی تعریف شده است، داستان ها شامل چهار مولفه زیر می باشند که بر روی یکدگیر تاثیرگذار هستند:

  • اتفاقات
  • دارای ارتباط ترتیبی
  • در طول زمان
  • بر مبنای برنامه ریزی

ممکن است عوامل تاثیرگذار زیادی بر روی ایجاد داستان های ما وجود داشته باشند. این عوامل بر روی نحوه تفسیر ما از اتفاقات یا تعاملات و همچنین معنایی که از آنها دریافت می کنیم، تاثیرگذار هستند. برخی از این عوامل عبارتند از:

  • سن
  • وضعیت اجتماعی – اقتصادی
  • نژاد
  • مذهب
  • جنسیت
  • هویت جنسی

همزمان با اینکه ما در رابطه با این فاکتورها فکر می کنیم، احتمالا ما یک سری عقایدی را در رابطه با آنها و معنای آنها برای خودمان یا تاثیر آنها بر روی ما در دنیا، در نظر می گیریم.

عقاید ما در رابطه با این موارد، بر روی دیدگاه ما نسبت به خودمان و داستانی که در مورد یک تجربه یا ارتباط بیان می کنیم، تاثیر می گذارد.

ما در هر لحظه داستانهای مختلفی داریم، همانند داستان های ما در مورد روابط خودمان، زندگی های حرفه ای خودمان، نقاط ضعف خودمان، نقاط قوت خودمان، اهداف خودمان و سایر موارد.

داستان درمانی بر روی بررسی این داستانها تاکید می کند، چرا که آنها می توانند تاثیر قابل توجهی بر روی تصمیم گیری و رفتار ما داشته باشند.

خودانگاره چیست و به چه نحوی تشکیل می شود؟

داستان اصلی ما

هر چند که ما می توانیم داستانهای مختلفی را در یک زمان خاص داشته باشیم، ولی در اغلب موارد یک داستانی وجود دارد که پراهمیت تر از سایر داستانها است.

زمانی که داستان اصلی ما منجر به ایجاد اختلالاتی برای دستیابی به بهترین زندگی ممکن می شود یا تلاش ما را برای رشد و تغییر بی فایده می کند، به یک مشکل تبدیل خواهد شد.

در اکثر مواقع، افراد در زمانی به مشاوره مراجعه می کنند که یک داستان اصلی مشکل زایی داشته باشند که منجر به ایجاد ناراحتی عاطفی برای آنها شود.

درمانگران داستانی بر روی درمانجوها کار می کنند تا داستانهای جدیدی را در مورد خودشان، زندگی خودشان و روابط خودشان پیدا کنند.

زمانی که یک داستان اصلی مشکل زا می شود، بر روی تعاملات ما با سایر افراد، تصمیم گیری ما و الگوهای رفتاری ما تاثیرگذار خواهد بود.


[1] Michael White and David Epston


توصیفات ضعیف

یک داستان مشکل زای اصلی که ما داریم، می تواند از یک تشخیصی ایجاد شود که از طریق دیگران بر روی ما صورت می گیرد.

به خصوص از طرف افرادی که در گذشته، یک موقعیت برتر یا تاثیرگذار بر روی ما داشته اند، همانند والدین یا مراقبان.

برای مثال، در صورتیکه ما در دوره جوانی به نحوی برخورد داشته باشیم که در حال حاضر ما را به عنوان یک فرد تنبل بشناسند.

ممکن است که ما خودمان را به عنوان یک فرد تنبل در نظر بگیریم و این برچسب را در داستان خودمان و تجارب خودمان مورد استفاده قرار دهیم.

بعد از آن، ویژگی تنبل بودن رشد پیدا می کند و به یک بخش از داستان اصلی ما تبدیل می شود، و در آینده بر روی دیدگاه ما نسبت به خودمان و رفتار و ارتباط ما با سایر افراد تاثیر می گذارد.

در داستان درمانی، این تشخیص های خاص به عنوان توصیفات ضعیف در نظر گرفته می شوند.

در صورتی که این موارد به زندگی ما انتقال پیدا کنند، می توانند به یک نتیجه گیری ضعیف منجر شوند.

در واقع به این منظور از عبارت “ضعیف” استفاده می شود تا بیان شود که این توصیفات و نتیجه گیری های خاص آن، شرایط بیرونی ما را که بر روی تصمیم گیری و رفتار ما تاثیرگذار هستند را کمتر مورد توجه قرار می دهند.

زمانی که چنین موردی به عنوان مورد قطعی در نظر گرفته شود، به راحتی می توان نحوه رشد آن در طول زمان و تبدیل شدن آن به یک مشکل را تجسم کرد.

سردرگم کردن خودمان با مشکلات خودمان

در صورتی که ما در هنگام رشد خودمان به یک صورت خاص از طریق خانواده مورد قضاوت قرار بگیریم.

همانند مثال بالا به عنوان یک فرد تنبل در نظر گرفته شویم، خارج شدن از این شرایط و از بین بردن این برچسب از داستان خودمان به سختی امکانپذیر خواهد شد.

نه تنها ما در طول زمانهای مختلف از این شرایط خارج نمی شویم، بلکه اتفاقات صورت گرفته بر روی ما باعث می شوند که ما همچنان به عنوان یک فرد تنبل در نظر گرفته شویم یا خودمان چنین احساسی داشته باشیم .

در نهایت در داستان اصلی خودمان به عنوان یک فرد تنبل باشیم.

این داستان منجر به ایجاد مشکلاتی می شود و همچنین در هنگام تصمیم گیری برای ارائه خود واقعی مان و ارزش خودمان، موانعی را برای تصمیم گیری مناسب ایجاد می کند.

جدا کردن خودمان از این مشکل، به مرور زمان سخت تر می شود. در حقیقت، این تفکر در ما ایجاد می شود که ما خودمان یک مشکل هستیم.

متاسفانه این توصیف بیشتر بر روی نقاط ضعف و حوزه هایی متمرکز می شود که ممکن است در آن حوزه ها شرایط مناسبی نداشته باشیم.

در زمانی که ما تلاش می کنیم تصمیماتی بگیریم که داستان اصلی ما را با چالش مواجه می کند.

این امکان وجود دارد که سایر افراد یا حتی خودمان نسبت به تلاشهای خودمان بی توجه باشیم، چرا که این مورد به عنوان یک استثناء در نظر گرفته می شود و به عنوان یک اصل و قاعده نمی باشد.

به دلیل اینکه رفتارهای “غیرتنبل” با داستان اصلی ما تطبیق ندارند، می توانند به سطح حداقلی برسند و یا اینکه مورد بی توجهی قرار گرفته شوند.

به عبارت دیگر، حتی ممکن است که خودمان برای تصمیم گیری مناسب یا داشتن رفتار مثبت، نسبت به خودمان اعتماد نداشته باشیم.

چرا که این مورد با داستانی که برای خودمان در مورد خودمان و توانایی هایمان تعریف کرده ایم، مطابقت ندارد.

داستان درمانی به چه نحوی کمک می کند

داستان درمانی بر روی داستانها، به خصوص داستانهای اصلی که مشکل زا هستند و منجر به ایجاد مشکلاتی برای دستیابی به زندگی ایده آل می شوند، متمرکز است.

یک درمانگر داستانی آموزش دیده بر روی افراد کار می کند تا داستانهای آنها را کشف کند و به اطلاعاتی دست پیدا کند که به برای مقابله با داستانهای مشکل زا، از افراد درمانجو حمایت می کند.

ما از طریق داستان درمانی می توانیم داستانهای جایگزین و پیشنهادی خودمان را مطرح کنیم که یک فرصتی را برای به چالش کشیدن تشخیص ایجاد می کنند و اطلاعاتی که ما در مورد خودمان داریم را کشف می کنند.

کشف کردن به این روش به ما کمک می کند تا دیدگاه خودمان را نسبت به خودمان گسترش بدهیم، عقاید قبلی و نامناسب را به چالش بکشیم .

یک دیدگاه باز و پذیرایی نسبت به روش های جدید زندگی داشته باشیم که داستان دقیقتر و مناسبی را منعکس می کنند.

در طول داستان درمانی، بیشتر بر روی جداسازی فرد از مشکلاتش تاکید می شود. با انجام دادن این کار، فرد به این شناخت دست پیدا می کند که قادر به انجام دادن یک مورد جدید می باشد.

معانی قدیمی و نامناسبی که در طول زمان در داستانهای ما شکل می گیرند، می توانند به چالش کشیده شوند.

همزمان با اینکه افراد دیدگاهشان را نسبت به خودشان گسترش می دهند و اطلاعات جدیدی را کشف می کنند، یک تغییر مناسبی در تفکرات، احساسات و رفتارهای این افراد ایجاد می شود.

در زمانیکه مابین افراد و مشکلات آنها یک فاصله ای ایجاد شود، آنها بهتر می توانند مواردی را که لیاقتش را دارند و مواردی که سزاوار آن نیستند را ارزیابی و انتخاب کنند.

هدف از داستان درمانی تغییر دادن یک فرد نمی باشد، بلکه هدف از آن اجازه دادن به آنها برای تبدیل شدن به یک کارشناس و متخصص در امور زندگی شان می باشد.


تمرین های مربوط به داستان درمانی

تکنیک ها و تمرینان زیادی وجود دارند که در طول داستان درمانی مورد استفاده قرار داده می شوند تا افراد درمانجو بهبود پیدا کنند و داستان مشکل زای خودشان را اصلاح کنند.

برخی از رایج ترین تکنیک های مورد استفاده عبارتند از:

ترکیب کردن داستان ما

یکی از تکنیک هایی اصلی که در داستان درمانی به درمانجو کمک می کند، عبارت از ترکیب کردن داستانشان می باشد.

ما با انجام دادن این کار می توانیم تشخیص خودمان را تعیین کنیم و اتفاقاتی صورت گرفته در زندگی خودمان و معانی که ما برای این تجربیات – و بعد از آن بر روی خودمان – در طول زمان در نظر گرفته ایم را مشخص کنیم.

ممکن است که برخی از افراد نسبت به داستان خاص خودشان که در زندگی شان وجود داشته است، مطلع نباشند.

ولی نسبت به این موضوع مطلع باشند که یک چیزی مانع از زندگی مناسب و صورت دادن انتخاب های مناسب می شود.

همزمان با ترکیب کردن داستان آنها، افراد به یک مشاهده کننده داستان خودشان تبدیل می شوند .

همراه با یک درمانگر داستان خودشان را بررسی می کنند و تلاش می کنند تا داستان اصلی و مشکل زای خودشان را مشخص کنند.

خارجی کردن

در حالی که ما از تشخیص خودمان برای ترکیب کردن داستانمان استفاده می کنیم، ما به یک مشاهده کننده خودمان تبدیل می شویم.

ما از این تمرین برای ایجاد فاصله مابین خودمان و مشکلاتمان استفاده می کنیم که خارجی کردن[1] نامیده می شود.

زمانی که ما این فاصله را مابین خودمان و مشکلاتمان ایجادمی کنیم، به جای در نظر گرفتن خودمان به عنوان مشکل اصلی، به صورت بهتری می توانیم بر روی تغییرات  ناخواسته صورت گرفته در رفتار خودمان تمرکز کنیم.

همزمان با اینکه ما خارجی کردن را تمرین می کنیم، این شانس را بدست می آوریم که خودمان را به عنوان یک فرد توانمند برای ایجاد تغییر در نظر بگیریم و احساس کنیم که توانایی مناسبی برای بهبود یافتن داریم.

تفسیر کردن

تفسیر کردن به منظور کمک به افراد برای به دست آوردن یک دیدگاه مشخص نسبت به داستانشان مورد استفاده قرار گرفته می شود.

در برخی از زمان ها داستان اصلی ما به عنوان یک مورد بزرگ و مضمحل کننده در نظر گرفته می شود، به نحوی که هیچ وقت نمی توانیم از آن شرایط خارج شویم.

در زمانی که یک داستان مشکل زا در زندگی ما برای یک دوره طولانی مدت وجود داشته باشد، ما باید از اظهار نظرهای عمومی شده استفاده کنیم و نسبت به داستانهای خودمان دچار سردرگمی شویم.

یک درمانگر داستانی بر روی ما کار خواهد کرد تا داستان ما را به بخش های کوچک تر تقسیم کند، داستان خودمان را مشخص کنیم و همچنین کمک کند که این کار قابل دستیابی و عملی باشد.


[1] Externalization

نتایج منحصر به فرد

زمانی که داستان ما به عنوان یک مورد محسوسی در نظر گرفته شود که هیچ وقت دچار تغییر نمی شود، هر نوع ایده در مورد داستانهای جایگزین بی تاثیر خواهد بود.

ما می توانیم در داستان خودمان یک وضعیت ثابت و غیرقابل تغییری داشته باشیم و اجازه بدهیم که این داستان بر روی بخش های مختلف زندگی ما تاثیر بگذارد و تصمیم گیری، تجارب و روابط ما را تحت  تاثیر قرار بدهد.

یک درمانگر داستانی نه تنها به ما کمک می کند که با مشکلات خودمان مقابله کنیم، بلکه همچنین به ما کمک می کند که داستانهای پیشنهادی و جایگزین را هم در نظر بگیریم.

این درمانگران می توانند به ما کمک کنند تا اطلاعاتی را که برای یک دوره طولانی به همراه خودمان داریم را کشف کنیم.

ولی هیچ وقت این اجازه را ندارند که این اطلاعات را ارزش گذاری کنند و قضاوت داشته باشند.

این اطلاعات می توانند به ما کمک کنند تا یک داستان جدید و مناسبی را  در مورد فردی که هستیم، مواردی که می خواهیم و شخصی که می خواهیم به آن تبدیل شویم، ایجاد کنیم.

پیدا کردن یک درمانگر داستانی

داستان درمانی یک رهیافت منحصر به فرد و تخصصی در مورد مشاوره می باشد.

یک سری فرصت هایی برای درمانگران وجود دارد تا در مورد داستان درمانی و نحوه استفاده از این رهیافت بر روی درمانجو ها، آموزش لازم را ببینند.

درمانگران داستانی آموزش دیده در سرتاسر جهان قرار دارند و می توانند از طریق منابع آنلاین، همانند مرکز دالویچ[1] ، که توسط وایت و اپستون و به عنوان موسسان داستان درمانی ایجاد شده است، قابل دستیابی باشند.

همچنین به منظور پیدا کردن یک درمانگر داستان درمانی در نزدیکی محل سکونت خودتان، شما می توانید از سایت هایی همانند روانشناسی امروزی[2]  استفاده کنید که به شما اجازه می دهد درمانگران موجود در منطقه خودتان را پیدا کنید .

همچنین شما را درمورد روش مشاوره ای مورد استفاده توسط این افراد هم راهنمایی می کنند.

این مورد به شما کمک خواهد کرد تا درمانگران داستانی آموزش دیده در منطقه خودتان را به صورت تخصصی و بر اساس نیاز خاصی که دارید، پیدا کنید.

یک زمان مناسبی را صرف تحقیق در مورد گزینه ها اختصاص کنید و در صورتی که نسبت به داستان درمانی و نحوه استفاده از آن توسط درمانجوها سوالاتی داشته باشید، سوالات خودتان را حتما مطرح کنید و از مطرح کردن آن نترسید.

بیشتر درمانگران از فرصت ایجاد شده برای به اشتراک گذاری روش تخصصی مشاوره خودشان و نحوه مفید بودن آن استقبال می کنند.

توصیه ای برای داشتن یک زندگی بهتر

به منظور شناخت این موضوع که ما از داستانهای خودمان برای سازماندهی و معنادار کردن دنیا و تجربیات خودمان استفاده می کنیم.

نکته مهمی که باید به یاد داشته باشیم عبارت از قدرت کلمات استفاده شده و نحوه تاثیر آن بر روی تصمیم گیری و رفتار ما می باشد.

داستان درمانی نه تنها به افراد اجازه می دهد که تشخیص خودشان را مشخص کنند.

بلکه همچنین از تشخیص آنها برای کمک به آنها برای تبدیل شدن به یک متخصص در زندگی خودشان و داشتن یک زندگی که اهداف و ارزشهایشان را منعکس  می کند، استفاده کنند.

ما نسبت به آن چیزی که فکر می کنیم، توانایی بیشتری برای رشد و تغییر داریم، به خصوص در زمانی که تشخیص ما و داستان ما متعلق به خود ما باشد.

همانطور که دوید اپستون، به عنوان یکی از موسسان داستان درمانی، بیان کرده است “مشکل، مشکل است. فرد مشکل نیست.”

نویسنده: جودی کلارک[3]-مترجم : کودک و نوجوان

آخرین به روز رسانی: 11 سپتامبر 2018


[1] The Dulwich Centre

[2] Psychology Today

[3] Jodi Clarke, MA, LPC/MHSP