تلفن تماس جهت رزرو یا کسب اطلاعات بیشتر : شعبه سعادت آباد ۲۲۳۵۴۲۸۲ - ۰۲۱ | شعبه قیطریه ۲۲۶۸۹۵۵۸ - ۰۲۱ | شعبه شریعتی ۸۸۴۲۲۴۹۵ - ۰۲۱

نویسنده: دکتر لیدا احدی

بازی درمانی در کودکان: تکنیک ها، سرگرمی ها و فعالیت ها
بازی درمانی در کودکان: تکنیک ها، سرگرمی ها و فعالیت ها

در این مقاله به معرفی بازی درمانی به عنوان یکی از روش های مهم و موثر در درمان کودکان در حیطه های مختلف می پردازیم. و در ادامه به شما نشان خواهیم داد که می توانید با بکار گیری برخی روش های ساده بازی درمانی را در خانه اجرا کنید.

 

بازی درمانی چیست؟

از دیرباز تاکنون بازی به عنوان یک ابزار درمانی جایگزین برای درمان نشانه های کودکان دارای مشکلاتی مانند اختلال نقص توجه، افسردگی بالینی و اختلالات اضطراب به کار برده شده است. روان شناسان و روانپزشکان کودک همواره اعتقاد داشته اند که بازی می تواند در (بیشتر…)

رشد جنسی در نوجوانی
رشد جنسی در نوجوانی

درباره سکس نوجوان و رشد جنسی در نوجوانی سوالاتی از جمله: خودارضایی، دیدن تصاویر جنسی و یا گفتارهای جنسی پرسیده می شود که می خواهیم به آن پاسخ دهیم. زمان مطالعه: 3 دقیقه

رشد جنسی در نوجوانی

تمایلات جنسی در انسان، بسیار پیچیده تر از نیروهای زیستی هستند که آغازگر فرآیند بلوغ جنسی  می باشند.

در همین راستا، رشد جنسی در نوجوانی نه تنها شامل رشد فیزیکی می باشد بلکه رشد شناختی، هیجانی، اجتماعی و اخلاقی را نیز دربر می گیرد.

رشد تمامی این جنبه ها با سرعت یکسان صورت نمی گیرد.

این مسئله برای نوجوانان می تواند چالش برانگیز باشد، با توجه به اینکه به دلیل فقدان بلوغ شناختی هیجانی قدرت تصمیم گیری ضعیف دارند و ممکن است عواقب وخیم و مادام العمر در پی داشته باشد.

بنابراین مهم است که مراقبین نوجوانان تمام جنبه های تمایلات جنسی را مورد بررسی قرار دهند (از جمله، فیزیکی، شناختی، اجتماعی و …).

بنابراین می توانند به آنها کمک کنند تا تصمیماتی خردمندانه و عاقلانه بگیرند.

دانستن این نکات به والدین کمک میکنند که دریابند چه زمانی باید به نوجوان کمک کنند و مداخله انجام دهند.

رشد جنسی در نوجوانی

رفتار در مورد سکس نوجوان

در این مقاله تکامل و رشد نرمال و میانگین انگیزه جنسی در نوجوانان شرح داده شده اند:

افکار جنسی آنها و سوالاتشان، احساسات جنسی و نگرانی ها، و رفتارهای و انتخاب های جنسی.

برخی نوجوانان در این سنین به دلیل برخی ارزش ها و عقاید ترجیح می دهند کاملا از مسائل جنسی فاصله بگیرند، با این وجود، آنها نیز افکار، احساسات و امیال مشابه با همسالان فعال خود را تجربه می کنند.

والدین باید هوشیار باشند که هر نوجوانی منحصر به فرد است.

کودکان ممکن است به نقاط رشدی در دوره های سنی متفاوت برسند و همچنان در بازه نرمال باشند.

اوایل نوجوانی: سن کنجکاوی و آزمایش

اوایل نوجوانی به دلیل ارتباط درونی بین رشد جنسی، شناختی و هیجانی دوره باارزشی در رشد جنسی نوجوان است.

نوجوان در این سن فاقد بلوغ بلوغ شناختی و هیجانی ای است که برای تصمیمات خردمندانه و سالم لازم است.

البته با در نظر گرفتن تمایلات جنسی او و توانایی مقابله ضعیف با پیامدهای فعالیت جنسی. این مسئله مخصوصا بیشتر ناامید کننده است.

زیرا نوجوانان امروزه از لحاظ جنسی بیشتر فعال هستند تا نسل های قبلی.

بر اساس یک همه پرسی توسط مرکز کنترل بیماری های آمریکا CDC که در سال 2010 منتشر شد:

46 درصد از دانش آموزان دبیرستان گزارش دادند که رابطه جنسی کامل داشته اند، در حالیکه در دهه 1940 این آمار در حدود ده درصد بود.

کنجکاوی نوجوان و رشد جنسی در نوجوانی

کنجکاوی نسبت به تصاویر حامل پیام های جنسی

در حدود 12 تا 13 سالگی نوجوانان یک علاقه کلی نسبت به موضوعات سکسی نشان می دهند.

این کجکاوی و علاقه خود را با مطالعه اطلاعات در مورد مسائل جنسی و تصاویر با مفهوم جنسی ارضا می کنند.

این ها ممکن است شامل :

  1. نقاشی ها در کتاب های آناتومی،
  2. عکس افراد برهنه،
  3. تصویر رفتار جنسی حیوانات
  4. موضوعات پورنوگرافی باشند.

نوجوانان این تصاویر را به راحتی در:

  • کتابخانه،
  • کتاب زیست شناسی خواهر برادرها،
  • مشاهده برنامه های تلویزیونی،
  • دیدن تصاویر مجلات بزرگسالان،
  • یا سرچ در اینترنت پیدا می کنند.

گاهی نیز این نیاز را از طریق دید زدن بقیه در حال حمام کردن یا لباس عوض کردن ارضا می کنند.

طبیعی است که نوجوانان سعی دارند با مخفی کردن این کارها از خجالت کشیدن در نتیجه برملا شدن آنها فرار کنند، و سعی در انکار یا مخفی کردن آنچه انجام می دهند دارند.

البته خوشبختانه در ایران به دلیل قوانین فیلترین موضوعات جنسی، نوجوان دسترسی کمتری به این فیلم و تصاویر دارد.

تجربه نعوظ و ترشحات واژینال

در طول اوایل نوجوانی پسران نوجوانان نعوظ متعددی را تجربه می کنند زیرا پاسخ نرمال بدن پسران به انگیختگی جنسی است.

نعوظ همچنین بدون هیچ دلیل واضح و اغلب خود بخودی صورت می گیرد.

همزمان که بدن پسرها در حال انطباق با تغییرات شیمیایی و هورمونی شروع شده در طول بلوغ می باشد.

به طور مشابه، دختران در می یابند که بدون هیچ دلیلی ترشحات واژینال دارند، حتی زمانی که خودارضایی انجام نمی دهند.

گاهی این ترشحات ناشی از انگیختگی جنسی هستند، اما افزایش ترشحات واژینال می تواند ناشی از تغییرات هورمونی در طول چرخه قاعدگی نیز باشد.

رشد جنسی در نوجوانی و سکس نوجوان

خودارضایی و رفتارهای جنسی در اوایل نوجوانی

از سن 13-14 سالگی، پسرها علاقه بیشتر به ارتباط جنسی دارند نسبت به دخترها، اما دختران نیز تا حدودی علاقه مند هستند.

پسران همچنین نعوظ بیشتری در این سنین دارند. طبیعی است که در این سن پسران در حین خودارضایی نعوظ و انگیختگی جنسی خود را آزمون کنند.

از آنجایی که لذت جنسی یک تجربه جدید است، پسران تمایل دارند به میزان بالایی خودارضایی انجام دهند.

هم چنین، از آنجایی که نشانه های انگیختگی در دختران به وضوح نعوظ در پسران نیست، دختران به اندازه پسرها خودارضایی انجام نمی دهند زیرا کمتر متوجه انگیختگی جنسی در خود می شوند.

رفتارهای جنسی سبب سکس نوجوان می شود؟

اگرچه رفتارهای جنسی در این سن معمولاً محدود به استمناء است.

هر دو دختر و پسر ممکن است شروع به آزمایش تحریک جنسی کنند، از طریق معاشقه، بغل کردن و ضربه زدن با بازیگوشی های مختلف به نوجوان دیگری که به آنها عاشقانه علاقه دارند.

هم چنین ممکن است شروع به بوسیدن یا دست زدن به اندام های یکدیگر کنند.

این کار ممکن است بین دو نوجوان در مکان خصوصی باشد یا در بافت یک گروه بزرگتر، مثل یک مهمانی یا پارتی با دیگر نوجوان ها.

نوجوانان در این سن شروع می کنند به آزمون صحبت کردن در مورد مسائل جنسی با همسالان خود.

ممکن است جوک های جنسی بگویند یا در مورد فیلم های جنسی که دیده اند صحبت کنند.

همچنین ممکن است به فعالیت های جنسی خود اشاره کنند تا ببینند که ایا مخاطب تمایل دارد این باره صحبت کند یا خیر.

رشد جنسی در نوجوانی و سکس نوجوان 33

نگرانی از قضاوت دیگران و بحران سکس نوجوان

علاوه بر همه اینها، نوجوان ها در مورد عقاید و قضاوت دیگران در مورد خود نگران می شوند.

بنابراین، بدین معنی خواهد بود که در مورد لخت شدن خود بیشتر باحیا می شوند، حتی با هم جنس های خود.

برای مثال، یک پدر و پسر ممکنه به صورت روتین از بازی بسکتبال بروند، و با خیال راحت کنار هم لباس عوض کنند.

اما ناگهان، پسر نسبت به این قضیه معذب می شود و می خواهد در اتاق دیگری لباس عوض کند، یا برای باشگاه نرفتن بهانه می آورد.

این افزایش حس شرم و حیا به دلیل حس ناایمنی فرد نسبت به بدن شبه بزرگسال جدید خود است، و هم چنین به دلیل ترس نوجوان از قضاوت دیگران.

خانواده باید این نیاز شدید به فضای شخصی را بشناسند و به آن احترام بگذارند.

مقالات مرتبط

مقالات تربیتی نوجوان

سوالات خود در مورد سکس نوجوان را مطرح کنید.

بازی های جنسی و دکتر بازی در کودکان
بازی های جنسی و دکتر بازی در کودکان

بازی های جنسی دوران کودکی شامل دکتر بازی و پرستار بازی و آمپول بازی – مطالعه 3 دقیقه. همراه فایل صوتی روانشناسی رایگان

بازی های جنسی دوران کودکی

یکی از بازیهایی که کودکان به صورت فردی وجمعی که ظاهرا مخفیانه ومحرمانه اقدام به آن می کنند بازیهایی است که کودکان آلت جنسی و بدن خود یا دوستشان را دستکاری می کنند.

یا بازی را طوری ترتیب می دهند که در آن ها حس کنجکاوی خود را با نگاه کردن به بدن لخت دیگران و ترجیحا پدر و مادر و…ارضاء کنند با عنایت به عدم دانش کافی  والدین در برخورد با این رفتارکودکان،در این نوشته به توجیه مختصر این بازیها وبه طور خاص از دیدگاه روانکاوی فروید پرداخته می شود.

فروید سنین قبل از هفت سالگی را دوره پیش جنسی نامیده است.  (بیشتر…)

روانشناسی بلوغ دختر و پسر
روانشناسی بلوغ دختر و پسر

روانشناسی بلوغ دختر و پسر و مشاوره بلوغ دختر و بررسی  تغییرات روحی در دوران بلوغ و مشکلات دوران بلوغ پسران و دختران – مدت مطالعه 4 دقیقه

این مطلب به سوالات زیر پاسخ می دهد:

  • مشاوره بلوغ دختر و پسر
  • تغییرات روحی در دوران بلوغ
  • مشکلات دوران بلوغ پسران و دختران
  • روانشناسی دختر 11 ساله
  • بلوغ چیست
  • روانشناسی بلوغ دختر و پسر
  • چگونه با پسرم در مورد بلوغ صحبت کنم؟
  • چگونه با دخترم در مورد بلوغ صحبت کنم؟

 

ده نکته روانشناسی بلوغ دختر و پسر

اینکه فرزند 8 تا دوازده ساله به طور ناگهانی وارد اتاق شما شود و بخواهد رازی را با شما در میان بگذارد طبیعیست.

کودک شما در دوره پیش نوجوانی و پیش از بلوغ است و با فرد یکی دو سال پیش کاملا متفاوت است.

او از لحاظ فیزیکی، شناختی، هیجانی و اجتماعی تغییر کرده است.

استقلال جدیدی را پرورش می دهد و دوست دارد امتحان کند که تا چه حد می تواند قوانین والدین را کنار بزند.

چیزی که ممکن است نداند اینست که بیش از قبل به شما نیاز دارد.

زیرا یک ارتباط والد-نوجوان قوی می تواند سکویی باشد برای پرورش یک نوجوان کمتر آشفته و سالم تر.

اما این مسئله خیلی هم راحت نیست، در مقابل شما به عنوان والدین باید به حریم خصوصی فرزند خود احترام بگذارید.

در این مقاله برخی نظرات متخصصین در مورد ارتباط والدین اورده شده اند، که به شما کمک می کند در ارتباط با نوجوان کوچک خود موفق باشید.

تغییرات روحی در دوران بلوغ

  1. در مقابل استقلال فرزند خود احساس طرد نکنید.

این طبیعیه که بچه های این سنین از والدین خود فاصله بگیرند و هر روز بیشتر از قبل به سمت دوستان خود بروند، اما ممکن است والدین این دوری گزینی کودک را به حساب طرد کردن اون بگذارند.

اغلب والدین این فاصله گرفتن فرزند خود را شخصی می کنند و آن را به عنوان یک طرد ارادی یا لجبازی تفسیر می کنند.

اما والدین باید آگاه باشند که این رفتار به دلیل اینست که بچه ها نیاز به حریم خصوصی بیشتر دارند و هیچ لجبازی ای در میان نیست.

اما فشار و اصرار بیش از حد والدین می تواند باعث ایجاد تشنج در ارتباط و لجبازی واقعی بچه ها شود.

  1. زمان ویژه ای را برای فرزند خود در نظر بگیرید.

معمولا سر صحبت باز کردن با بچه هایی که نزدیک سن بلوغ هستند کار مشکلی است.

محققان توصیه می کنند که هفته ای یک روز حداقل یک فرصت مکالمه رو در رو بدون تقسیم توجه به امور دیگر (مثلا تماس تلفنی یا مکالمه با دیگر افراد منزل)، برای فرزند خود بگذارید.

با انجام این کار، نه تنها ارتباط خود را بهبود می بخشید، بلکه مهارت های بین فردی لازم که برای آینده حیاتی هستند را نیز آموزش می دهید.

در این مسئله، باید حواسمان باشد که ممکن است بچه ها این کار را در ابتدا پس بزنند، و ما نیز خشمگین شویم.

بهتر است صبور باشید تا نتیجه بگیرید.

چگونه با پسرم در مورد بلوغ صحبت کنم؟

  1. رویکرد غیر مستقیم را امتحان کنید.

زمانی که بچه ها کوچکتر بودند می توانستید سوال های مستقیم بپرسید، مثلا مدرسه چطور بود؟

امتحانت رو چه کار کردی؟

اکنون این رویکرد مستقیم با بمباران سوالات نه تنها جواب نمی دهد، بلکه گاها با واکنش های تند بچه ها روبرو می شوید.

اکنون باید روشی کاملا متفاوت را برگزینید.

به جای اینکه شما از او سوال کنید، آرام روی صندلی بشینید و فقط شنونده باشید، در این حالت احتمالا اطلاعات زیادی را دریافت خواهید کرد.

این روش به کودک این پیام را می دهد که حالا موقعیتیست که می تواند بیاید و صحبت کند، اجازه دارند که هر چیزی را که فکر یا احساس می کنند بگویند.

گاهی می توانید نصیحت یا کمکی را ارائه دهید.

اما سعی کنید بیش از حد وارد ماجرا نشوید و برای همه چیز راه حل ندهید.

گاهی نیز فقط لازم است که با او همدلی کنید و نشان دهید درک می کنید که بودن در چنین موقعیتی چقدر سخت است.

  1. بیش از حد قضاوت نکنید.

در این سن فرزند شما بیش از حد به قضاوت ها حساس هستند، و مدام چک می کنند که نظر شما در موقعیت ها چیست.

آنها به قضاوت شما در مورد بچه های دیگر اهمیت می دهند و آن را به عنوان یک نشانه در نظر می گیرند، مخصوصا اینکه فلان بچه به مشکل خورده، دختر دوستتان لباسش چطور است یا رفتار فلان پسر خوب است یا بد.

آنها بررسی می کنند که آیا شما پرخاشگر هستید، اهل قضاوت یا منتقد.

برای مثال شما می گویید:

“دختر داییش عکس های بدی در شبکه اینستاگرام گذاشته و اگر جای پدر و مادرش بودید او را تنبیه می کردید”

یا مثال هایی از این قبیل.

فرزند شما اینها را می شنود و نظرات شما در رفتارها و تصمیم گیری های آتی وی موثر خواهند بود.

روانشناسی بلوغ دختر و پسر 2

  1. آنچه را دوست دارند با آنها تماشا کنید

در سنین پیش از بلوغ، یکی از راه های ارتباط با کودک و بحث در مورد تابوها اینست که چیزهایی که دوست دارند را با آنها ببینید و با آنها بخندید و در مورد آن صحبت کنید.

لازم نیست در مورد ارزشها پافشاری زیادی کنید.

به عنوان والدین وظیفه ما نیست که به فرزندمان بگوییم رسانه چطور آنها را تحت تاثیر قرار می دهد، فرهنگ را تغییر می دهد، یا خط قرمزها را در هم می تند.

اما می توانیم گاهی اشاراتی داشته باشیم و این کار را به نرمی و گاها با شوخ طبعی انجام دهیم.

  1. از صحبت در مورد ارتباط جنسی و مواد مخدر نترسید.

واقعیت تاسف بار اینست که بچه ها در این سن حتی 9 یا ده سالگی شروع می کنند به آزمون کردن الکل.

رشد جنسی یکی از بزرگترین بخش های این دوران است و می بینیم که اختلالات خوردن برای اولین بار بروز پیدا می کنند.

پس این سالها برای ساختن یک شالوده قوی و ارائه اطلاعات رشدی مناسب کلیدی هستند.

نمی توان انکار کرد که آنها در گروه همسالان با این مسائل روبرو می شوند.

دوست دارید اطلاعات مناسب و لازم را به آنها بدهید، در عین حال نمی خواهید این اطلاعات بیش از حد باشند.

روانشناسی بلوغ دختر و پسر

  1. واکنش افراطی نشان ندهید.

متخصصان در مورد واکنش فراطی والدین و بزرگ کردن موضوعات هنگام مشکلات هشدار می دهند.

برای مثال:

دختر شما در حال گریه کردن است، چون به مهمانی دوستش دعوت نشده، در حال عکسی از آن را در اینستاگرام می بیند.

والدین می گویند:

نمی تونم باور کنم که تو دعوت نشدی، این وحشتناکه، من الان به مامانش زنگ می زنم.

این واکنش والدین وضعیت دراماتیک موجود را تشدید می کند، آتش اجاق را زیاد کرده و آنها را بیشتر غمگین می کند.

  1. نسبت به بلوغ دختر و پسر بی تفاوت نباشید.

در سر دیگر طیف، والدینی نباشید که همه چیز را نادیده می گیرند، یا کلا امور او را فراموش کرده و نگران نیستند.

پدر و مادر بی اهمیت برای مثال زمانی که فرزندشان به یک مهمانی دعوت می شوند در مورد افراد داخل مهمانی نگران نمی شوند.

یا اینکه نمی پرسند چه اتفاقی در آنجا می افتد.

معمولا امور مختلف را به دست آگاهی و شعور کودک نابالغ خود می سپارند.

بهتر است والدین دقت بیشتری به خرج دهند و به تصمیمات کودک اطمینان کامل نداشته باشند.

مشاوره بلوغ دختر و پسر

  1. دختران را به ورزش کردن تشویق کنید

از نظر روانشناسی بلوغ دختر و پسر تغییرات فیزیکی است که باید با ورزش و رفتار صحیح والدین مدیریت شود.

اعتماد به نفس دختران در سن نه سالگی به اوج می رسد ولی بعد از آن کم کم افت می کند.

اما مطالعات نشان داده اند دخترانی که ورزش می کنند اعتماد به نفس بیشتری دارند.

هم چنان، عملکرد آکادمیک بهتر و مشکلات تصویر بدن کمتر دارند.

دخترانی که اعتماد به نفس کمتری دارند معمولا به این دلیل است که مدام در میان دیگر دخترها یا با آنها مورد مقایسه قرار می گیرند.

در حالیکه در پسرها این مسئله کمتر مشاهده می شود.

 

  1. پسر خود را از لحاظ هیجانی تغذیه کنید

یکی از سخت ترین امور برای پسرها ناشی از پیام هایی هست که فرهنگ به آنها منتقل می کند از جمله اینکه ظرفیت عاشق شدن، دوستی های واقعی و ارتباطات ممکن است برای آنها مضر باشد.

فرهنگ و جامعه به آنها می گوید که عشق، غم و حساس بودن دخترانه بنابراین بد هستند.

کمترین کار اینه که والدین باید هر کاری در خانه انجام دهند تا پسران را تشویق کنند حساس تر و احساسی تر باشند.

اما در عین حال باید بدانند که این صفات ممکن است در مدرسه خوب پیش نروند.

تربیت درست والدین و تاثیر آن در پایان بلوغ

این مسئله در 15 تا 16 سالگی یعنی زمانی که به سمت جنس مخالف می رود و دوستانی از جنس مخالف خواهد داشت حتما به کارش خواهد آمد.

رسیدن به یک توازن در ارتباط با فرزند نزدیک بلوغ خیلی راحت نیست، این کار آزمون و خطا می طلبد.

نکته مهم اینست که:

  • ارتباط خود را با او نگه دارید،
  • اعتماد همراه با یک اتمسفر ایمن را برای او فراهم آورید،
  • تا بداند هر زمان که احساس ناامنی کرد جایی برای پناه بردن و احساس ایمنی در خانه برای او فراهم است
  • کسی او را قضاوت نمی کند.

مقالات مرتبط با روانشناسی بلوغ دختر و پسر

سوالات خود در زمینه روانشناسی بلوغ دختر و پسر را مطرح کنید.

روانشناسی کودک خردسال
روانشناسی کودک خردسال

روانشناسی کودک خردسال و نکات آموزشی و تربیتی پیش از دبستان – مدت زمان مطالعه 3 دقیقه

تکنیک های روانشناسی کودک خردسال و پیش از دبستان

چگونه کودکی شاد تربیت کنیم؟

چیزی که کودک را در سنین خردسالی و پیش دبستان شاد می کند ممکن است شما را متعجب سازد.

متخصصان کودک می گویند شادی آن چیزی نیست که به کودک خود عرضه می کنید، بلکه آنچیزیست که به انها هدیه می کنید.

براساس نظر آنان، کودکانی که بیش از حد به آنها رسیدگی می شود، چه با اسباب بازی بسیار چه با مراقبت از آنها در برابر اضطراب و مشکلات، با احتمال بیشتر تبدیل به بزرگسالانی می شوند که بی حوصله، بدبین و منفی باف هستند.

بهترین پیش بین های شادی و خوشبختی درونی هستند نه بیرونی.

بنابراین بهتر است کودک را مجهز به ابزارهای درونی کنیم که در طول زندگی به آنها تکیه کنند.

خبر خوب این است که حتما نباید یک متخصص باشید که آزادی و قدرت را به کودک منتقل کنید تا در تمام پستی ها و بلندی های زندگی از آن ها استفاده کند.

با صبر و انعطاف همه والدین می توانند امکان زندگی شاد و خوشبخت را فراهم کنند.

خواندن هیجانات کودک را بیاموزید.

زمانی که کودک شما نوزاد بود، راحت می توانستید متوجه شوید که شاد است یا ناراحت.

با آمدن شما لبخند بزرگی روی لبانش نقش می بست و زمانی که برایش صدا می آوردید و دالی بازی می کردید با صدای بلند می خندید.

از دو سالگی بزرگتر شده،  و هیجانهایش پیچیده تر شده اند. اما خوشبختانه، توانایی او برای کنترل آنها بیشتر شده است.

هم چنان، فهمیدن نشانه های ظاهری اینکه آیا او غمگین یا شاد است چندان دشوار نیستند.

یک کودک خردسال شاد:

  • لبخند می زند،
  • بازی می کند،
  • کنجکاوی نشان می دهد،
  • اجتماعی است
  • نیازمند تحریک مداوم نیست.

روانشناسی کودک خردسال خواندن هیجانات کودک را بیاموزید.

در مقابل نشانه های یک کودک ناشاد عبارتند از:

  1. گوشه گیری،
  2. سکوت،
  3. زیاد غذا نخوردن،
  4. عدم معاشرت خودبخودی با دیگران،
  5. بازی نکردن،
  6. سوال نپرسیدن،
  7. عدم لبخند یا خندیدن
  8. گفتار کم.

روانشناسی کودک خردسال خجالتی و درونگرا

اگر کودک شما ذاتا خجالتی و یا درونگراست که به طور طبیعی اهل معاشرت و خندیدن نیست،

به این معنا نیست که ناشاد است.

خجالتی بودن معادل غمگینی نیست، اما باید بیشتر کار کنید تا علائم هیجانی او را بخوانید.

اگر کودک شما پیش از این برون گرا و شادتر بوده و در حال حاضر تغییر بزرگی را نشان داده است بدین معنیست که مشکلی وجود دارد و باید به آن توجه کنید.

بسیاری از علائم هیجانی که کودکان استفاده می کنند برای والدین قابل شناسایی هستند مانند زمانی که کودک ترسیده و یا ناراحت است.

اما اکثرا تشخیص نمی دهند که کودک اضطراب را به صورت خشم و پرخاشگری ابراز می کند.

عصبانیت آنها در واقع همان ابراز تنش شدید است. مثلا کودک برادر خود را می زند و می گوید:

“ازت متنفرم”، یعنی انقدر مضطرب است که نمی تواند خشم و ناراحتی خود را واضح ابراز کند.

باید به روش های ابراز کودک توجه کنید ممکن است هر کودکی روش مخصوص به خود را داشته باشد.

روانشناسی کودک خردسال خجالتی و درونگرا

با کودک تفریح کنید.

اگر کودک به زمانی که بیشتر از همه شاد بوده فکر کند مسلما همان زمانیست که با شما گذرانده است، و همین کلید داشتن یک کودک شاد است.

بازی کردن شادی آفرین است، اما بازی همچنین نحوه رشد مهارت های فرزند شما برای شادی آینده است.

بازی بدون ساختار به کودک اجازه می دهد که آنچه را دوست دارد کشف کند، مانند:

  • ساخت شهر با خونه سازی،
  • آموزش شمارش با حیوانات اسباب بازی و غیره.

گاهی همچنان کودک نیاز به بازی ساختارمند دارد، حتی زمانی که بازی بدون ساختار را انجام می دهد:

در حالیکه برخی کودکان برون گرا هستند، برخی دوست دارند بازی های قاعده مند را انجام دهند.

 

کمک به کودک برای تسلط بر مهارت های جدید

از دیدگاه متخصصان، افراد شاد انهایی هستند که بر یک مهارت تسلط پیدا کرده اند.

برای مثال، زمانی که کودک شما تمرین می کند تا یک توپ را بدست بیاورد، از اشتباهاتش می آموزد، پشتکار و نظم را ارتقا می دهد، و در نهایت لذت پیروزی ناشی از تلاش را تجربه می کند.

او همچنین به دلیل قدرشناسی و تشویق از سوی دیگران تقویت می شود.

از همه مهم تر، او در می یابد که کمی روی زندگی خود کنترل دارد:

  1. اگر سعی کند کاری را انجام دهد،
  2. از پیدا کردن آن احساس رضایت می کند،
  3. با پشتکار می تواند آن را انجام دهد.

احساس کنترل از طریق تسلط، یک فاکتور مهم در تعیین شادی بزرگسالی است.

پرورش عادات سالم کودک

از نظر روانشناسی کودک خردسال:

میزان مناسب خواب، ورزش و رژیم سالم برای بهزیستی برای خردسال بسیار مهم است.

برای ورزش کردن حتما لازم نیست کودک عضو تیم خاصی باشد، همین که در جایی بدود یا بالا و پایین بپرد برای خلق کودک کافیست.

مکن است متوجه ارتباط بین خلق کودک با غذایی خاص شوید.

برخی والدین در می یابند در حالیکه قند ممکن است انرژی کودک را بالا ببرد کمبود آن نیز ممکن است منجر به افت ناگهانی انرژی شود.

آلرژی و حساسیت غذایی نیز نقش مهمی خلق و رفتار کودک دارند.

بگذارید کودک خودش کشف کند!

والدین تصور می کنند پرورش یک کودک شاد بدین معنیست که کودک را مدام در معرض فعالیت های مفرح قرار دهند و هرگز با فراز و نشیب زندگی روبرو نشود.

اما متخصصان معتقدند که این اشتباهیست که اغلب والدین عاشق و علاقه مند به کودک مرتکب آن می شوند.

به عنوان والدین مدام تلاش می کنید همواره همه چیز را در بهترین حالت نگه دارید، و مدام کودک را شاد کنید. اما دست نگه دارید!

بگذارید اگر با مشکلی مواجه شد خودش دست به کاری بزند، و آن را حل کند. کودکان باید یاد بگیرند که در برابر مقداری از استرس و ناراحتی مقاوم شوند.

به آنها اجازه دهید که خودشان با مسئله درگیر شوند و آن را بشناسند، زیرا این کار به انها چگونگی مقابله را می آموزد.

روانشناسی کودک خردسال بر چه چیزی تاکید دارد؟

روانشناسی کودک خردسال تاکید دارد که به کودک اجازه دهیم طیفی از تجارب را داشته باشند، حتی تجارب سخت، این مسئله به قدرت درونی و شاد بودن آنها کمک می کند.

چه کودک هفت ماهه ای باشد که سعی می کند سینه خیز برود چه کودک هفت ساله که با بلوک هایش کلنجار می رود تا برج بسازد.

بگذارید کودک چند بار امتحان کند و خراب کند و دوباره بسازد، تا در نهایت موفق شود.

یادگیری مواجهه با سختی های اجتناب ناپذیر زندگی برای شادی کودک شما در آینده حیاتی است.

در طول زمان، کودک می آموزد که مهم نیست چه می شود، راه حل را خواهد یافت.

این بدین معنا نیست که هنگام سختی، کودک نباید کمک بخواهد، اما نقش شما هدایت او به سمت راه حل است نه در اختیار گذاشتن راه حل.

اجازه دهید کودک گاهی غمگین یا عصبی باشد!

زمانی که کودک خردسال شما در یک پارتی گوشه ای می نشیند و ناراحت است، واکنش طبیعی شما اینست که بگویید:

تو هم باید مثل بقیه تفریح کنی و لذت ببری…. اما مهم است که گاهی به او اجازه دهید غمگین هم باشد.

برخی والدین همیشه نگران این هستند که کودک از طرد شدن رنج ببرد.

مثلا زمانی که کودک به تولد دوستش دعوت نشده، یا زمانی که برای انچه می خواهد گریه می کند.

اجازه دهید کودک گاهی غمگین یا عصبی باشد!

کودکان باید بدانند غمگین بودن هم چیزی نیست و قسمتی از زندگیست.

اگر سعی کنید کلا غم را مخفی کنید، این پیام را به کودک می دهید که غمگین بودن ناامید کننده است.

بگذارید کودکان احساساتش حتی غم را تجربه کند.

او را تشویق کنید احساسات خود را نامگذاری کند و آنها را به صورت کلامی بیان کند. سعی نکنید جای او مشکلاتش را حل کنید.

در عوض، به او گوش کنید، و گاهی به او پاسخ دهید.

به کودک خردسال خود گوش کنید

بهترین توصیه جهت اینکه بفهمید کودک شاد هست یا نه کاری بسیار ساده است:

به او گوش فرا دهید. یک مکالمه ازاد برای فهم خلق کودکتان ضروری است.

برای مثال به کودک بگویید:

“غمگین به نظر میای”.

“مشکلی برات پیش اومده”؟

چیزی اذیتت می کنه”؟

اگر کودک پاسخی نداد کمی او را تنها بگذارید و بعد دوباره اقدام کنید.

اگر مدتی احساس کردید که کودک مشکلی دارد و نمی توانید از آن سر در بیاورید، با مربی مهد یا والدین دوستانش صحبت کنید، شاید از طریق انها علت را بیابید.

کی باید به مشاور کودک مراجعه کرد؟

  • اگر نشانه های مداوم و شدید از غم،
  • ناراحتی،
  • اضطراب جدایی،
  • فرار از رفتن به مهد
  • مشکلات غذا خوردن
  • خوابیدن

را مشاهده کردید با متخصص کودک صحبت کنید و ارزیابی های لازم را انجام دهید.

روانشناسی کودک خردسال - کی باید به مشاور کودک مراجعه کرد؟

به کودک آموزش مراقبت از خود و فداکاری دهید.

محققین نشان داده اند که افرادی که در زندگی خود معنا دارند احساس غم و افسردگی کمتری را تجربه می کنند.

این مسئله برای کودکان نیز صدق می کند.

به کودک گاهی تکلیف بدهید. مثلا بگویید لباس ها را از ماشین لباسشویی دربیاورد یا ظرف های غذا را بیاورد.

این کارها به او نشان می دهد که نقشی را بر عهده دارد و به او حس قدرت و معنا می دهد.

کارهای خیریه و کمک به دیگران یکی از کارهای بزرگی است که یک خانواده می تواند انجام دهد.

الگوی مناسبی برای کودک باشید.

بر اساس نظر متخصصین، خلق و خو و منش شما به کودک منتقل می شود، این مسئله نه فقط از طریق ژنها بلکه با رفتار و شیوه مراقبت از کودک رخ می دهد.

چه خوب باشد یا بد، کودکان تحت تاثیر خلق و خوی والدین هستند.

حتی نوزادان نیز الگوی هیجانی والدین خود را تقلید می کنند، چیزی که مسیرهای عصبی خاص را فعال می کند.

زمانی که لبخند می زنید، کودک نیز به شما لبخند می زند و مغز برای لبخند زدن سیناپس های جدیدی را می سازد و یادگیری اتفاق می افتد.

زمانی که از فعالیتی لذت می برید کودک نیز با شما لذت میبرد و در مقابل اضطراب های شما نیز به او منتقل می شود.

خوش بینی ها و بدبینی های شما نیز به او منتقل می شوند، اگر شما نیمه پر لیوان را ببینید کودک نیز این دید را پیدا خواهد کرد.

اگر بارش باران برنامه بیرون رفتن بعد از ظهر را کنسل می کند، می توانید بگویید:

“الان به جاش شانس این رو داریم که توی خونه خاله بازی کنیم”.

به کودک بیاموزید برای آنچه دارد شاد باشد به جای آنکه غصه آنچه ندارد را بخورد.

اگر روی خلق و خو و ویژگی های روانی و شخصیتی خود بخوبی کار کنید، علاوه بر مفید بودن برای خود و خانواده، الگوهای خوبی نیز برای کودک خود خواهید بود.

مقالات مرتبط

مقالات مرتبط و پیشنهادی به شما

سوالات خود در مورد روانشناسی کودک خردسال را مطرح کنید.

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟
با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

کودک لجباز در سنی است که کودکان در بازه ی سنی 2 تا 9 سالگی بیش از سایر اوقات آن را بروز می دهند.

آن ها ممکن است بر سر غذا خوردن، خوابیدن، بازی کردن و هر چیز ریز و درشتی لجباز شوند و شما را به ستوه آورند.

سوال اصلی آن است که چگونه می توان لجبازی کودکان را کاهش داد؟

آیا لجبازی ویژگی همه ی کودکان در این دوره ی سنی است و یا عده ای از آن ها؟

پرا برخی ازکودکان لجبازند و برخی نیستند؟

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با مهم ترین دانستنی های کنترل لجبازی کودکان بیشتر آشنا کنیم.

به فرزندتان گیر ندهید.

گیردادنبی اندازه به کودکان می تواند یکی از مهم ترین دلایل تداوم لجبازی در آن ها باشد.

فرقی نمی کند که شما بزرگسال هستید یاکودک.

سعی در کنترل کردن و اعمال زور و اجبار، همواره باعث لجبازی خواهدشد.

آیا کودک از امر و نهی والدین آسیب می بیند؟

کودکانی که از جانب والدین با امر و نهی های زیادی مواجه می شوند، در معرض آسیب های زیادی از جمله موارد زیر قرار دارند:

  1. دروغگویی
  2. وسواس
  3. ضعف اراده
  4.  ترسو شدن
  5. ضعف اعتماد به نفس
  6. مخفی‌کاری
  7. بی محبت نسبت به والدین
  8. تنفر از محیط خانه
  9. گرایش زیاد به دوستان در نوجوانی
  10. بی اعتمادی به والدین

قوانین را مشخص کنید.

ممکن است برای تان این سال ایجاد شود که اگر دستور ندهم پس چه؟

چگونه می توان بدون مشخص کردن باید و نباید ها، رفتار کودک را کنترل کرد؟

همه ی آنچه لازم است بدانید ان است که بجای گیر دادن، قوانین را مشخص کنید.

به عنوان مثال ” اول باید اسباب بازی ها جمع شده باشند تا بعد از آن بتوانیم به پارک بریم. این یه قانونه”.

در چنین شرایطی فرزندتان خواهد آموخت که رعایت قوانین، تنها راه رسین به نتیجه است و با گریه، ناراحتی، جیغ کشیدن و یا بداخلاقی نمی تواند به خواسته هایش برسد.

به قوانین پای بند باشید.

قبل از مجبور کردن کودکان به رعایت قوانین بهتر است به این سوال پاسخ دهید که خودتان چقدر به قوانین پای بند هستید؟

کودک تان بیش از هر چیز به رفتارهای شما توجه می کند و شما می توانید بهترین الگو در آموزش قانون مندی باشید.

اقتدار را در برابر کودک لجباز فراموش نکنید.

اگر قرار است قانونی وضع کنید، همه ی جوانب آن را بسنجید.

لازم است قوانین به اندازه ی کافی واقعی و قابل انجام باشند و در اجرای آن ها مقتدر و جدی باشید.

به عنوان مثال مادری که جمع شدن اسباب بازی ها قبل از رفتن به پارکرا به عنوان قانون بیان می کند، اما با شروع گریه های کودک، خودش اسباب بازی را جمع می کند و تسلیم می شود، از اقتدار کافی در اجرای قانون برخوردار نیست.

با دلسوزی افراطی خداحافظی کنید.

اگرچه دلسوزی و مهربانی یکی از مهم ترین ویژگی های پدر و مادر موفق است اما افراط در آن می تواند کودکی لجباز، لوس، قانون شکن و وابسته را پرورش دهد.

درست است که حاضر نشدن کودک بر سر میز غذامی تواند منجر به گرسنه ماندنش شود اما به او کمک می کند تا قانون حضور بر میز غذا را بیاموزد.

بنابراین در چنین شرایطی، دلسوزی های افراطی را کنترل کنید و اجازه دهید تا فرزندتان با پیامدهای طبیعی رفتارهایش آشنا شود و دست به انتخاب بزند.

 

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (2)

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (2)

در موقعیت مناسب با فرزندتان صحبت کنید.

صحبت کردن در مورد قوانین نباید مداوم و در زمان های نامناسب باشد.

به عنوان مثال کودکی که در حال بازی وشیطنت یا تماشای فیلم است به صحبت های شما گوش نخواهد داد.

کودکان دامنه ی توجه کوتاه مدتی دارند و نمی توانند به صورت همزمان بر چند موضوع تمرکز کنند.

بنابراین زمانی را انتخاب کنید که شما و فرزندتان کاملا آماده ی گوش دادن هستید.

در این زمان قوانین را به صورت شفاف، روشن و کوتاه توضیح دهید و از تکرار دایمی آن ها در طول روز جدا اجتناب کنید.

رفتارهای مثبت کودک تان را تشویق کنید.

بهتر است بجای قرار دادن ذره بین بر لجبازی های کودک، نقاط مثبت رفتارهایش را بزرگ نمایی کنید.

به عنوان مثال:

بجای آنکه بگویید ” بازم که اتاقت کثیف و شلخته ست” بگویید ” پسرم امروز کیفش را سر جاش گذاشته”.

در چنین شرایطی فرزندتان متوجه خواهد شد که شما به رفتارهای خوبش توجه دارید و برای دریافت نوازش و تشویق، آن ها را بیشتر انجام می دهد.

به فرزندتان احترام بگذارید.

احترام همواره فاکتوری دوجانبه است.

نمی توانید انتظار داشته باشید فرزندتان به شما احترام بگذارد در حالی که شما به او بی احترامی کرده اید!

  1. با گوش دادن فعال به حرف های کودک،
  2. برقراری تماس چشمی،
  3. توجه به گفته‌های او بدون آنکه برای اتمام سخنانش بی‌صبری نشان دهید،
  4. کمک کردن به کودک در یافتن کلمات مناسب برای توضیح دادن
  5. به زبان آوردن هیجاناتش و قطع نکردن حرف های او
  6. هم‌چنین پرسیدن سوالاتی مانند:

“منظورت از این چیزی که گفتی چیست؟

”یا “راجع به این مسئله ….. چه فکر می‌کنی؟”

می توانید احترامی را که کودک به آن نیاز دارد را برآورده سازید.

استقلال کودک تان را به رسمیت بشناسید.

  • نکن،
  • دست نزن،
  • این به درد تو نمی خوره،
  • کنار وایستا
  • و غیره

کلماتی هستند که استقلال کودک را نادیده می گیرند و می توانند آغازگر چرخه ی لجبازی در او شوند.

در این حالت فرزندتان احساس می کند شما او را قبول ندارید و احساس خشم و غم، جایگزین دوست داشتن و تعلق خاطر می شود.

در حقیقت شما او را نادیده می گیرد و کودک تان نیز تلاش می کند تا از هر طریقی، توانایی و استقلال خود را نشان دهد.

بهتر است در هر موقعیت، وظیفه ای را متناسب با سن کودک به او واگذار کنید.

یک کودک سه ساله می تواند در چیدن میز شام کمک کند و یا فعالیت های مفیدی انجام دهد که بیانگر استقلال است.

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (3)

با کودک لجباز چگونه برخورد کنم؟ (3)

الگوی رفتاری خود به عنوان والدین را مورد بازنگری قرار دهید.

کودکان در اکثر موارد، تقلید کننده ی انچه می بینند هستند.

در صورتی که سبک غالب شما در ارتباط با همسرتان، لجبازی، گفت و گوی ناسالم و یا پرخاش باشد، کودک تان نیز به تکرار این آموخته ها می پردازد.

بنابراین در صورتی که رفتارهای لجبازی در کودک تان زیاد و غیر قابل کنترل است.

بهتر است ضمن توجه به سبک ارتباطی خود، از یک مشاور کودک متخصص در حیطه ی روابط خانوادگی کمک بگیرید تا به بهبود رابطه ی شما با همسر و فرزندتان و اصلاح چرخه ی لجبازی کمک کند.

نویسنده :روانشناسی کودک و نوجوان

مقالات مرتبط پیشنهادی با کودک لجباز

مقالات مرتبط

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله
روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله

راهنمای روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله شامل رشد زبانی، شناختی، هوش هیجانی، حرکتی و رفتاری کودک – زمان مطالعه 4 دقیقه.

کودک شما در حال بزرگ شدن است.

حواستان هست که کودک شما مستقل تر شده و اعتماد به نفس بیشتری دارد؟

اگر هم نه، نگران نباشید، کم کم خواهید دید.

نکات مهم تربیتی و روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله

اکثر کودکان در این سنین استقلال، خود کنترل گری و خلاقیت بیشتری را نشان می دهند.

از اینکه مدت زمان بیشتری را با اسباب بازی هایش بازی کند لذت می برد، مشتاق تجربه چیزهای جدید است، و هنگام خستگی هیجان هایش را بهتر می تواند ابراز کند.

اگرچه کودکان با سرعت مخصوص به خود رشد می کنند، اما اکثر کودکان نکات رشدی که در ادامه این مقاله خواهید خواند را تا قبل از شش سالگی نشان می دهند.

تربیتی و روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله-4 5years development stem-toys

رشد چهار تا پنج سالگی: نقاط عطف زبانی و شناختی

کودک کنجکاو شما بهتر از قبل می تواند یک مکالمه را اداره کند.

علاوه بر این، گنجینه لغات کودک همراه با رشد فرآیند تفکر وی در حال رشد و پیشرفت است.

نه تنها کودک می تواند سوال های ساده را به آسانی و با منطق پاسخ دهد، بلکه می تواند احساساتش را بهتر ابراز کند.

بیشتر کودکان در این سنین از آواز خواندن و ساختن کلمات لذت می برند. آنها پرانرژی، پر سر و صدا و گاهی باعث آزار و اذیت هستند.

نقاط عطف شناختی و زبانی دیگر که ممکن است کودک به آنها دست یابد عبارتند از:

  • به وضوح با جملات پیچیده تر صحبت می کند.
  • ده شی یا بیشتر را می شمرد.
  • حداقل چهار رنگ و شکل هندسی را به درستی می نامد.
  • برخی حروف را می شناسد و احتمالا می تواند اسمش را بنویسد.
  • مفهوم زمان و همچنین ترتیب فعالیت های روزمره را بهتر می فهمد، مثل صبحانه در صبح، نهار هنگام ظهر و شام خوردن در شبانگاه.
  • حوزه توجه وسیعتر دارد
  • دستورات دو یا سه قسمتی را دنبال می کند. برای مثال، کتابت رو بذار سر جاش، دندانت رو مسواک بزن، و بعدش برو اتاقت بخواب.
  • علامت های کلامی آشنا را می شناسد، مانند “stop یا توقف”
  • اگر آموزش ببیند شماره تلفن و آدرس خودش را می داند.

نقاط عطف حرکتی مرتبط با مهارتهای دست و انگشت

کودکان از طریق بازی کردن یاد می گیرند، و این همان کاریست که باید در این سنین انجام دهند.

در این سن کودک باید:

  • به راحتی بدود،
  • لی لی کند،
  • به توپ ضربه بزند و یا آن را پرت کند،
  • از بلندی بالا برود و بپرد.

دیگر نقاط عطف حرکتی و مهارت های دست و انگشت برای کودک چهار تا پنج ساله عبارتند از:

  • بیشتر از 9 ثانیه روی یک پا ایستادن
  • کله ملق زدن را انجام می دهد.
  • بدون کمک گرفتن از پله ها بالا و پایین می رود.
  • به راحتی جلو و عقب قدم بر می دارد.
  • می تواند یک سه چرخه را براند.
  • می تواند اشکالی مانند مثلث، دایره، مربع و دیگر اشکال را کپی کند.
  • می تواند یک آدم را با بدنش بکشد.
  • دسته ای از بلوک های خانه سازی را روی هم می چیند.
  • قاشق و چنگال استفاده می کند.
  • لباسش را می پوشد و درمی آورد، دندانش را مسواک می زند، و دیگر مراقبت های شخصی را خودش انجام می دهد.

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله

نقاط عطف رشد هیجانی و اجتماعی

کودک شما تازه متوجه می شود که در مرکز دنیا قرار ندارد و همه چیز معطوف به آنها نیست.

در این سن، کودکان شروع به فهمیدن احساسات دیگران می کنند.

کودک 4 یا 5 ساله شما بهتر می تواند اختلاف ها را درک کند و هیجان خود را کنترل کند.

نقاط عطف رشد هیجانی و اجتماعی که کودک 4- 5 ساله عبارتند از:

  • از بازی کردن با دیگر کودکان و وقت گذرانی با دوستانش لذت می برد.
  • اکثر اوقات با دیگران شریک می شود و نوبت را رعایت می کند، و قواعد بازی ها را می فهمد.
  • قوانین را می فهمد و گاها سرپیچی می کند، با این وجود، کودک گاها رفتارهای لجبازی و عدم همکاری را نشان خواهد داد.
  • مستقل تر می شود.
  • اکثر اوقات خشم را به صورت غیر کلامی ابراز می کند تا فیزیکی.

چه زمانی باید نگران بود؟

همه کودکان با سرعت خاص خود رشد می کنند.

اگر کودک شما به نقاط عطف مهم رشد خود در این سن نرسید نگران نباشید.

اما باید همواره تغییرات را زیر نظر داشته باشید و در مواقع لزوم اقدام لازم را انجام دهید.

اگر کودک یکی از تاخیرهای رشدی که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت را نشان داد، با متخصص کودک صحبت کنید.

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله در این راه به شما کمک می کند.

روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله language development 4-5 years

نشانه های احتمالی تاخیر رشدی در کودک چهار یا پنج ساله عبارتند از:

  • شدیدا ترسو، خجالتی یا پرخاشگر بودن
  • هنگام جدایی از والدین شدیدا مضطرب می شود.
  • به راحتی حواسش پرت می شود و نمی تواند بیشتر از 5 دقیقه روی یک تکلیف تمرکز کند.
  • نمی خواهد با دیگر کودکان بازی کند.
  • علائق محدودی دارد.
  • تماس چشمی برقرار نمی کند و یا با دیگران ارتباطی نمی گیرد.
  • نمی تواند نام کامل خود را بگوید.
  • به ندرت بازی های وانمودی دارد یا تخیل می کند
  • اغلب غمگین به نظر می رسد و طیف وسیعی از هیجانات را ابراز نمی کند.
  • نمی تواند یک برج را با تعداد زیادی بلوک بسازد.
  • نمی تواند مداد یا مداد شمعی را در دست بگیرد.
  • با خوابیدن، غذا خوردن و حمام رفتن مشکل دارد.
  • با دراوردن لباسش مشکل دارد، نمی تواند خودش مسواک بزند، یا دستهایش را بدون کمک بشوید و خشک کند.

هم چنین، اگر کودک در مقابل کارهایی که قبلا انجام می داده مقاومت می کند یا دیگر نمی تواند آنها را انجام دهد، با متخصص صحبت کنید.

این مسئله می تواند نشانه ای از اختلالات رشدی باشد. اگر کودک مقداری مشکلات رشدی دارد، درمانهایی برای غلبه و بهبود آنها در دسترس هستند.

مقالات مرتبط

سوالات خود در زمینه روانشناسی کودک 4 تا 5 ساله را از ما بپرسید.

تربیت کودک پیش دبستانی و پیش از 6 ساله
تربیت کودک پیش دبستانی و پیش از 6 ساله

هشت اشتباهی که والدین در مورد تربیت کودک پیش دبستانی مرتکب می شوند. مدت زمان مطالعه 4 دقیقه

گاهی به نظر می رسد کودک پیش دبستان شما قابلیت ذاتی و خوبی برای از کوره در رفتن شما دارد.

و این روز خوبی است. اما نترسید، شما تنها نیستید.

کودکان می خواهند استقلال خود را داشته باشند.

اما آنها توجه نزدیک و عشق مراقبین را هم خواهان هستند.

تربیت کودک پیش دبستانی پیش از 6 سالگی

بر اساس نظر متخصصین سنین خردسالی بخصوص سه تا پنج سالگی فعال ترین و در عین حال چالش برانگیزترین دوره برای فرزندپروری است.

در این مقاله، هشت اشتباه متداول والدین کودکان پیش دبستانی آورده شده است، و به دنبال آن راه حل هایی نیز برای اجتناب از آنها ارائه شده اند. (بیشتر…)

تربیت کودک دو ساله
تربیت کودک دو ساله

7 نکته برای تربیت کودک دو ساله و مقابله درست با رفتارهای نامناسب کودکان – زمان مطالعه 4 دقیقه

دو سال اول زندگی کودک لذت بخش اما سخت هستند.

با این وجود، به محض اینکه ویژگی های این دوره را بدانید به راحتی با آنها کنار خواهید آمد. کودک دو ساله شروع به تلاش برای کسب استقلال می کند و این مسئله راه انداز چالش هایی خواهد بود.

در این دوره بیش از هر زمان دیگری با شما مخالفت می کند، بنابراین الان زمانی است که باید راه‌هایی برای تشویق آنها به همکاری پیدا کنید و در عین حال به آنها اجازه دهید که نیاز به خودکفایی را در خود ارضاء کنند.

نحوه تربیت کودک دو ساله

در این مقاله هفت نکته علمی برای فرزندپروری کودک دو ساله آورده شده است.

1- رفتارهای نادرست را نادیده بگیرید.

کودکان دو ساله در مرحله پیش عملیاتی رشد شناختی هستند.

آنها دقیقا با تکرار مداوم یاد می گیرند. آنها به خصوص رفتارهایی را بیشتر تکرار می کنند که باعث یک رفتار ناگهانی و یا عکس العمل شدید می شوند.

اگر کلمه نادرستی را از شما یا همسرتان یا بچه های دیگر یاد گرفتند، آن را نادیده بگیرید، جوری وانمود کنید که انگار چیزی نشنیدین.

اگر مسئله را بزرگ جلوه دهید، این کار را دوباره و دوباره تکرار خواهد کرد.

زیرا کودکان از اینکه به آنها واکنش عجیب به یک کلمه آنها نشان دهید خوششان می آید.

بچه های دو ساله نمی توانند تصور نمی کنند که با گفتن یک کلمه ممکن است شما را ناراحت کنند، آنها تنها در مورد واکنش سریع شما فکر می کنند، چیزی که درست برخلاف تصور شماست.

کلمه زشت را بارها و بارها می گوید چون پاسخ شما برایش بسیار جذاب است.

حواستان باشد که با این تکرار کردن بیشتر یاد می گیرد.

برای مثال، آنها می خواهند بارها یک بازی را تکرار کنند، در حالیکه این بازی برای شما خسته کننده است اما برای انها در واقع تقویت و قوی کردن ارتباطها در مغز بواسطه تکرار است.

معمولا، ما می خواهیم رفتارها، اکتشافات و بازی کردن آنها را تشویق کنیم حتی زمانی که برای بار چهلم نقش یک الهه را به عهده گرفته ایم.

تنها زمانی که رفتار نادرست را دارند نادیده بگیرید.

تربیت کودک دو ساله

2- به صورت غیرمنتظره آنها را سورپرایز کنید

همانطور که گفته شد آنها از هر نوع واکنش غیر منتظره خوششان می آید.

بنابراین، با رفتاری که تقویت کردن آن مشکلی نیست، مانند کارهای خنده دار احمقانه، آنها را سورپرایز کنید.

مثلا در حالی که یک کلاه روی سر دارید سعی کنید عطسه نمایشی کرده به طوریکه کلاه از سر شما بیفتد، خواهید دید که از خنده غش خواهند کرد، و از شما می خواهند آن را بارها و بارها تکرار کنید.

یا تظاهر کنید که وسیله ای به شدت سنگین است در حالیکه این طور نیست و الکی زور بزنید.

هر چیز غیر منتظره ای کودک دو ساله شما را شاد می کند و باز هم این چگونگی یادگیری آنهاست.

بنابراین، شما در حال ایجاد پایه ای برای حس شوخ طبعی هستید.

3- به آنها بگویید چه کاری می توانند بکنند و مقابله با شلوغی کودک 2 ساله

برای کل سال های کودکی حتی تا چهار پنج سالگی، کلمه “نکن” را فراموش کنید. اغلب به آنها بگویید که چه کاری را باید انجام دهند نه چه کاری را نباید.

به جای “ندو” بگویید” سعی کن آروم قدم برداری”.

به جای اینکه بگویید “فریاد نزن” بگویید “آروم صحبت کن”.

بهتره که این کار را تفریحانه کنید. به جای اینکه بگویید آروم قدم بردار بگید “بیا مثل اردک ها راه بریم”.

گاهی هم می توانید حواس آنها را پرت کنید با گفتن اینکه چه کار خلاقانه بهتری می توان انجام داد:

به جای اینکه بگویید روی تخت نپر،

بگویید چقدر انرژی بالایی برای پریدن داری، می تونی رو بالشت هایی روی کف زمین بپری.

استفاده از زبان مثبت به هدایت رفتار آنها کمک می کند، به آنها الگویی برای تبعیت ارائه داده و کمک می کند کاری برای انجام دادن داشته باشند، تا اینکه مجبور باشند یک رفتار را متوقف کنند یا از یک تکانه بازداری کنند.

تربیت کودک دو ساله

4- انجام تکلیف برای رشد ذهنی کودک دو ساله

به آن ها تکلیفی برای انجام دادن بدهید.

با مسئولیت دادن به کودک، حس خودِ تازه یافته‌ی کودک را مهار کنید. این کار حس تسلط کودک را تقویت می کند.

این نکته مهمی برای دو ساله ها و همکاری آنهاست.

حتی اگر کاری هست که شما باید آن را انجام دهید، از انها بخواهید قسمتی از کار باشند.

مثلا زمانی که می خواهید از گاراژ با ماشین خارج شوید آنها را مسئول باز کردن درب گاراژ کنید.

یا مثلا در فروشگاه بگویید من دنبال ماکارونی هستم، لطفا برام پیدا کن.

فواید انجام تکلیف برای کودکان

پژوهش ها نشان داده اند زمانی که به کودکان وظایف و تکالیفی برای انجام دادن می دهیم، حتی اگر انجام این کارها خیلی نامرتب و بد باشد، نتایج خوبی را در دراز مدت خواهیم گرفت.

یک روش مناسب برای تربیت کودک دو ساله است.

کودکان نوپا به طور طبیعی دوست دارند کمک کنند، اما والدین اکثرا به جای پرورش این مسئله، آن را در نطفه خفه می کنند.

اگر به کودک نوپا مسئولیت دهید در بزرگسالی بیشتر برای کار کردن داوطلب می شوند. آنها حتما خودشان اسباب بازی های پخش شده را جمع خواهند کرد، و سر جایش می گذارند.

کارها را طوری تعریف کنید که بیانگر داستان باشند تا توجه آنها جلب شود و همکاری کنند.

5-خواسته های طولانی را به خواسته های کوچک تر تقسیم کنید.

به جای اینکه از کودک بخواهید کفش هایش را بپوشد، که شامل چندین قدم است، آن را به چند مرحله تقسیم کنید.

مثلا بگویید بیا با هم مسابقه پوشیدن کفش بذاریم.

آنها را تشویق کنید خودشان کفش را انتخاب کنند: کدوم کفش رو می خوای؟

نارنجی

یا سبز.

وقتی انتخاب کرد، با هیجان و شمارش کودک را تشویق کنید شروع به پوشیدن کند.

اول پا رو توی کفش کردن بعدش هم بستن چسب یا بند کفش.

6-احساساتشان را نام گذاری کنید و به آنها ارزش بدهید.

کودکان دو ساله در حال یادگیری این هستند که هیجان ها کدامند، هیجان ها را به روش اولیه ای ابراز می کنند نه به صورتی که از لحاظ اجتماعی پذیرفته شده باشد.

در مرحله اول لازم است به آنها آموزش دهیم هیجان ها را بنامند و بشناسند، و بعد باید بدانند که این احساس ها را باید بپذیرند و داشتن هیجان ها و احساس عادی است.

چگونگی ابراز هیجانات در آنها ممکن است مناسب نباشد.

در این حالت برای مثال، به آنها بگویید عصبانی شدن عادی است، اما زدن دیگران خوب نیست.

نامگذاری هیجان ها اولین قدم در یادگیری چگونگی ابراز کردن آنهاست.

ارزش دادن به هیجان های کودک، اینکه به آنها بگویید آنچه احساس می کنند عادی هست و کمک به انها در شناخت هیجانهایشان باعث ارتقای همدلی و رفتارهای اجتماع پسند می شوند.

صحبت کردن در مورد هیجانات هم چنین با رفتارهای مشارکت و همیاری بیشتر در کودکان همبستگی دارد.

تربیت کودک دو ساله به این شکل است که باید بداند فرق رفتارها و احساس ها و عواقب آن چیست.

تربیت کودک دو ساله بازی

7-برنامه های آنها را منظم و قابل پیش بینی کنید.

یکی از چالش برانگیزترین زمان ها برای کودکان زمان های گذار هستند.

مانند آمادگی برای ترک خانه یا برگشتن به آن. آماده شدن برای خواب یا اماده شدن در صبح.

بچه ها حس واقعی نسبت به زمان ندارند.

مثلا گفتن اینکه الان زمان خاموش کردن تلویزیون است یا زمان خوردن شام، ممکن است برای کودک مستبدانه و کنترل گرایانه به نظر برسد.

در نتیجه آنها به مقابله برمی خیزند.

منظم بودن و قابل پیش بودن برنامه های روزانه به کودکان حس کنترل می دهد و میزان بد خلقی ها را کم می کند.

نیازی نیست که یک کار روزمره سفت و سخت تعیین کنید.

اما لازم است که یک سری زمان های مشخص برای خواب و وعده های غذایی تعیین کنید.

مثلا بین ساعت نه تا ده و نیم زمان خوابیدن است.

مثلا اسپاگتی یا سوپ غذای سه شنبه هاست.

در یک مطالعه بزرگ، محققان نشان دادند داشتن یک روتین منظم و مداوم برای به خواب رفتن کودکان، کیفیت خواب آنها را بالا می برد.

کودکانی که ساعت خواب منظم تری داشتند زودتر به خواب می رفتند، سریع تر می خوابیدند، کم تر در طول شب بیدار می شدند و خواب طولانی تری داشتند.

مقالات مرتبط

مشاور کودک این مقالات را به شما پیشنهاد می دهد

سوالات خود در مورد تربیت کودک دو ساله را مطرح کنید.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان به صورت دسته بندی شده در زمینه تربیت کودک و نوجوان آورده شده است.

چه شرایطی باعث می شوند که یک پدر و مادر، والدین خوبی باشند؟

  • صبور بودن. این یک مورد مهمی است، صبور بودن یک نوع مزیت می باشد!
  • گوش دادن. در حالیکه اکثر والدین بر این باورند که در حین صحبت کردن بچه هایشان به طور واقعی به حرفهایشان گوش می دهند، ولی شما به راحتی می توانید از طریق بیان کردن اظهارنظرهای کوتاه باعث شوید که فرزند شما اولویت های مدنظرتان را در نظر داشته باشد. …
  • شناخت.
  • همسانی.
  • همدلی یک وش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
  • توانایی مربوط به بیان کردن دوست داشتن.
  • سختگیری نکردن.
  • انعطاف پذیری.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

والدین خوب به چه معنایی می باشد؟

والدین مناسب مطلع می باشند که فرزندان خودشان را در چه زمانی آزاد بگذارند.

ما نیاز داریم که نحوه تفکر مستقل، حل کردن مشکلات و داشتن یک اعتماد عمیق به توانایی های خودشان را به فرزندانمان آموزش دهیم.

با توجه به زمان و کارایی موجود، کاری که والدین برای فرزندان خودشان انجام می دهند، عبارت از مواردی می باشد که خود فرزندان به راحتی می توانند برای خودشان انجام بدهند.

چهار سبک ارتباط والدین با فرزندان 

این سبک های سرپرستی در چهار گروه گسترده ای قرار می گیرند که به صورت کلی مورد پذیرش قرار گرفته است.

هر چند که محققان مختلف، عناوین مختلفی را برای این سبک ها در نظر گرفته اند، ولی معمولا این سبک ها به این صورت نامگذاری می شوند:

  • قدرت طلب،
  • مقتدر،
  • آسان گیر و
  • دخالت نکننده.
  • والدین قدرت طلب سخت گیر و
  • کنترل کننده هستند.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان

یک فرد به چه نحوی می تواند به یک پدر خوب یا مادر خوب تبدیل شود؟

8 روش برای تبدیل شدن به والدین بهتر و ارتباط والدین با فرزندان شامل:

  1. اجتناب کردن از مقایسه و لقب گذاری. شما می توانید یک نوع والدینی باشید که زمان خودش را صرف آموزش دادن روش ها، عادت ها و رفتار های خوب به کودکانش می کند. …
  2. حرف هایی که می گویید را انجام بدهید.
  3. اجازه بدهید که فرزند شما اشتباهاتی انجام بدهد.
  4. هیچ کاری انجام ندهید. …
  5. مصرف غذای خودتان را به عنوان ابزاری برای راحتی یا تشویق کردن استفاده کنید.
  6. نسبت به رفتار “بد” بی توجه باشید.
  7. به قدرت خودتان اعتماد داشته باشید.
  8. نسبت به پذیرفتن تغییرات آمادگی داشته باشید.

 

چه ویژگی هایی یک فرد را به یک پدر یا مادر خوب یا بد تبدیل می کنند؟

ویژگی هایی که منجر به ایجاد یک پدر یا مادر خوب یا بد می شوند، عبارتند از:

  • دوست داشتن بدون قید و شرط. زمانی که شما بدون هیچ شرطی فرزندتان را دوست می دارید، بدون توجه به هیچ موردی وی را دوست خواهید داشت و مورد پذیرش قرار خواهید داد. …
  • نظم. زمانی که یک کودک با مشکلی مواجه می شود، والدین برای رفع این مشکل یک سری راه حل هایی را در اختیار دارند می توانند این کار را با استفاده از مجازات و یا نظم دهی انجام بدهند.
  • راهنمایی کردن با استفاده از یک مثال.
  • همسانی و انعطاف پذیری دیگر عنصر مهم در برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان
  • استقلال.

چه نوع پدر یا مادری یک پدر یا مادر بدی می باشد؟

تعریف والدین بد عبارت از یک تعریف ساده مربوط به تربیت ضعیف نمی باشد، بلکه یک سری از اقداماتی را شامل می شود که همواره بر روی رفتار و وضعیت روان شناختی فرزند یک تاثیر بدی می گذارد.

شاید والدین احساس گناه بکنند و بخواهند که اشتباهات خودشان را جبران کنند، ولی این مورد در اغلب مواقع به ایجاد نتایج بدتری منجر می شود.

40 تکنیک روش برقراری صحیح ارتباط والدین با فرزندان کودک

شما به چه نحوی می توانید تشخیص بدهید که یک پدر یا مادر بدی هستید؟

8 علامت مربوط به یک پدر یا مادر بد بودن عبارتند از:

  1. اجتناب کردن و بی توجه بودن به فرزندتان.
  2. سوء استفاده فیزیکی یا زبانی.
  3. بیان کردن یک مثال بد.
  4. طرفداری یا تعصب.
  5. قدرت طلبی ناعادلانه.
  6. رفتار مالی غیر مسولانه.
  7. مزاحمت یا ناز پرورده کردن بیش از حد.
  8. اعتماد نداشتن به کودک.

 

علائم مربوط به یک پدر بد چه مواردی می باشند؟

رشد کردن تحت سرپرستی والدین مسموم، برای هر کودکی سخت می باشد، ولی شما می توانید علائم چنین سرپرستی را مشخص کنید و سعی کنید که یک آینده شادتری را برای فرزندانتان ایجاد کنید.

  • چنین فردی بیش از حد انتقاد می کند.
  • چنین فردی از طریق سکوت کردن با شما برخورد می کند.
  • چنین فردی تهدیدات را فریاد می زند.
  • چنین فردی همه چیز را به سایر افراد بیان می کند.
  • چنین فردی دارایی های موجود را از بین می برد.
  • چنین فردی به صورت پرخاشگرانه برخورد می کند.
  • چنین فردی نسبت به شما بی توجه می باشد.
  • چنین فردی منجر به ترسیدن شما می شود.

 

مهمترین کارهایی که والدین باید انجام بدهند، چه مواردی می باشند؟

10 مورد مهمی که والدین می توانند برای افزایش سطح اعتماد موجود انجام بدهند، عبارتند از:

  1. تایید کنید که آنها تمامی تلاششان را انجام می دهند.
  2. اجازه بدهید که آنها خودشان مشکلاتشان را حل کنند.
  3. حس کنجکاوی آنها را تایید و مورد حمایت قرار دهید.
  4. مبناهای مربوط به موفقیت را به فرزند خودتان آموزش دهید.
  5. در فرآیند آموزشی فرزندتان مشارکت داشته باشید.
  6. یک سری مسولیت هایی را به فرزندتان محول کنید.
  7. به فرزندتان کمک کنید که احساسات خودش را بیان کند.
  8. تمامی چالش ها و اتفاقات بد مربوط به فرزندتان را تایید کنید و از وی تحسین کنید.
  9. یک سری چالش هایی را برای فرزند خودتان ایجاد کنید.
  10. عملکرد آنها را مورد قضاوت یا انتقاد قرار ندهید.

 

مقالات مرتبط