روانشناسی کودک ۱۰ سالگی

آنچه باید در مورد فرزند ۱۰ ساله خود بدانید:
فرزند شما هم اکنون، رسما در دهه دوم زندگی به سر می برد و در حالی که دیگر نیاز زیادی به شما ندارد تا هر لحظه دستش را بگیرید، همچنان نقش شما در کمک به او برای عبور از مسیر رشد و رسیدن به بزرگسالی بسیار ارزشمند است.
در این سن مهارت های فیزیکی او به خوبی رشد یافته و ممکن است او به فعالیت هایی که نیازمند هماهنگی، تعادل، استقامت و سرعت است، علاقه مند باشد. ورزش کردن به صورت فعالیت های ترکیبی هوازی، استفامتی و عضله سازی، حداقل سه بار در هفته ضروری است. بهبود مهارت های ظریف حرکتی شخص در کار های هنری و دست خطش به شکل بهتری نمود پیدا می کند.
از نظر شناختی؛ او به سمت خواندن کتاب های طولانی تر کشیده می شود و ممکن است خودش داستان بنویسد. هر چه رابطه علت و معلول بیشتر مورد توجه قرار بگیرد، مهارت های ارتباط شفاهی فرد بهتر تکامل می یابد و این امر موجب توانمندی او در انجام مباحث منطقی می شود و او می تواند مکالمات طولانی تری با بزرگسالان و سایر بچه ها داسته باشد. در علوم ریاضی، در جمع وتفریق مهارت لازم را دارد و ممکن است از عهده ضرب و تقسیم و کسر برآید (اگر تا کنون نمی توانسته). در مدرسه ازنظر تحصیلی چالش هایی برای فرد به وجود می آید وانجام تکالیف منظم به او یاد می دهد چگونه به طور مستقل عمل کند و در مهارت حل مساله ورزیده می شود. در خانه، می تواند انجام کارهای پیچیده تری مثل شستن لباس و آشپزی را به عهده بگیرد.
هیجانات کودک ۱۰ ساله
از لحاظ هیجانی، فرد ممکن است اماده زور آزمایی با خشم ناگهانی باشد و و این تنها موقعیتی است که شاید باعث گریه کردن او شود. این اتفاق ممکن است به علت تلفیق دلایل مختالفی باشد، مثل تغییرات هورمونی و تلاش او برای فهمیدن این مساله که او کیست و می خواهد چه کسی باشد. رابطه او با شما ممکن است به این علت که او می خواهد مستقل تر رشد کند، دچار تغییر شود بنابراین لازم است هردوی شما خود را با شرایط تطبیق دهید. ممکن است فرد با مسائل تازه ای در نحوه غذا خوردن و یا شکل ظاهری اش رو برو شود مخصوصا در زمان بلوغ، تاثیر تغییرات جسمی بچه هار ا در رده های مختلفی از هم متمایز می کند، به عنوان مثال دختر ها در این سن قوی تر هستند و وزن بیشتری دارند. ورزش، رژیم مناسب و کمک به ایجاد خودباوری موجب تشویق فرد برای پذیرش نگرش و سبک زندگی سالمی می شود.
رابطه اجتماعی در ۱۰ سالگی
دایره اجتماعی او تغییر کرده است، به این معنا که محبوب بودن در جمع برای او اهمیت دارد و یا ممکن است تنها یک دوست صمیمی داشته باشد. او می تواند هنوز وابسته به شما باشد چون عجیب نیست دراین سن کودک احساس صمیمیت بیشتری به مادرش داشته باشد. او یک خصیصه عاطفی مطلق و یک حس قوی به عدالت طلبی دارد که این احساس او را وادار میکند روی اینکه چه چیزی اشتباه است بیشتر از صحیح بودن چیزی متمرکز شود و نیز دانستن وجود موضوعات خاکستری و نه سیاه و سفید وی را وادار می کند که یک چهارچوب اخلاقی برای خود بسازد.
ارتباط با جنس مخالف در ۱۰ سالگی
جنس مخالف برای شخص بسیار جذاب است و پسرها برای دختر ها خودنمایی می کنند در حالیکه ممکن است به کارشان اعتراف نکنند. ممکن است پسرها احساس عشق زودگذر به جنس مخالف داشته باشند. کودک درحال مستقل تر شدن است ولی نه به آن معنا که در ذهنش است. حمایت کامل و تشویق از جانب شما راه را برای کمک به او هموار می کند مخصوصا زمانیکه با تغییراتی اساسی مثل عوض شدن مدرسه رو به رو می شود.
بهتر است بیشتر در مورد سکس نوجوان بدانید.
راه های دیگری برای حمایت ازفرزندتان وجود دارد. تشویق به داشتن روابط باز، صحبت در مورد مشکلات، صداقت و فرصت دادن به شرکت در تصمیم گیری ها به او اعتماد به نفس و دانش کافی جهت رو به رو شدن با چالش ها را می دهد و به این شکل نسبت به شما اعتماد بیشتری پیدا می کند. بایداو را به انجام برخی کارها وادارید و مدیریت مالی صحیح را به او آموزش دهید تا باعث رشد و ایجاد احساس مسئولیت پذیری در فرزندتان شوید.
ایمنی در روانشناسی کودک ۱۰ ساله
مسائل ایمنی مربوط به این سن تغییر کرده است و مهم است به او آموزش دهید خطر را بشناسد و برای محافظت ازخودش چه در دنیای مجازی و چه دنیای واقعی چه کاری انجام بدهد. می توانید با تشویق او به انجام تکالیفش و در نظر گرفتن مکانی مناسب برای کار کردن و گفتگو با معلم درباره مسائل مختلف شرایط لازم برای تحصیل او را فراهم کنید. حمایت، پاداش دادن برای تلاش ها و دست آورد هایش و ابراز احساس به او کمک می کند نسبت به خودش احساس امنیت و اعتماد داشته باشد. فرزند شما نشانه های قویتری از شخصیتی که در بزرگسالی خواهد داشت بروز میدهد و کمک شما او را قادر می کند تبدیل به مرد یا زنی شود که هم شما و مخصوصا خودش به او افتخار می کند.
برای مطالعه بیشتر:
منبع:سامانه پرسش و پاسخ مشاور




















سلام مهسا،
به نظرم بزرگ کردن مسئله و تنبیه زیاد از حد برای بچهای که هیچ آگاهی از این موضوعات نداره بدترین کار ممکنه و تازه باعث میشه که بیشتر تمایل پیدا کنه به ادامه این کار.
چیز عادی هست که بالاخره هر کدوم باهاش آشنا میشیم. پس به جای این کار بهتره یه سری چیزا رو براش توضیح بدید و بگین چرا دیدن این فقلما کار درستی نیست و خیلی عادی برخورد کنید
سلام، دختر بنده ۱۰ سالست و همش فکر میکنه زشته و درسته که میگن همه مادرا بچه هاشونو خوشگل میبینن اما واقعا دخترم هیچ ایراد اساسی در ظاهرش نداره.
مدام خودش و تو آینه میبینه، نرمافزار آرایشی نصب کرده هی تو اون آرایش های مختلف انتخاب میکنه رو صورتش میاره گیر داده به مژه هاش میگه کوتاهه به رنگ پوستش گیر میده میگه تیرست پوستم جوش داره خال بالای ابروم خیلی زشته،موهام وزه و…
تو اینترنت تحقیق کردم میگن یه بیماری هست به اسم خود زشت انگاری که میگن یه ایراداتی از خودشون میگیرن که بقیه نمیبینن اما دختر من چیز هایی که میگه درستن ولی خیلی جدیشون میگیره و مطمئنم که این بیماری رو نداره. همش بهش میگم به خدا خوشگلی ناشکری نکن. حالا الان یه کم باهاش حرف زدیم خیلی بهتر شده ولی هنوز یکم هست.
با سلام و ادب، پسر ده ساله ام جدیدا خیلی بیرون میره و وقتشو با دوستاش میگذرونه، خیلی هم بخام مانع اش بشم یواشکی میره و وقتی حواسم نیست، یروز دستشویی بودم آمدم دیدم نیست، از برادر کوچکترش پرسیدم گفت رفت پایین! و میدونم با بچه هایی وقت میگذرونه که از لحاظ رفتاری خوب نیستن، به باباش هم گفتم میگه نزار بره حق نداره، فقط تحکم داره که اینم میدونم خوب نیست… یه هفته ای بدلایلی باید خونه ی پدر میبود پیش مامان و بابام، باهاش تو روز با گوشی مامانم هم که معمولیه و اندروید و حرفه ای نیست ارتباط پیامکی میگرفتم که بدونه حواسم بهش هست، یروز تماس گرفتم مامانم گفت پسرت اینکارو کرده اصلا باورم نشد و قلب دردگرفتم، گفت با گوشی ام به پیامک زشت داده به یه شماره که بعدا فهمیدم شانسی گرفته! که من دخترتو…. میکنم و… دقیقا هم جاخالی گذاشته بود… من ک*رم رو میکنم داخل دخترت و… و غروبش صاحب خط زنگ میزنه و هرچی تو دهنش میاد به این بندگان خدا میگه… ینی شاخ در آوردم اونقدر تو خونه گریه کردم که خدایا چرا هرچی حساس تر هستی بدتر میشه و.. به باباش نگفتم ینی جرات نکردم بگم میترسم باز تنبیه ای مناسب کارش نکنه… قبل اینکه بزارمش خونه پدرم هم تو تنبیه بود (بخاطر اینکه بی اجازه میرفت بیرون) و باباش گفته بود تو اتاقت باش و فقط برای دستشویی و حمام میتونی بیرون بیایی، و من بااجازه خودم بردمش اونجا، برای همین میترسم بگم که هم بگه تو مقصری هم بگه چرا گذاشتی خونه بابات و… ولی قصد دارم بگم بهش کارشو کم کم که بتونه رو اعصابش مسلط باشه
سلام به شما دوست عزیز
قابل درک می باشد که در این سن روبرو شدن با این شرایط برای شما با فشار روحی زیاد و سردرگمی همراه هست اما بهتر است سعی کنید که از تنبیهات بدنی خوداری کنید و اینکه همسرتان تنبیه مثلا ماندن در اتاق را می کند مشکلی وجود ندارد اما بهتر است سعی کنید به او اجازه صحبت و بازگشت بدهید تا نتیجه گیری بهتری داشته باشید.
بهتر است در زمان مناسبی با او در مورد اطلاعاتان از این پیامک با او صحبت کنید و بدون سرزنش و توهین به او اجازه صحبت بدهید و از روبرو شدن با نیازها و صحبت های او نترسید و سعی کنید که برای بررسی مشکلات او به صورت حضوری نیز کودکتان را به روانشناس ارجاع بدهید تا بتوانیم با صحبت به او بررسی افکار و احساساتی که دارد به او کمک کنیم .
دقت کنید که در این سنین کودکان با اطلاعات جنسی از سمت همسالان مواجهه می شوند که با اغراق زیادی همراه می باشد و نیاز است که شما اطلاعات کودکتان را دریافت کنید تا بتوانید اطلاعات متناسب با سنش را در اختیار او قرار بدهید .
سعی کنید که با شناخت علایق او و تهیه شرایط کلاس و یا وسایل ایجاد محیط مناسبی کنید تا توجه او از این مسائل کاسته شود و به سمت علایقش بیشتر شود.
سلام و عرض ادب،من یک دختر ۱۰ ساله و یک دختر۶ ساله دارم،تو خونه ما از صبح تا آخر شب جنگ و دعواست،دختر بزرگترم خیلی بی احترامه نسبت به من،داد میزنه،خواهرش حرصشو در میاره و با هم سر موضوعات کوچک دعوا دارن،تو ساختمان آبرو برامون نمونده،خودمو میزنم نگاهم میکنه،بی تفاوت،باباش دیگه دعواش میکنه فحش و ناسزا میگه،اصلا مهم نیست براش،پشیمون میشه،ولی دوباره انجام میده،من و باباشون هم هر کاری براشون تونستیم میکنیم خرید هایی که دوست دارن و در قبال کارهای خوبشون انجام میدیم و به تفریح و مسافرت و بازی و کار دوستانه کنار هم خیلی اهمیت میدیم ولی به در بسته میرسیم،خیلی وقتها میخوام بزنم از خونه بیون ولی چنان جیغا و دادهایی میکشن و چنان درو میکوبن که از ترس آبروم میمونم تو خونه،نمیتونم تحمل کنم از خدا مرگمو میخوام،چقدر دوست داشتم با دخترهام کنارهم خوب و خوش و شاد باشیم،همه کارهم کردم ولی نشد،شبا که باباشون میاد وقتی میگم دیگه از کوره در میره و شروع به دعوا یا بامن میکنه که الان اومدم و خشته ام و….یا با بچه ها دعوا میکنه ،البته خیلی با بچه ها صحبت میکنیم ولی هیچ جوالی نمیگیریم،دختر بزرگترم مثل گسایی که عقل کمی دارن عمل میکنه،هر حرفی و میزنم یا رفتاری رو گوشزد میکنم اصلا اهمیت نمیده و کار خودش رو میکنه،در ضمن دخترم وسواسی هست ولی تو بعضی کارها هم کثیف،مناظر راهنماییتون هستم
سلام ب شما پریوش جان
قابل درک هست که این شرایط برای شما و دختر دیگرتان و همسرتان با فشار روحی زیادی همراه می باشد اما دقت کنید که در این مواقع تنبیه بدنی و یا رفتارهایی مشابه او داشتن مانند داد زدن و… می تواند تاییدد رفتارهای او باشد پس بهتر است در احترام به او بیان کنید که می دانید ناراحت یا عصبانی می باشد و بهتر است زمانی که ارام شد بیاید تا باهم صحبت کنید .
در مورد شرایط روحی او و رفتارهای وسواسی که بیان می کنید نیاز است که به صورت حضوری او را به روانشناس ارجاع بدهید تا با خود او صحبت کنیم تا زمانی که شرایط روحی او و افکار و احساساتی را که تجربه می کند را بررسی نکنیم نمی توانیم در این مورد نظری بیان کنیم.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۲۲۳۵۴۷۸۳
سلام من دخترم ده سالشه از بپگی کلا از خیلی چیزا میترسید روابط اجتماعی خوبی داشت زود دوست پیدا میکرد از سه سالگی تو تخت خودش جدا خوابیدن رو بهش آموزش دادم ولی هنوز همچنان به من وابسته است و اول خواب باید پیشش باشم یه پسر ۵ ساله دارم اون اصلا اینطور نیست دخترم از کلاس اول از همکلاسیاش داستان فیلم آنابل رو شنید و ترسید با وجود توضیحات زیادی که منو پدرش بهش دادیم و حس امنیتی که بهش دادیم ابن ماجرا همچنان ادامه دارد و تقریبا الان از همه چیز میترسه و بیشتر شبا با گریه مبخوابه و همش میگه منو درک کن منم کلی با صبوری به حرفاش گوش میکنم وقتی خالی میشه تشکر میکنه و میخوابه نمیدونم چکار کنم ممنون میشم راهنماییم کنید
سلام روزتون بخیر
پسر ده ساله ی ما تک فرزنده و خارج از کشور زندگی می کنیم . حساسیتی روی جنس مخالف نداشت تا زمانی که دوستان ایران حساسش کردند . متاسفانه یکی از دوستان که از بستگان می باشد و ۴سال از خودش بزرگتراست منزلشان مهمان بودیم از طرف پسرم به هم کلاسی دخترش پیغام داده است .
مادر دختر به ما پیغام داده و گفته که بررسی کنیم .
پسرم پسر خوبیه و رابطه ی خوبی با هم داریم .پس از مطلع شدن از اینکه ما میدونیم چه اتفاقی افتاده ؛ همش گریه کرد و عنوان که من اینکار رو نکردم و نمی دونم .
براش عنوان کردیم که طبیعیه تو این سن و …
پسرمان همه چیز رو به ما میگه حتی اگه ناراحت بشیم و این قانون خونه امان است .
لطفا بفرمایید چگونه با این قضیه برخورد بشود بهتر است ؟
سلام به شما آقا امید
فرزند شما هنوز وارد دوران نوجوانی نشده است به همین دلیل ممکن است معنایی که از اینگونه روابط در ذهن شما و یا این فرزند دوستان باشد برای او وجود نداشته باشد به همین دلیل بهتر است در کنار احترامی که برای او قائل هستید بدون سرزنش به او اجازه بدهید که در این مرود صحبت کند و اگر بیان می کند که او این کار را نکرده است بهتر است به او اعتماد کنید چون ممکن است حقیقت چیزی باشد که او بیان می کند در کنار اینکه اگر واکنش شدید از شما ببیند امکان پنهان کاری بیشتر می شود .
در مزان فعلی بهتر است از بازگشت مجدد به این موضوع خوداری کنید اگر شما با او صحبت کرده اید و صحبت های فرزندتان را نیز شنیده اید در کنار این موراد بهتر است او با همسالان خود ارتباط بیشتری داشته باشد تا افرادی که در شرایط رشدی متفاوت هستند .
سلام خواهر ۱۸ ساله ای دارم که فرزند آخره و همین باعث شده که ما هنوز بصورت کودک ۱۰ ساله با او رفتار کنیم . الان که برایش خواستگار اومده فهمیدیم که بزرگ شده ولی هنوز برخی رفتارهایش بچگانه است . لطفا راهنمایی کنید چطور کمکش کنیم خودش را بشناسد
سلام من یه برادر ۱۰ساله دارم وخودمم ۱۸سالمه امروز بهم گفت عاشق شده و ازم نظر و کمک خواست اما من نمیخوام جوری راهنماییشکنم که در اینده عشق رو مثل بچگیش بدونه و زمینهی بدی براش باشم،بخاطر همین دنبال یه کمک روانشناس هستم تا جوری باهاش حرف بزنم که براش خوب باشه قصد نه خاک توسرت زوده گفتن ندارم اما نمیخوام نصیحتم تشویق اشتباه جلوع کنه و ذهنش رو خراب کنه،بنظر شما چجوری راهنماییش کنم؟!
لطفا پاسخ سوال منو بدید ممنون
سلام سوال شما چندین روز پیش ارسال شده و در همین لینک پاسخ داده شده است به سوالات پایین تر مراجعه کنید
https://kodakonojavan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-10-%d8%b3%d8%a7%d9%84%da%af%db%8c/
سلام پسر ۱۱ سالم پرخاشگر و تند خو البته برای دیگران با من خیلی خوب و مودب چطور باید با ایشان رفتار کنم
سلام به شما دوست عزیز
در این مورد نیاز است که با خود فرزندتان صحبت کنیم تا بدانیم که او چه احساسات و افکاری را در ارتباط با دیگران تجربه می کند چون افکار و احساساتی که او دارد می تواند تاثیر زیادی بر روند رفتاری او داشته باشد و حتی علاقه و وابستگی به شما نیز می تواند یکی از عوامل واکنش نشان دادن باشد البته این تنها یک حدس هست و در این مورد بهتر با توجه به اینکه او وارد سن بلوغ می شود این رفتارها در همین زمان بررسی و برطرف شود و او راحل های حل مسئله بیشتری را اموزش ببیند تا بتواند احساسات خود را از مسیر بهتری به فرد مقابل بیان کند.
درمسیر می توانید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۲۲۳۵۴۲۸۲